بازتاب روزانه جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی برای متجاوزان در حال آشکار شدن است.

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی برای طرف‌های متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرده و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و درا دامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های غربی

نیویورک تایمز در مقاله‌ای به قلم جاستین ولفرز، استاد اقتصاد دانشگاه میشیگان، با رد آمار رسمی ۲۵ میلیارد دلاری پنتاگون برای هزینه جنگ ایران، این رقم را «گمراه‌کننده» خواند و تصریح کرد که هزینه واقعی این مناقشه برای خانوارهای آمریکایی هزاران و برای کل اقتصاد صدها میلیارد دلار خواهد بود. به نوشته این اقتصاددان، محاسبه پنتاگون صرفاً شامل مهمات مصرفی و تجهیزات از بین رفته است، در حالی که تبعات واقعی جنگ شامل اختلال در بازار نفت، سقوط اعتماد مصرف‌کننده، کاهش اشتغال و رشد اقتصادی می‌شود.

ولفرز با اشاره به افزایش ریسک ژئوپلیتیک، تأکید می‌کند که شاخص مربوطه افزایش چشمگیری یافته و طبق برآورد فدرال رزرو، این میزان ریسک می‌تواند به از دست رفتن یک میلیون شغل در آمریکا منجر شود. وی همچنین از کاهش ۵ درصدی ارزش سهام و نابودی ۳ تریلیون دلاری ثروت در بازارهای مالی خبر داده و استناد به تحلیل گلدمن ساکس، کاهش ۰.۵ درصدی رشد اقتصادی آمریکا را معادل ۴۰۰ میلیارد دلار درآمد از دست رفته ارزیابی می‌کند.

این گزارش با اشاره به افزایش ۴۰ درصدی بودجه دفاعی پیشنهادی ترامپ (معادل ۶۰۰ میلیارد دلار اضافه در سال ۲۰۲۷) و خطر تأمین مالی برنامه هسته‌ای ایران از محل عوارض تنگه هرمز، نتیجه می‌گیرد که با احتساب تعهدات بلندمدت همچون مراقبت از کهنه‌سربازان، هزینه واقعی جنگ ایران به صدها میلیارد یا حتی تریلیون‌ها دلار خواهد رسید.

شبکه سی‌بی‌سی کانادا در گزارشی به نقل از یک مقام آگاه آمریکایی فاش کرد که تحلیل سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) نشان می‌دهد جمهوری اسلامی ایران می‌تواند تا چهار ماه دیگر در برابر محاصره دریایی آمریکا مقاومت اقتصادی کند. بر اساس این گزارش، سیا به این نتیجه رسیده که فشارهای اقتصادی ناشی از محاصره بنادر ایران تا حدود چهار ماه آینده به نقطه بحرانی نخواهد رسید. این ارزیابی در شرایطی افشا می‌شود که یک مقام ارشد اطلاعاتی دولت آمریکا صراحتاً این ادعاها را «نادرست» خوانده و مدعی شده که محاصره «خسارت واقعی و فزاینده‌ای» وارد می‌کند.

سی‌بی‌سی مدعی شد که بزرگترین شعله‌ور شدن درگیری‌ها در تنگه هرمز از زمان آغاز آتش‌بس یک ماه پیش در روزهای اخیر رخ داده و امارات متحده عربی روز جمعه مجدداً هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفت. در همین حال، وزارت خزانه‌داری آمریکا تحریم‌های جدیدی را علیه ۱۰ فرد و شرکت از جمله چند نهاد در چین و هنگ‌کنگ به اتهام کمک به برنامه پهپادی شاهد ایران اعلام کرده است. این شبکه کانادایی تصریح می‌کند که واشنگتن همچنان در انتظار پاسخ تهران به پیشنهاد آمریکا برای پایان رسمی جنگ است، اما سخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام کرده که این پاسخ همچنان در مرحله بررسی است. این گزارش نشان می‌دهد که اهرم‌های فشار واشنگتن علیه تهران محدودتر از آن چیزی است که کاخ سفید ادعا می‌کند.

