میهن‌دوستان ایرانی چگونه خیابان را از وطن‌فروشان خارج‌نشین پس گرفتند؟

حامیان پهلوی که در تجمعات کوچک خود در هفته های اخیر تلاش می کردند فضاسازی های دروغینی درباره ایران داشته باشند، با مشخص شدن نیات واقعی تل آویو و آمریکا در قبال ایران کاملا آچمز شده اند.

یادداشت مهمان، احسان موحدیان: اعتراضات ایرانیانِ حامی پسر شاه مخلوع در خارج از کشور از دی‌ماه ۱۴۰۴ و در واکنش به اغتشاشات داخلی، در ۳۰ کشور و ۷۳ شهر جهان از جمله کانادا، ایالات متحده، بریتانیا، آلمان، فرانسه، استرالیا و در برخی کشورهای اروپایی و آسیایی گزارش شد.

شرکت‌کنندگان در این تجمعات خواستار حمایت بین‌المللی از اغتشاشگران داخل ایران و افزایش فشارها بر جمهوری اسلامی بودند. از جمله خواسته‌های مطرح شده از سوی برگزارکنندگان و معترضان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد :

· درخواست از دولت‌ها برای به رسمیت شناختن «دولت انتقالی» برای ایران

· قطع کامل منابع مالی جمهوری اسلامی ایران و اخراج دیپلمات‌های آن

· محکومیت سرکوب تروریست های مورد حمایت آمریکا و اسراییل به بهانه نقض حقوق بشر در ایران و در مواردی حمایت از گروه های تجزیه طلب

این تجمعات که در بسیاری از موارد با فحاشی های زننده جنسی، خواندن شعارهای رکیک و مستهجن، تشویق به حمله نظامی ترامپ و نتانیاهو به ایران، حمایت از نابودی زیرساخت های ایران و رقص و آواز افراطی و بدن نمایی زننده عده ای زن بی وطن همراه بود، حتی در جوامع محلی نیز با بی اعتنایی و نفرت اکثر ساکنان بومی همراه می شد.

درخواست مضحک، غیرمنطقی و غیرعقلانی این حامیان اقدامات تروریستی علیه ایران باعث شگفتی ناظران مستقل شده بود. آنها از خود می پرسیدند چگونه ممکن است عده ای به دنبال توجیه حمله به کشور خود و نابودی آن باشند.

برخی آواره شدگان از کشورهایی مانند سوریه، لبنان، لیبی، افغانستان و غیره نیز با مشاهده این افراد با حسی توام با تاسف و حیرت به آنها در مورد تبعات اقداماتشان هشدار داده و تاکید می کردند برخی از هموطنان آنها همین مسیر را طی کردند و در نهایت کشورشان زیرپای مزدوران غربی تکه تکه و تجزیه شد و آنها هم مجبور به ترک وطن شدند.

در نهایت روشنگری در مورد این خائنان بدکاره در رسانه های مستقل و به خصوص شبکه های اجتماعی آنها را به حاشیه راند.

چرا حامیان پهلوی به حاشیه رانده شدند

در مجموع، افزایش احساسات منفی نسبت به برگزارکنندگان و شرکت‌کنندگان در برخی تجمعات اعتراضی ایرانیان خارج از کشور، عمدتاً ناشی از عملکرد، انشقاق‌های داخلی، و روش‌های آن‌ها است. در ادامه، مهم‌ترین دلایل این موضوع به صورت مستند بررسی می‌شود:

۱. انشقاق عمیق و درگیری‌های داخلی

یکی از مهم‌ترین دلایل افزایش نفرت از این افراد ، اختلافات شدید و گاه خشونت‌آمیز میان خود معترضان و گروه‌های مختلف اپوزیسیون است.

· شکاف‌های ایدئولوژیک و تاکتیکی: از زمان آغاز تجمعات این افراد، تنش میان طیف‌های مختلف مخالفان جمهوری اسلامی بیشتر شده است. این اختلافات بر سر نمادها، شعارها، بحث درباره رهبری و مسیر گذار آینده ایران، به جدال‌های کلامی تند و حمله‌های شخصی در فضای مجازی و حاشیه تجمع‌ها کشیده شده است. حمایت این افراد از حمله آمریکا و اسراییل به ایران و نابودی زیرساخت های کشور باعث ورشکستگی اخلاقی کامل آنها شده و آنان در اقلیت مطلق قرار گرفته اند.

