نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
در دنیای مدرن که ثانیهها تعیینکننده سرنوشت جنگها و اقتصادها هستند،سرعت در انتخاب جانشین، پیامآور «ثبات» و «شکستناپذیری» نظام به جهان است.
به گزارش خبرنگار مهر، نظام جمهوری اسلامی ایران، به عنوان الگویی نوین از حکمرانی در جهان معاصر، بر پایه نظریه «ولایت فقیه» بنا شده است؛ نظریهای که ریشه در اعماق فقه شیعی و عقلانیت سیاسی دارد. این نظام، نه یک ساختار صرفاً بوروکراتیک، بلکه تجلی پیوند میان «هدایت الهی» و «اراده مردمی» است. در این میان، مسئله استمرار رهبری و چگونگی انتخاب سکاندار انقلاب در مقاطع حساس، به ویژه پس از دوران رهبری حضرت آیتالله خامنهای، یکی از حیاتیترین مباحث راهبردی است که نیازمند تبیین دقیق فقهی، سیاسی و اجتماعی است.
بر اساس آموزههای استخراج شده از کتاب ولایت فقیه امام خمینی، ضرورت ولایت فقیه از دو منظر «نقلی» و «عقلی» قابل اثبات است. از منظر عقلی، هر جامعهای برای گریز از هرجومرج و نیل به عدالت، نیازمند حکومتی مقتدر و آگاه است. در تفکر اسلامی، بهترین فرد برای تصدی این مقام، کسی است که بیشترین قرابت را به کلام وحی و سیره معصومین (ع) داشته باشد.
در حوزه نقلی، احادیث معتبری همچون توقیع مبارک امام زمان (عج) که میفرمایند: «وَ أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها إِلی رُواةِ أَحادیثِنا فَإِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللهِ عَلَیْهِمْ» (در حوادث واقعه به راویان حدیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شمایند)، نشاندهنده لزوم رجوع به فقهای جامعالشرایط در زمان غیبت است. همچنین حدیث مشهور امام صادق (ع) در مقبولهی عمر بن حنظله که میفرمایند: «فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً»، ولایت فقیه را نه یک پیشنهاد، بلکه یک انتصاب عام از سوی معصوم برای مدیریت امور جامعه تلقی میکند.
ولایت فقیه در این نگاه، «دیده بان» بیداری است که مانع از انحراف قطار انقلاب از ریل اسلامیت و جمهوریت میشود. این جایگاه، نقطه ثقل ثبات کشور در برابر طوفانهای سهمگین ژئوپلیتیک و فتنههای داخلی است.
دیالکتیک «دقت» و «سرعت» در انتخاب رهبری
یکی از پیچیدهترین مقاطع در حیات هر نظام سیاسی، لحظه انتقال قدرت است. در نظام اسلامی، این حساسیت به دلیل ابعاد معنوی و قدسی منصب رهبری، مضاعف میشود. پس از فقدان رهبری بزرگی همچون حضرت آیتالله خامنهای، کشور با دو ضرورت ظاهراً متناقض روبرو خواهد شد:
۱. ضرورت دقت فوقالعاده در احراز شرایط:
رهبری در اسلام، مقامی نیست که با لابیگری یا تسامح به کسی واگذار شود. بر اساس رهنمودهای مقام معظم رهبری و موازین فقهی، فرد برگزیده باید در قله «تقوا»، «اعلمیت نسبت به مصالح زمانه» و «شجاعت» باشد. کوچکترین خطایی در تشخیص این صفات توسط مجلس خبرگان، میتواند منجر به انحراف کل نظام از مسیر حق شود. این دقت، ضامن «مشروعیت الهی» حاکم است.
۲. ضرورت سرعت در تصمیمگیری جهت انسجام ملی:
در دنیای مدرن که ثانیهها تعیینکننده سرنوشت جنگها و اقتصادها هستند،سرعت در انتخاب جانشین، پیامآور «ثبات» و «شکستناپذیری» نظام به جهان است. این سرعت عمل، راه را بر شایعهسازی، ایجاد تردید در دلهای مردم و نفوذ دشمنان که همواره بر «تزلزل در پایگاه ولایت» سرمایهگذاری کردهاند، میبندد.هرچند که در قانون اساسی جمهوری اسلامی، شورای موقت رهبری توانایی اعمال وظایف رهبری با توجه به اکثریت فقهی این شورا را خواهد داشت و از این بابت نگرانی نیست.