خبرگزاری رویترز در گزارشی نوشت که با وجود آتش‌بس شکننده، درگیری‌های پراکنده در تنگه هرمز بار دیگر شعله‌ور شده و آمریکا و ایران هیچ‌گونه پیشرفتی به سمت پایان جنگ نداشته‌اند. بر اساس این گزارش، تحلیل سیا نشان می‌دهد که ایران می‌تواند تا چهار ماه دیگر در برابر محاصره دریایی آمریکا مقاومت اقتصادی کند. این یافته که یک مقام ارشد اطلاعاتی دولت آمریکا آن را «نادرست» خواند، پرسش‌هایی جدی درباره میزان واقعی اهرم‌های واشنگتن بر تهران ایجاد کرده است.

رویترز می‌افزاید که درگیری‌ها فراتر از آبراه نیز گسترش یافته و امارات متحده عربی روز جمعه هدف دو موشک بالستیک و سه پهپاد ایران قرار گرفت. هم‌زمان، نیروی دریایی آمریکا مدعی شد دو شناور مرتبط با ایران را در مسیر حرکت به سوی بنادر ایران هدف قرار داده و مجبور به بازگشت کرده است. ایران نیز گزارش داد که در حمله آمریکا به یک کشتی تجاری، یک خدمه کشته شده است.

بر اساس این گزارش، واشنگتن همچنان در انتظار پاسخ تهران به پیشنهاد خود برای پایان رسمی جنگ است، اما ایران اعلام کرده که این پاسخ همچنان تحت بررسی است. در همین حال، وزارت خزانه‌داری آمریکا تحریم‌های تازه‌ای را علیه ۱۰ فرد و نهاد از جمله چندین شرکت در چین و هنگ‌کنگ به اتهام کمک به برنامه پهپادی شاهد ایران وضع کرده است و هشدار داده که برای اقدام علیه هر شرکت خارجی حامی تجارت غیرقانونی ایران آمادگی دارد.

رسانه های عربی و منطقه ای

الجزیره در مقاله ای نوشت که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، به احتمال زیاد با عقب‌نشینی واشنگتن پایان خواهد یافت. نویسنده معتقد است هدف اصلی این جنگ، فروپاشی نظام ایران از طریق حملات گسترده و حذف فرماندهان ارشد بود؛ اما این راهبرد شکست خورد. برخلاف تصور آمریکا، ساختار حکومت ایران نه‌تنها فرو نپاشید، بلکه انسجام داخلی و نقش سپاه پاسداران تقویت شد و جامعه ایران نیز در برابر حملات خارجی متحد گردید.

مقاله تأکید می‌کند که آمریکا توان و ویژگی‌های ایران را به‌درستی درک نکرد. ایران کشوری با پیشینه تاریخی، ظرفیت علمی و توانمندی نظامی بالاست که طی دهه‌ها تحریم، صنایع دفاعی پیشرفته‌ای ایجاد کرده است. همچنین تغییرات فناوری نظامی به سود ایران بوده؛ زیرا هزینه پهپادها و موشک‌های ایرانی بسیار کمتر از سامانه‌های دفاعی آمریکاست و همین موضوع هزینه جنگ را برای واشنگتن سنگین کرده است.

نویسنده همچنین تصمیم‌گیری دولت آمریکا را غیرعقلانی و مبتنی بر حلقه‌ای محدود از مشاوران توصیف می‌کند. در پایان پیش‌بینی می‌شود که ایران کنترل عملیاتی بیشتری بر تنگه هرمز پیدا کند، قدرت بازدارندگی‌اش افزایش یابد و حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس کاهش یابد؛ در حالی که اهداف اصلی آمریکا محقق نخواهد شد.