· درگیری‌های فیزیکی و لفظی: ویدیوهایی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که نشان می‌داد بین شرکت‌کنندگان برخی تجمع‌ها بر سر موضوعات مختلف نزاع رخ داده است. برای مثال، درگیری لفظی چند نفر با کریستین امانپور، مجری مشهور سی‌ان‌ان، پس از مصاحبه‌اش با رضا پهلوی، یا تنش بر سر حمل بنر «زن، زندگی، آزادی» و جدال بر سر نمایش تصاویر یا شعارهای مرتبط با پهلوی از جمله این موارد بوده است.

· حمله به چهره‌های شاخص: حتی چهره‌های مطرح و شناخته‌شده هم از گزند انتقادهای تند و وحشی گری این افراد در امان نمانده‌اند. گلشیفته فراهانی، مسیح علینژاد، نازنین بنیادی و توماج صالحی، به دلیل مواضعشان هدف انتقادهای شدید حامین پهلوی قرار گرفته‌اند. حتی نور پهلوی، فرزند ارشد رضا پهلوی، به خاطر بازنشر یک پست از نازنین بنیادی، با انتقاد گروهی از طرفداران پدرش روبه‌رو شد .

۲. رفتارهای انحصارطلبانه و سرکوب نظرات مخالف

بسیاری از ایرانیان خارج از کشور که در این تجمعات شرکت کرده‌اند، از رفتارهای تند و انحصارطلبانه گروه‌های خاص به ویژه سلطنت‌طلب‌ها گلایه دارند.

· اجازه ندادن به پخش شعارهای متفاوت: شماری از مخالفان حکومت ایران که در تظاهرات‌های خارج از کشور حضور داشته‌اند، می‌گویند به آنها اجازه دادن هیچ شعاری جز در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی داده نشده است. آن‌ها روایت می‌کنند که اگر شعار «زن، زندگی، آزادی» داده‌اند یا نمادی مرتبط با آن را با خود حمل کرده‌اند، در معرض برخوردهای توهین ‌آمیز قرار گرفته‌اند.

· فضای ارعاب و فشار: بر اساس گزارش‌ها، در شهرهای مختلف به افراد عادی (کسبه) مراجعه شده و آنها تهدید می‌شدند که پرچم شیر و خورشید و تصویر رضا پهلوی را نصب کنند و بیانیه تنفر از جمهوری اسلامی بر در و دیوار بزنند، در غیر این صورت مغازه‌شان شکسته یا آبرویشان برده می‌شود. این رفتارها نوعی فضای ارعاب و فاشیسم توصیف شده که در حال تسخیر دیاسپورای ایرانی است .

۳. پیوند با جریان‌های سیاسی تندرو و مزدور خارجی

حمایت برخی گروه‌ها و چهره‌های راستگرای افراطی اروپا و آمریکا از این تجمعات، به وجهه آن‌ها در میان افکار عمومی جهانی و حتی خود ایرانیان لطمه زده است. این جانیان که به کمتر از نابودی ایران و اسلام رضایت نمی دهند، باعث ریزش شدید حامیان ضدانقلاب شده‌اند.

· حمایت راست‌های افراطی: نایجل فاراژ، رهبر حزب راستگرای «اصلاح بریتانیا»، و تامی رابینسون، فعال و چهره شناخته‌شده جریان راست تندرو در بریتانیا، در تجمعات ایرانیان حامیان پهلوی شرکت کرده و از آن‌ها حمایت کرده‌اند. این موضوع با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده و برای بسیاری از ایرانیان که با ایدئولوژی این گروه‌ها در تضاد هستند، خوشایند نبوده است.

· نمایش پرچم اسرائیل: در برخی تجمع‌های پادشاهی‌خواهان، نمایش پرچم‌های اسرائیل و اعلام حمایت شماری از شرکت‌کنندگان از این کشور، به برجسته‌سازی شکاف‌ها و افزایش احساسات منفی دامن زده است. با توجه به نفرت افکار عمومی در اکثر نقاط جهان از جنایات اسرائیل علیه فلسطینیان، همراه داشتن پرچم اسرائیل توسط این افراد در همان گام اول همراهی با شعارها و ادعاهای این افراد را به حداقل می رساند. از سوی دیگر رفتار خشن و بی منطق این افراد که به سرعت با مخالفان خود به طور فیزیکی درگیر می شدند، باعث می‌شد نفرت از آنها در سطح جهانی به اوج برسد.

