نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
تحریم شرکتهای چینی بهدلیل همکاری با ایران، اینبار با واکنشی متفاوت از سوی پکن روبهرو شد؛ واکنشی که نشان میدهد چین در حال حرکت به سمت مقابله حقوقی و اقتصادی مستقیم با آمریکاست.
خبرگزاری مهر، گروه بینالملل: در ادامه سیاستهای فشار و زورگویی آمریکا علیه ایران، واشنگتن در هفتههای اخیر پنج شرکت و پالایشگاه چینی از جمله «هنگلی پتروشیمی» را بهدلیل همکاری در خرید نفت ایران تحریم کرد. همزمان، دهها شرکت کشتیرانی و نفتکش مرتبط با صادرات نفت ایران نیز هدف تحریم قرار گرفتند و وزارت خزانهداری آمریکا به بانکها و مؤسسات مالی خارجی درباره هرگونه همکاری با شبکه مالی ایران هشدار داد.
این اقدامات در حالی انجام میشود که آمریکا پس از ناکامی در مواجهه با ایران از مسیرهای سیاسی و میدانی، بار دیگر تلاش کرده با استفاده از ابزار تحریم، فشار اقتصادی بر تهران را افزایش دهد و کشورهای دیگر را نیز وادار به تبعیت از سیاستهای خود کند.
در برابر این رویکرد، چین واکنشی متفاوت و کمسابقه نشان داد؛ وزارت بازرگانی چین در بیانیهای رسمی، تحریمهای آمریکا علیه شرکتهای چینی را «غیرقانونی» توصیف و تأکید کرد که شرکتهای چینی نباید از این تحریمها تبعیت کنند. پکن همچنین با استناد به قانون مقابله با تحریمهای خارجی مصوب ۲۰۲۱ اعلام کرد در برابر اقدامات فرامرزی و یکجانبه آمریکا خواهد ایستاد.
اهمیت این موضع در آن است که چین اینبار تنها به اعتراض دیپلماتیک اکتفا نکرده، بلکه عملاً وارد مرحله مقابله حقوقی و اقتصادی با فشارهای واشنگتن شده است؛ موضوعی که نشان میدهد سیاست تحریم و تهدید آمریکا، حتی در میان قدرتهای بزرگ جهان نیز با مقاومت فزایندهای روبهرو شده است.
تبدیل تحریمهای آمریکا به میدان تقابل مستقیم پکن و واشنگتن
واکنش اخیر چین به تحریم شرکتها و پالایشگاههای این کشور را نمیتوان صرفاً دفاع از چند مجموعه اقتصادی یا اختلافی محدود بر سر تجارت نفت با ایران دانست. آنچه در هفتههای اخیر رخ داده، در واقع نشانه ورود رقابت چین و آمریکا به مرحلهای آشکارتر و پرتنشتر است؛ مرحلهای که پکن دیگر حاضر نیست مانند گذشته، صرفاً نظارهگر استفاده آمریکا از ابزار تحریم علیه شرکتها و منافع اقتصادی خود باشد.
طی سالهای گذشته، آمریکا بارها با تکیه بر سلطه مالی و نفوذ گسترده دلار در اقتصاد جهانی، تلاش کرده سیاستهای خود را فراتر از مرزهایش به دیگر کشورها تحمیل کند. تحریم شرکتهای چینی بهدلیل همکاری اقتصادی با ایران نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ اقدامی که از نگاه پکن، نمونهای از سوءاستفاده آمریکا از قدرت اقتصادی و دخالت در روابط تجاری مستقل کشورها به شمار میرود. به همین دلیل، چین اینبار برخلاف رویه محتاطانه گذشته، تصمیم گرفت واکنشی علنی و عملی نشان دهد.
بیانیه رسمی وزارت بازرگانی چین و دستور به شرکتهای این کشور برای اجرا نکردن تحریمهای آمریکا، در واقع پیام مستقیمی به واشنگتن بود؛ پیامی مبنی بر اینکه پکن دیگر تحریمهای فرامرزی آمریکا را مشروع نمیداند و آماده است برای دفاع از منافع خود، هزینه تقابل اقتصادی با آمریکا را بپذیرد. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم چین در سالهای گذشته معمولاً تلاش میکرد تنشهای اقتصادی با آمریکا را مدیریت و از درگیری مستقیم پرهیز کند اما اکنون شرایط تغییر کرده است.
