نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
خروج روزافزون متخصصان از کشور مسألهای است که پیامدهایش فراتر از آمار ساده است؛ کاهش توان پژوهشی، فشار بر خدمات و از دست رفتن فرصتهای اقتصادی را در پی دارد.
این نوشته تلاش میکند با نگاهی تحلیلی و مبتنی بر داده، دلایل اصلی، مسیرهای مهاجرت و مقاصد محبوب نخبگان ایرانی را روشن کند و به سوالهای کلیدی درباره پزشکان، مهندسان و دانشجویان پژوهشگر پاسخ دهد. در ادامه خواهید خواند چگونه تفاوتهای درآمدی، امکانات تحقیقاتی محدود و نبود نقشه شغلی شفاف نقش محرک را ایفا میکنند، کدام کشورها و بازارها انتخاب اول متخصصان بودهاند و چه هزینههای فرصت اقتصادی از خروج سرمایه انسانی ناشی میشود. علاوه بر تشریح آمارها و روندهای زمانی، راهکارهای سیاستی و پیشنهادهای عملی برای کاهش فرار مغزها و ارتقای ظرفیت ملی بررسی میشود. خواندن این مطلب برای مدیران بخش خصوصی و عمومی، پژوهشگران و نخبگانی که تصمیم به ترک یا بازگشت دارند مفید خواهد بود. اگر میخواهید تصویر کاملتری از وضعیت فعلی، راهکارهای بازدارنده و فرصتهای تحصیلی و شغلی در خارج به دست آورید، تا پایان همراه باشید. با ارائه آمار بهروز، نمونههای میدانی و مقایسه سیاستهای موفق بینالمللی، هدف این گزارش کمک به تصمیمگیریهای آگاهانه و طراحی راهکارهای عملی است تا سرمایه انسانی حفظ و تقویت شود.
پدیدار شدن جریان خروج نیروی انسانی متخصص از ایران در دو دهه اخیر تابعی از ترکیب عوامل اقتصادی، آموزشی و سیاستگذاری بوده است. دادههای رسمی و تحلیلهای میدانی نشان میدهد که علاوه بر انگیزههای فردی برای پیشرفت حرفهای، کمبود امکانات تحقیقاتی، تفاوت معنادار درآمد و عدم شفافیت مسیر رشد شغلی از جمله محرکهای اصلی مهاجرت به شمار میروند. مطالعههای منتشرشده در رسانههای تخصصی و گزارشهایی که مجله پاسینیک نیز به گردآوری و بررسی آنها پرداخته است، حاکی از آن است که این پدیده همزمان با تغییرات در نظام آموزش عالی و بازار کار تشدید شده است.
اگر به دنبال مطالب مشابه دیگری هستید، به سایت پاسینیک حتما سربزنید.
آمار مهاجرت نخبگان نشان میدهد از سال ۱۳۸۹ نمونهای از خروج گسترده متخصصان ثبت شده که در آن سال حدود ۶۰ هزار نفر از مهاجران در زمره نخبگان طبقهبندی شدند؛ افرادی که اغلب در المپیادها یا با رتبههای برتر کنکور شناخته میشدند. گزارش بنیاد ملی نخبگان نیز بین سالهای ۸۲ تا ۸۶ از مهاجرت ۳۰۸ دارنده مدال المپیاد و ۳۵۰ نفر از برترینهای آزمون سراسری خبر داده است. تخمینهای متفاوتی درباره خسارت اقتصادی ناشی از خروج نخبگان مطرح شده؛ از برآورد بانک جهانی نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار تا گزارشهایی که خسارت خروج دانشجویان را تا ۱۵۰ میلیارد دلار برآورد میکنند، که تفاوت ارقام ناشی از روشهای محاسبه و محدوده زمانی بررسیهاست.