العربیه در مقاله ای نوشت: بحران‌های خاورمیانه، از غزه و لبنان تا تنش میان آمریکا، اسرائیل و ایران، نه به سمت حل‌وفصل نهایی بلکه به سوی «مدیریت نزاع» پیش می‌روند. در غزه، جنگ در وضعیتی نیمه‌منجمد باقی مانده؛ حماس هنوز از صحنه حذف نشده و اختلافات درباره اداره غزه، حضور نیروهای قسام و مشکلات داخلی مانع هر توافق پایدار شده است. اسرائیل و حماس هر دو با خرید زمان، بحران را ادامه می‌دهند.

در جنوب لبنان نیز اسرائیل با گسترش عملیات نظامی و ایجاد مناطق حائل، به دنبال تثبیت حضور امنیتی بلندمدت است. نویسنده می‌گوید تل‌آویو قصد دارد توان حزب‌الله برای تهدید شمال اسرائیل را کاهش دهد و در این مسیر، فشارهای آمریکا بر دولت لبنان ادامه دارد.

در مورد ایران، مقاله تأکید می‌کند که تقابل آمریکا و ایران وارد مرحله مدیریت بحران شده است؛ مذاکرات هسته‌ای متوقف مانده و واشنگتن همچنان بر محدودسازی برنامه هسته‌ای، موشکی و فضایی ایران اصرار دارد. از نگاه نویسنده، هیچ‌یک از طرف‌ها آماده مصالحه واقعی نیستند و راهبرد اصلی، خرید زمان و حفظ فشار متقابل است.

در جمع‌بندی، مقاله آمریکا را بازیگر اصلی مدیریت این بحران‌ها و اسرائیل را بازوی اجرایی آن معرفی می‌کند و معتقد است منطقه همچنان در چرخه‌ای از تنش، آتش‌بس‌های شکننده و احتمال بازگشت درگیری‌های گسترده باقی خواهد ماند.

المیادین در مقاله ای نوشت: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، ضعف ساختاری مدل اقتصادی و امنیتی کشورهای عربی خلیج فارس را آشکار کرد. این کشورها با تکیه بر درآمدهای نفت و گاز، اقتصادهای مدرن خدماتی، گردشگری، مالی و لجستیکی ایجاد کردند و امنیت خود را به حمایت نظامی آمریکا گره زدند. عربستان با پروژه‌های عظیمی مانند «نئوم»، امارات با تبدیل شدن به مرکز تجارت و حمل‌ونقل جهانی، و قطر با صادرات گاز و سرمایه‌گذاری خارجی، تصور می‌کردند ثبات منطقه‌ای تضمین شده است.

اما پاسخ نظامی ایران این فرضیات را فرو ریخت. حمله به بنادر، تأسیسات گازی و مراکز لجستیکی نشان داد که زیرساخت‌های غیرنفتی نیز در جنگ آسیب‌پذیرند. تهدید تنگه هرمز، اختلال در حمل‌ونقل هوایی و دریایی، افزایش شدید هزینه‌های بیمه و فرار سرمایه‌گذاران، اقتصادهای وابسته به اعتماد و ثبات را با بحران روبه‌رو کرد. پروژه‌های بزرگ متوقف شدند و بخشی از نیروی کار خارجی منطقه را ترک کرد.

طبق برآوردها، اقتصاد کشورهای عربی خلیج فارس در سال ۲۰۲۶ برخلاف پیش‌بینی رشد، دچار رکود شد و کشورهای عربی صدها میلیارد دلار خسارت دیدند. نتیجه اصلی مقاله این است که اقتصاد «پس از نفت» خلیج فارس، برخلاف تصور، در شرایط جنگی حتی شکننده‌تر از اقتصاد نفتی سنتی است.