پکن بهخوبی میداند که هدف اصلی واشنگتن تنها محدود کردن صادرات نفت ایران نیست بلکه آمریکا در تلاش است شبکه اقتصادی و تجاری چین را نیز تحت فشار قرار دهد و مانع گسترش نفوذ اقتصادی این کشور در جهان شود. از همین رو، پرونده ایران برای چین صرفاً یک موضوع منطقهای نیست، بلکه بخشی از رقابت بزرگتر با آمریکاست؛ رقابتی که از جنگ تعرفهها و فناوری تا انرژی و مسیرهای تجاری جهانی امتداد پیدا کرده است.
در همین چارچوب، اقدام اخیر چین را میتوان بخشی از تلاش این کشور برای ساختن سازوکارهای مستقل در برابر فشارهای آمریکا ارزیابی کرد؛ از توسعه مبادلات با یوان گرفته تا حمایت حقوقی از شرکتهای چینی در برابر تحریمهای خارجی. این روند نشان میدهد پکن بهتدریج در حال عبور از سیاست «مدارا با فشارهای آمریکا» و حرکت به سمت سیاست «مقابله فعال» است؛ تغییری که میتواند در آینده، دامنه رویارویی اقتصادی این دو کشور را گستردهتر کند.
شکست تدریجی راهبرد فشار حداکثری علیه ایران
یکی از مهمترین اهداف آمریکا از تحریم پالایشگاهها و شرکتهای چینی، قطع یا دستکم کاهش جدی صادرات نفت ایران بود؛ راهبردی که واشنگتن سالهاست آن را با عنوان «فشار حداکثری» دنبال میکند. دولت آمریکا تصور میکرد با تهدید بانکها، شرکتهای بیمه، شبکه حملونقل دریایی و پالایشگاههای آسیایی، میتواند مسیر فروش نفت ایران را مسدود و تهران را از مهمترین منبع درآمد ارزی محروم کند. با این حال، تحولات ماههای اخیر نشان میدهد این ابزار دیگر مانند گذشته کارایی ندارد.
برخلاف انتظار واشنگتن، نهتنها صادرات نفت ایران متوقف نشد بلکه چین همچنان بزرگترین خریدار نفت ایران باقی ماند. بخش مهمی از این تجارت نیز از مسیرهایی انجام میشود که خارج از کنترل مستقیم نظام مالی آمریکا قرار دارند؛ از مبادلات مبتنی بر یوان گرفته تا استفاده از بانکهای کوچک و شبکههای مالی غیر وابسته به سوئیفت. همین مسئله باعث شده آمریکا با وجود تحریمهای گسترده، نتواند همان فشار اقتصادی موردنظر خود را بر ایران اعمال کند.
واقعیت آن است که جهان امروز با دوران یکهتازی اقتصادی آمریکا تفاوت پیدا کرده است. در سالهای گذشته، بسیاری از کشورها و شرکتها بهدلیل ترس از قطع دسترسی به بازار و نظام بانکی آمریکا، ناچار به تبعیت کامل از تحریمهای واشنگتن بودند اما اکنون قدرتهای بزرگی مانند چین به این جمعبندی رسیدهاند که وابستگی بیش از حد به ساختار مالی تحت سلطه آمریکا، خود به یک تهدید راهبردی تبدیل شده است. به همین دلیل، روند ایجاد مسیرهای مالی و تجاری جایگزین با سرعت بیشتری دنبال میشود.
از سوی دیگر، تداوم استفاده آمریکا از تحریم بهعنوان ابزار فشار سیاسی، موجب شده بسیاری از کشورها این سیاست را نه یک اقدام حقوقی، بلکه ابزاری برای تحمیل اراده واشنگتن به دیگران بدانند. همین نگاه، انگیزه کشورها برای فاصله گرفتن از ساختارهای اقتصادی تحت کنترل آمریکا را افزایش داده است. در چنین شرایطی، تحریمهای جدید علیه چین و ایران بیش از آنکه نشانه قدرت آمریکا باشد، تا حدی بیانگر نگرانی واشنگتن از کاهش تدریجی نفوذ اقتصادی و مالی خود در جهان است.