وضعیت مهاجرت متخصصان ایرانی در عمل متنوع است؛ گروهی با هدف تحصیلی و پژوهشی به اروپا و کانادا میروند، برخی پزشکان و مهندسان به بازارهای منطقهای و خلیج فارس مهاجرت میکنند و بخشی نیز به کشورهای توسعهیافته برای اشتغال در شرکتهای فناوری یا مراکز تحقیقاتی میروند. ترکیه، کانادا، آلمان و ایتالیا بهعنوان مقاصد رایج ذکر میشوند و در سالهای اخیر عمان نیز به دلیل رشد صنایع نفت و گاز و نیاز به مهندسین، مقصدی جذاب شده است. تغییرات ژئوپولیتیکی، سیاستهای ویزا و شبکههای مهاجرتی در انتخاب مقصد نقش تعیینکننده دارند؛ برای مثال نزدیکی فرهنگی و سهولت دریافت ویزا باعث شده ترکیه و عمان گزینههای اولیه برای برخی متخصصان باشند.
مهاجرت پزشکان و مهندسان سهم قابلتوجهی از خروج نخبگان را تشکیل میدهد و تبعات آن بر خدمات عمومی و زیرساختهای فنی محسوس است. در حوزه بهداشت، کمبود پزشک متخصص در مناطق محروم تشدید میشود و هزینههای جذب نیروی خارجی یا افزایش بار کاری پزشکان باقیمانده بالا میرود. در بخش مهندسی، خروج نیروهای باتجربه به معنای تأخیر در تکمیل پروژههای صنعتی و افزایش هزینههای آموزش نیروهای جایگزین است. تجربههای میدانی نشان میدهد ارائه بستههای جبرانی مانند تسهیلات مالی، مسیرهای ارتقای حرفهای شفاف و همکاری با شرکتهای بینالمللی میتواند نرخ خروج را کاهش دهد؛ راهکارهایی که مجله پاسینیک در گزارشهای خود به تحلیل عملیاتی آنها پرداخته است.
مهاجرت تحصیلی نخبگان بهویژه در سطوح کارشناسی ارشد و دکتری نقش مهمی در آمار خروج دارد و تحت تأثیر کیفیت و فرصتهای پژوهشی داخلی است. براساس آمار مربوط به سال ۱۳۹۱ حدود ۱۵۰ هزار دانشجو تقاضای خروج ثبت کردند که بیشترشان متقاضی تحصیل در دورههای تکمیلی بودند؛ این جریان دانشجویی در گزارشهای مختلف بهعنوان عامل اصلی «فرار مغزها» مطرح شده و برخی محاسبات خسارتهای اقتصادی سنگینی را به آن نسبت دادهاند. تفاوت بین آمارها، از جمله تخمین ۱۱۰ هزار دانشجوی خارجشده در یادداشت فایننشال تایمز و ارقام داخلی، نشاندهنده پیچیدگی پایش دقیق این پدیده است و ضرورت داشتن سامانههای منسجم رهگیری مهاجرت تحصیلی را برجسته میسازد.
تاثیر مهاجرت بر اقتصاد ایران در سطوحی فراتر از محاسبه مستقیم هزینه آموزش و سرمایهگذاری است؛ از دست رفتن ظرفیت نوآوری، کاهش بازدهی سرمایهگذاری در پژوهش و کاهش انگیزه سرمایهگذاران خصوصی از مهمترین پیامدهاست. برآوردهای رسمی و تحلیلی، از جمله برآورد ۵۰ میلیارد دلاری بانک جهانی، نشان میدهد خروج نخبگان فشار بلندمدتی بر رشد اقتصادی وارد میکند. برای کاهش این خسارت باید مجموعهای از اقدامات همراستا اجرا شود: ارتقای منابع مالی پژوهشی، ایجاد مشوقهای مالی و غیرمالی برای بازگشت نخبگان، طراحی مسیرهای شغلی شفاف در بخش دولتی و خصوصی، و توسعه شبکههای همکاری بینالمللی که اجازه انتقال فناوری بدون از دست رفتن سرمایه انسانی را میدهد. سیاستهای موفق نمونهای را میتوان در کشورهایی دید که با بستههای ترکیبی از بورسیههای بازگشت، معافیتهای مالیاتی موقت و حمایت از کارآفرینیِ پژوهشی توانستهاند نرخ بازگشت را افزایش دهند؛ تجاربی که مجله پاسینیک برای برنامهریزان داخلی جمعبندی و قابل تطبیق معرفی کرده است.
مقالات مشابه بیشتری را از اینجا بخوانید.