الشرق الاوسط در مقاله ای به بررسی نشانه‌های پایان احتمالی جنگ میان ایران و محور آمریکا ـ اسرائیل پرداخته است. نویسنده معتقد است که برخلاف تهدیدهای تند گذشته، اکنون دولت دونالد ترامپ به‌دنبال توافق و کاهش تنش است. به باور او، کنار گذاشته شدن بنیامین نتانیاهو از روند تصمیم‌گیری درباره پایان جنگ، دست واشنگتن را برای مذاکره بازتر کرده است؛ زیرا ترامپ برخلاف اسرائیل، هدف سرنگونی نظام ایران را نداشته است.

مقاله چهار عامل اصلی تغییر فضا را مطرح می‌کند: نخست، ناکامی آمریکا در تحقق اهداف کامل نظامی؛ دوم، افزایش باور به مؤثرتر بودن محاصره اقتصادی نسبت به جنگ مستقیم؛ سوم، شکست طرح عبور امن کشتی‌ها پس از بحران تنگه هرمز؛ و چهارم، محدودیت قانونی ترامپ پس از پایان مهلت ۶۰ روزه عملیات نظامی بدون مجوز کنگره.

بر پایه گزارش‌ها، ایران و آمریکا از طریق میانجی‌گری چین، روسیه و برخی کشورهای منطقه در حال بررسی «نقشه راه» سه‌مرحله‌ای هستند. این طرح شامل پایان محاصره دریایی، بازگشایی هرمز، مهار فعالیت‌های منطقه‌ای، توافق موقت هسته‌ای، محدودسازی برنامه غنی‌سازی و گفت‌وگو درباره تضمین‌های امنیتی است. احتمال دارد توافق نهایی در اسلام آباد امضا شود.

با وجود فضای مثبت، نویسنده تأکید می‌کند که بی‌اعتمادی عمیق میان دو طرف و تجربه شکست توافق‌های گذشته، موفقیت این روند را همچنان نامطمئن نگه می‌دارد.

المسیره در مقاله ای این پرسش را مطرح کرد که اگر هدف از حمله به برنامه هسته‌ای ایران، حفاظت از کشورهای عربی و خلیج فارس است، پس چرا اسرائیل طی دهه‌های گذشته صدها دانشمند، استاد دانشگاه و متخصص عرب و مسلمان را در کشورهای مختلف ترور کرده است. نویسنده معتقد است که هدف اصلی، جلوگیری از پیشرفت علمی و صنعتی کشورهای منطقه و حفظ وابستگی آن‌ها به غرب است.

در ادامه به نمونه‌هایی مانند تخریب رآکتور هسته‌ای عراق در سال ۱۹۸۱، حمله به تأسیسات سوریه در ۲۰۰۷، بمباران کارخانه داروسازی الشفاء در سودان و نابودی کارخانه الیرموک اشاره می‌شود. همچنین ترور گسترده دانشمندان عراقی پس از اشغال عراق در سال ۲۰۰۳، به‌عنوان بخشی از پروژه حذف نخبگان علمی منطقه مطرح شده است.

مقاله تأکید می‌کند که آمریکا و اسرائیل نمی‌خواهند کشورهای اسلامی به استقلال علمی، صنعتی و نظامی برسند؛ زیرا چنین پیشرفتی می‌تواند سلطه سیاسی و اقتصادی غرب بر منطقه را تضعیف کند. از نگاه نویسنده، حمایت گسترده آمریکا و غرب از اسرائیل، با وجود هزینه‌های سیاسی و اخلاقی آن، در چارچوب همین «نبرد تمدنی» و جلوگیری از شکل‌گیری قدرت مستقل در جهان عرب و اسلام قابل فهم است.