در عمل، فشارهای آمریکا نتیجهای معکوس نیز داشته است. ایران و چین در سالهای اخیر به سمت همکاریهای مقاومتر اقتصادی حرکت کردهاند و تجربه تحریمها باعث شده دو کشور برای کاهش وابستگی به دلار و مسیرهای مالی غربی، گزینههای جدیدی را دنبال کنند. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند تکرار سیاست تحریم، بیش از گذشته به فرسایش اعتبار و اثرگذاری ابزار اقتصادی آمریکا منجر خواهد شد.
چشمانداز تغییر موازنه قدرت جهانی در سایه کارزار علیه ایران
تحولات اخیر نشان میدهد پرونده ایران دیگر صرفاً یک بحران منطقهای یا موضوعی محدود به مناقشات تهران و واشنگتن نیست، بلکه به بخشی از رقابت گستردهتر قدرتهای جهانی تبدیل شده است. چین، برخلاف بسیاری از کشورهای همپیمان آمریکا، جنگ و فشار علیه ایران را جدا از راهبرد کلان واشنگتن برای مهار قدرتهای مستقل ارزیابی نمیکند. از نگاه پکن، همان سیاستی که امروز علیه ایران بهکار گرفته میشود، میتواند فردا علیه چین نیز با ابعاد گستردهتر تکرار شود.
در این میان، مسئله امنیت انرژی اهمیت ویژهای برای چین دارد. اقتصاد چین به واردات گسترده انرژی وابسته است و منطقه غرب آسیا، بهویژه تنگه هرمز، یکی از مسیرهای حیاتی تأمین انرژی این کشور به شمار میرود. به همین دلیل، هرگونه تنش یا بیثباتی در این منطقه مستقیماً بر منافع اقتصادی و امنیتی پکن اثر میگذارد. از همین زاویه، چین تلاش کرده همزمان با مخالفت با فشارهای آمریکا علیه ایران، نقش فعالتری نیز در تحولات سیاسی منطقه از حمایت راهحل سیاسی گرفته تا مشارکت در طرحهای دیپلماتیک برای کاهش تنشها ایفا کند.
همزمان، آنچه بیش از گذشته جلب توجه میکند، کاهش توان آمریکا در تحمیل خواستههای خود به دیگر قدرتهاست. واشنگتن همچنان از ابزار تحریم، تهدید و فشار اقتصادی استفاده میکند اما برخلاف گذشته، دیگر با تبعیت کامل بازیگران بزرگ جهانی روبهرو نیست. واکنش اخیر چین به تحریمهای آمریکا علیه شرکتهایش، نشانهای از همین تغییر تدریجی در معادلات قدرت است؛ تغییری که بیانگر شکلگیری جهانی پیچیدهتر و کمتر وابسته به اراده یکجانبه آمریکاست.
در چنین شرایطی، تقابل اخیر واشنگتن و پکن بر سر ایران را باید فراتر از یک اختلاف اقتصادی یا نفتی دانست. این رویارویی در واقع بخشی از جدال بزرگتر بر سر آینده نظم جهانی است؛ نظمی که آمریکا تلاش میکند همچنان بر پایه فشار، تحریم و برتری یکجانبه حفظ کند اما چین و قدرتهای نوظهور بهدنبال ایجاد موازنهای تازه در برابر آن هستند. به همین دلیل، ایستادگی چین در برابر تحریمهای آمریکا تنها حمایت از ایران یا دفاع از چند شرکت اقتصادی نیست بلکه نشانهای از تغییر تدریجی آرایش قدرت در جهان و افزایش مقاومت کشورها در برابر سیاستهای یکجانبه واشنگتن به شمار میرود.
یک نظرسنجی جدید از صهیونیستها در سرزمینهای اشغالی نشان داد که اکثر آنها مخالف پایان دادن به جنگ علیه ایران هستند.
همزمان با طرح ادعاهایی مبنی بر نزدیک شدن به «توافق آتش بس یک صفحه ای» بین ایران و آمریکا، مقامات ارشد پاکستان در خصوص رسیدن به این توافق برای تضمین ثبات پایدار منطقه ای ابراز امیدواری کردند.
یک رسانه صهیونیستی نوشت عقب نشینی رئیس جمهوری آمریکا در قبال ایران موجب سردرگمی تل آویو شده است.
جوزف عون، رئیس جمهور لبنان، به مناسبت روز شهدا در لبنان، تأکید کرد که حفاظت از آزادی بیان، حفظ وحدت کشور و ساختن یک دولت قوی، اولویتهای این مرحله هستند.
Δ