ایجاد تعادل میان این دو، بر عهده مجلس خبرگان رهبری است؛ نهادی که باید با آمادگی قبلی و اشراف کامل بر گزینههای تراز اول، در کمترین زمان ممکن، دقیقترین انتخاب تاریخ را رقم بزند.
سهگانه طلایی: فقاهت، مدیریت و مقبولیت اجتماعی
در دهههای اخیر، تجربههای تاریخی ثابت کرده است که صرفِ داشتن دانش فقهی (فقاهت) یا مهارتهای اجرایی (مدیریت)، برای رهبری یک انقلاب جهانی کافی نیست. رهبر آینده انقلاب اسلامی باید واجد یک «سهگانه تفکیکناپذیر» باشد تا بتواند نهال انقلاب را به درختی تناورتر تبدیل کند:
الف) فقاهت و مدیریت (ارکان ثبوتی)
فقاهت، هویتبخش نظام است. بدون فقیه، نظام اسلامی به یک نظام سکولار تبدیل میشود. اما این فقاهت باید توأم با «مدیریت و مدبریت» باشد. رهبری که نتواند پیچیدگیهای روابط بینالملل، جنگ نرم و معادلات اقتصادی را درک کند، نخواهد توانست از آرمانهای اسلام دفاع کند.
ب) شناختهشدگی و محبوبیت (رکن اثباتی و استمراری)
اینجاست که نقطه تمرکز اصلی ما شکل میگیرد. رهبر آینده نباید فردی منزوی یا گمنام در میان تودهها باشد. «شناختهشدگی» (Social Visibility) نه به معنای سلبریتی بودن، بلکه به معنای سوابق روشن در خدمت به مردم و حضور در صحنههای سرنوشتساز است و اینکه او فردی باشد که مردم با مواضع و رویکردهای او آشنا باشند.
استقلال، جوهره کرامت است و ملتی که استقلال ندارد، در واقع کرامت خود را از دست داده است. رهبر آینده باید با همان صلابت و شهامتی که در حضرت امام (ره) و حضرت آیتالله خامنهای دیدهایم، مانع از نفوذ دشمن در محاسبات راهبردی نظام شود.
در نهایت، باید بر این حقیقت پای فشرد که ولایت فقیه تنها یک مدل حکومتی نیست، بلکه تجلی عدالت اجتماعی و استمرار حاکمیت خدا بر زمین است. برای عبور سرافرازانه از پیچهای تاریخی آینده، لازم است مجلس خبرگان با رویکردی حکیمانه، نخبگان حوزه و دانشگاه با تبیین صحیح، و مردم با بصیرت انقلابی، فضا را برای تداوم این مسیر هموار کنند. انتخاب رهبر آینده باید بر مبنای ترکیبی هوشمندانه از صلاحیتهای فقهی متعالی، توانمندیهای مدیریتی اثبات شده و از همه مهمتر، وزنه اجتماعی و محبوبیت عمومی باشد تا کشتی انقلاب در طوفانهای پیشرو، همچنان با اقتدار به سوی قلههای تمدنسازی اسلامی حرکت کند. حفظ نظام اوجب واجبات است و این حفظ، جز با صیانت از جایگاه رفیع ولایت فقیه و دقت در تعیین جانشینی شایسته، محقق نخواهد شد. دشمن تلاش میکند با ایجاد تردید، پایگاه ولایت را متزلزل کند، اما آگاهی عمومی از برکات این نهاد در تحقق عدالت و آزادی، ابطالکننده تمام فتنهها خواهد بود.
حضرت آیتالله خامنهای، ما عهد میبندیم که حنجره ما که وقف ذکر مصائب جدّ غریبتان بوده، زین پس، گویای فرامین و منویات رهبری شما نیز باشد.
نمایندگان ولی فقیه و ائمه جمعه کشور، با امضای الکترونیکی نامهای خطاب به حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای(دامت برکاته) بیعت کردند.
حجتالاسلام سید مهدی خاموشی رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه در پیامی انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنه ای را انتخابی شایسته در بزنگاهی مهم از سوی مجلس خبرگان رهبری ارزیابی کرد.
نمیتوان دم از جهاد کبیر و عدم اطاعت از کافران زد، اما نسبت به شکافهای اجتماعی بی تفاوت بود، نهجالبلاغه پیوند عمیقی میان عدل و استقامت ملی برقرار میکند.
Δ