رسانه های چین و روسیه

پس از تبادل آتش میان ایران و آمریکا در نزدیکی تنگه هرمز در روز پنجشنبه، بار دیگر شکنندگی آتش‌بس میان دو طرف و پیچیدگی روند مذاکرات مورد توجه تحلیلگران قرار گرفت. در همین راستا، «سان دگانگ» مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه فودان چین، در گفت‌وگو با گلوبال تایمز تأکید کرد حملات اخیر آمریکا دو هدف اصلی را دنبال می‌کند: نخست، آزمایش توانایی ایران برای بستن تنگه هرمز و دوم، اعمال فشار بر تهران برای بازگشت به میز مذاکره.

به گفته این کارشناس چینی، انتخاب اهدافی مانند جزیره قشم و بندرعباس نشان می‌دهد واشنگتن در حال ارزیابی توان پدافندی ایران و هزینه‌های احتمالی یک درگیری محدود در منطقه است. او این اقدام را نوعی «فشار آزمایشی» علیه تهران توصیف کرد.

در گزارش گلوبال تایمز آمده است که دونالد ترامپ در واکنش به این درگیری‌ها، حملات اخیر را صرفاً یک «ضربه کوچک» توصیف کرده و مدعی شده آتش‌بس همچنان پابرجاست. این در حالی است که پیش از تبادل آتش اخیر، آمریکا طرحی سه‌مرحله‌ای برای پایان رسمی درگیری‌ها، حل بحران تنگه هرمز و آغاز مذاکرات جدید ارائه کرده بود.

سان دگانگ معتقد است رویکرد واشنگتن در مذاکرات دچار تناقض است؛ زیرا همزمانی فشار نظامی با گفت‌وگوهای سیاسی، بی‌اعتمادی ایران نسبت به آمریکا را افزایش می‌دهد. به گفته او، تهران در گذشته نیز در جریان مذاکرات هدف حملات قرار گرفته و تکرار چنین اقداماتی می‌تواند رسیدن به توافق مرحله‌ای را در کوتاه‌مدت دشوارتر کند.

این تحلیلگر چینی همچنین هشدار داد که حتی در صورت دستیابی به تفاهم اولیه، اختلافات دو طرف بر سر امنیت و کنترل تنگه هرمز همچنان پابرجا خواهد ماند و همین مسئله احتمال تداوم تنش و درگیری را افزایش می‌دهد. همزمان با این تحولات، قیمت نفت نیز به دلیل نگرانی از اختلال در مسیر انتقال انرژی از تنگه هرمز بار دیگر روندی صعودی پیدا کرده است.

روزنامه روسی «ایزوستیا» در گزارشی با عنوان «آمریکا و ایران در حال افزایش سطح تنش در مناقشه هستند» به تشدید رویارویی دو کشور در منطقه خلیج فارس و پیامدهای آن برای امنیت انرژی و روند مذاکرات پرداخته است. این گزارش تأکید می‌کند که اقدامات اخیر واشنگتن در تنگه هرمز، از جمله عملیات اسکورت کشتی‌ها و افزایش حضور نظامی، عملاً روند کاهش تنش را تضعیف کرده و خطر درگیری مستقیم را افزایش داده است.

بر اساس این گزارش، دولت آمریکا با اجرای طرحی موسوم به «آزادی پروژه» تلاش دارد کنترل امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز را در دست بگیرد و همزمان فشار بیشتری بر تهران وارد کند. نویسندگان گزارش معتقدند این رویکرد بخشی از سیاست «افزایش هزینه برای ایران» است؛ سیاستی که همزمان با مذاکرات غیرمستقیم، بر ابزار نظامی و نمایش قدرت تکیه دارد.

ایزوستیا می‌نویسد ایران نیز در برابر این فشارها تلاش کرده نشان دهد همچنان توانایی تهدید مسیرهای حیاتی انرژی را دارد و حاضر نیست تحت فشار نظامی وارد توافق شود. در این میان، تبادل آتش‌های محدود، رزمایش‌های دریایی و هشدارهای متقابل دو طرف باعث شده نگرانی‌ها درباره امنیت تنگه هرمز و احتمال اختلال در صادرات نفت افزایش یابد.