نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
به گزارش اکوایران، روزنامه کیهان با لحنی تند به جدال لفظی میان اکتای براهنی، حامد بهداد و داریوش ارجمند واکنش نشان داد. کیهان نوشت: «کارگردان و بازیگر یک فیلم ضدخانواده با بیحرمتی به یک بازیگر پیشکسوت که در جایگاه پدربزرگ ایشان است، سطح نازل فرهنگ و ادب خود را به رخ کشیدند. یک اظهار نظر […]
به گزارش اکوایران، روزنامه کیهان با لحنی تند به جدال لفظی میان اکتای براهنی، حامد بهداد و داریوش ارجمند واکنش نشان داد. کیهان نوشت: «کارگردان و بازیگر یک فیلم ضدخانواده با بیحرمتی به یک بازیگر پیشکسوت که در جایگاه پدربزرگ ایشان است، سطح نازل فرهنگ و ادب خود را به رخ کشیدند.
یک اظهار نظر ساده از سوی داریوش ارجمند باعث بدزبانی و پریشانگویی اکتای براهنی و حامد بهداد، کارگردان و بازیگر فیلم «پیر پسر» علیه او شد.
گویا ضدِ فرهنگ و خانوادهستیز بودن این فیلم، به کارگردان و بازیگر آن هم سرایت کرده است. میتوان یک بازیگر را در هر مقام و موقعیتی، مورد نقد قرار داد و حتی تندترین انتقادات را به کارش روا داشت. اما براهنی و بهداد از موضعی بالا و با بیان الفاظ و ادبیاتی برآمده از تکبر، پایین بودن سطح فرهنگ و ادب خود را عیان کردند. براهنی پیش از این هم در واکنش به نقد ساده یک منتقد پیشکسوت، با ادبیاتی نازل و موهن واکنش نشان داده بود.»
ماجرا از جایی شروع شد که داریوش ارجمند در گفتوگویی از پیشنهاد بازی در فیلم «پیرپسر» سخن گفت و دلیل رد آن را چنین عنوان کرد: «فیلمها و سریالهای ما دیگر همه کپی فیلمهای خارجی شدهاند. حتی دیگر یک پلیس ایرانی هم در آثارمان نمیبینیم.»
حامد بهداد، بازیگر نقش «پسر غلام باستانی» در «پیرپسر» به این گفته ارجمند اینگونه پاسخ داد: «ایفای این نقش مستلزم داشتن توان بدنی، اخلاق حرفهای و تکنیک بازیگری است که هیچکدام در داریوش ارجمند نیست.»
واکنش اکتای براهنی، کارگردان فیلم نیز چنین بود: «او در توهم «مالک اشتر» شناور است. من حتی یک کلمه با او حرف نزدهام و او را ندیدهام.»
بحران مسکن دیگر فقط به معنای سختتر شدن خرید خانه نیست؛ حالا تعریف «خانه» هم در حال تغییر است. افزایش شکاف درآمدی، تورم مزمن و جهش اجارهبها باعث شده نسل جوان، دانشجویان و کارمندان تازهکار بهجای الگوی سنتی مسکن، به سراغ گزینههای کوچکتر، موقتتر و اقتصادیتر بروند؛ از پانسیونها و اقامتگاههای خودگردان گرفته تا سوییتهای اشتراکی و واحدهای کوچک با خدمات پایه.
این گزارش را با یکی از کلیشههای آشنا اما مهم آغاز میکنم: جهانی شدن معضل مسکن. افزایش جمعیت، بهویژه مهاجرت گسترده به شهرهای بزرگ، موجب رشد چشمگیر تقاضای مسکن شده است. این فشار تقاضا زمانی تشدید میشود که با شکاف درآمدی و تورم مزمن همراه گردد. در واقع، میتوان گفت این عوامل از تاثیرگذارترین متغیرها در بحران مسکن معاصر هستند.در دنیای امروز، حتی تعریف سنتی مسکن نیز تغییر کرده است. آنچه قبلا صرفا چهار دیوار و سقفی برای زندگی به شمار میرفت، امروز اشکال متنوعتری پیدا کرده. رشد ۱۵ درصدی تقاضا برای PBSA (مسکن دانشجویی اختصاصی) در اروپا و افزایش قابل توجه آگهیهای پانسیون دانشجویی-کارمندی در شهرهای بزرگ ایران، بهویژه تهران، گواه روشنی بر این تحول و تغییر نیازهای جدید است.
ابعاد واقعی بازار سرمایهگذاری ساختمانی در تهران نسبت به ۱۸سال گذشته، تقریبا هیچ تغییری نکرده، آن هم در شرایطی که روند تقاضا در بازار مسکن دستکم از محل افزایش تعداد خانوارها در پایتخت حدود ۲۰درصد افزایش یافته است.
خانهدار شدن در ایران چقدر سختتر از بقیه دنیاست؟ بررسی دادههای جهانی نشان میدهد پاسخ این سؤال، حداقل از منظر شاخصهای بینالمللی، مثبت است.
Δ