آنچه این گزارش نشان داد، نه صرفاً آمار خروج که پیام واضحی درباره ظرفیتهای ازدسترفته و فرصتهای نابایگانی است؛ مواجهه مؤثر نیازمند ترکیبی از سیاستهای هدفمند و اقدامات فوری است. گام اول سنجش دقیق است: ایجاد سامانه رصد مهاجرت نخبگان و معیارهای عملکرد (نظیر نرخ بازگشت، ماندگاری پژوهشگران، و سهم پروژههای تحقیقاتی داخلی) شرایط تصمیمگیری را بهبود میبخشد. دوم، تخصیص هدفمند منابع پژوهشی و طراحی بستههای انگیزشی مالی و حرفهای که مسیرهای شغلی شفاف و پلهای انتقال دانش را فراهم کند. سوم، تقویت شبکههای بینالمللی و سازوکارهای همکاری از راه دور تا امکان انتقال فناوری بدون از دست رفتن سرمایه انسانی مهیا شود. برای مدیران سازمانی و دانشگاهها توصیه میشود برنامههای بازگشت کوتاهمدت (فلوشیپهای ترکیبی، معافیتهای مالیاتی موقت، و پستهای پژوهشی دوگانه) را اجرا کنند. اجرای این اقدامات نه تنها مانع هزینههای جایگزینی نیروی انسانی میشود بلکه بازگشت نوآوری و جذابیت سرمایهگذاری را تسریع میکند. اگر مدیریت سیاستها مبتنی بر داده و تسهیلگر مسیرهای حرفهای باشد، میتوان از مهاجرت نخبگان بهعنوان چالشی برگشتپذیر به فرصتی برای بازسازی ملی استفاده کرد؛ آیندهای که با بازگشت توانمندیها شکل میگیرد.
منبع :
aftabeghtesad
قیمت بلیط هواپیما برخلاف تصور رایج، یک عدد ثابت یا کاملاً سلیقهای نیست. این قیمت حاصل مجموعهای از عوامل اقتصادی، عملیاتی و مدیریتی است که در کنار هم هزینه نهایی سفر هوایی را شکل میدهند. برخی از این عوامل به ساختار کلان اقتصاد مربوطاند و برخی دیگر به تصمیمهای ایرلاینها، میزان تقاضا و شرایط زمانی […]
پرونده نهایی 8 روستای ایران به سازمان جهانی گردشگری ارسال خواهد شد تا در رای گیری نهایی در سال 2026 فهرست روستاهای ثبت جهانی شده ایران گسترده تر شود.
صالحیامیری، وزیر گردشگری گفت:امروز هر گردشگر بهطور متوسط ۱۲۷۰ دلار در ایران هزینه میکند. سال گذشته ۷ میلیون و ۳۹۹ هزار گردشگر به کشور آمدند. با وجود رکودی که در پی جنگ تحمیلی ایجاد شد، بلافاصله مسیر بازسازی و جذب گردشگر را آغاز کردیم. در این مسیر به کشورهای مختلفی از تاجیکستان، ارمنستان، آذربایجان، ازبکستان و روسیه تا همسایگان منطقهای از عربستان، عراق و مصر و دیگر کشورها توجه ویژه شده است. امیدواریم امسال ظرفیت گردشگری کشور از سال گذشته هم بیشتر باشد.
از دو ماه پیش با افزایش بیضابطه نرخ بلیتها، سازمان حج و زیارت به جای دفاتر زیارتی مستقیم وارد میدان شد تا پروازهای عتبات را برای کاروانها تأمین کند. نتیجه این اقدام، تثبیت قیمت بلیت رفتوبرگشت عتبات (از تهران ۱۵ میلیون تومان) و کوتاه شدن دست واسطهها بود.
یکی از نکاتی که همیشه برام مبهمه اینه که آیا واقعاً آمارهای مطرحشده درباره خروج نخبگان اغراقآمیزه یا کمبرآوردشده؟ چون هر منبع عدد متفاوتی میده. چطور میشه یک تصویر دقیقتر پیدا کرد؟
تفاوت اعداد بیشتر به روشهای سنجش و دامنه تعریف «نخبه» برمیگرده. ایجاد یک سامانه رصد ملی که اطلاعات آموزش عالی، مهاجرت تحصیلی و اشتغال خارجی رو یکپارچه کنه تنها راه رسیدن به تصویر دقیقتره.
Δ