۴. چالش مشروعیت و فقدان رهبری واحد

اپوزیسیون خارج از کشور نه ساختار واحدی دارد و نه رهبر مشخصی. این جریان بیشتر به مجمع‌الجزایری از جزایر سیاسی شباهت دارد که بر اساس جغرافیا، نسل، ایدئولوژی و میزان تجربه سرکوب از یکدیگر جدا شده‌اند و قادر به تحمل یکدیگر نیستند. لذا گاهی در تجمعات چند ده نفره شاهد تکه تکه شدن سریع افراد و تجمع آنها به دور از هم و سپس کتک کاری آنها بودیم.

· اتهام‌زنی متقابل: تقریبا هر جریان مهم اپوزیسیون، رقیب خود را به وابستگی به یک قدرت خارجی (از پادشاهی‌های خلیج فارس گرفته تا اسرائیل، روسیه، ترکیه یا ایالات متحده) متهم کرده است. این سوءظن‌ها که معمولا بی‌پایه نیستند، روند ائتلاف‌سازی را بسیار دشوار کرده و تصویری آشفته و نامنسجم از مخالفان در ذهن مردم ایران و جهان ایجاد کرده است.

· ائتلاف مصلحتی: برخی تحلیلگران معتقدند گردهمایی ۲۵ بهمن ضدانقلاب که اوج قدرت نمایی آنها بود ولی مورد استقبال قرار نگرفت، نتیجه یک ازدواج مصلحتی میان سه جریان سلطنت‌طلب، منافقین و گروه‌های تجزیه‌طلب بوده است. این ائتلاف که با حمایت سرویس‌های امنیتی خارجی و ضدایرانی شکل گرفته، بیش از آن که نمایانگر وحدت واقعی باشد، نشان‌دهنده یک تاکتیک موقت برای کسب قدرت تلقی می‌شود که فاقد مشروعیت مردمی است.

این عوامل دست به دست هم داده‌اند تا تصویری آشفته، غیردموکراتیک و وابسته به قدرت‌های خارجی از برگزارکنندگان این تجمعات در اذهان عمومی شکل بگیرد و در نتیجه، نفرت و انزجار نسبت به روش‌ها و اهداف آن‌ها افزایش یابد.

خروش حامیان ایران در جهان

در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ و در پی آغاز تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران و شهادت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، اعتراضات و تظاهرات گسترده‌ای در حمایت از ایران و در مخالفت با این درگیری در سراسر جهان شکل گرفت .

معترضان این حملات را به عنوان اقداماتی تجاوزکارانه محکوم کرده و خواستار پایان مداخله خارجی در ایران شدند. گروه‌های ضد جنگ و ائتلاف‌هایی از جریان‌های گوناگون ضد امپریالیستی در سازماندهی این اعتراضات نقش داشتند.

این تظاهرات در مقیاس‌های مختلف و در نقاط متعددی از جهان به وقوع پیوست و در برخی موارد خسارات مهمی به منافع و هیمنه پوشالی آمریکا و اسرائیل وارد شد که به طور قطع یک نقطه عطف تاریخی تلقی می شود.

در ایران در شهرهای بزرگ و کوچک تجمعات طرفداران جمهوری اسلامی ایران به طور گسترده و بدون یک روز وقفه مرتبا ادامه داشته است. این حضور خیابانی قدرتمند باعث شده اندک حامیان پهلوی وطن فروش به کنج لانه‌های خود بخزند و جرات ابراز وجود نداشته باشند.

در ایالات متحده آمریکا اعتراضات گسترده ای در شهرهای واشینگتن دی‌سی (نزدیک کاخ سفید)، نیویورک (میدان تایمز)، شیکاگو، لس آنجلس و چندین شهر دیگر مانند بوستون، سان‌فرانسیسکو، آتلانتا، میامی، دنور، مینیاپولیس، لاس‌وگاس، فیلادلفیا و سیاتل به نفع ایران گزارش شده است. معترضان شعار نه به جنگ سرداده و از دولت آمریکا خواسته اند تابه جای هزینه مالیات های مردم برای جنگ در دیگر کشورها، آنرا صرف تامین نیازهای اساسی مردم کند.

معترضان، جنگ با ایران را برخلاف شعارهای دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در دوران تبلیغات انتخاباتی اعلام کردند. تجمع کنندگان در بیانیه ای اعلام کردند که نظامیان آمریکایی در این جنگ قربانی منفعت طلبی شرکت های نفتی و کارخانه های تولید سلاح می شوند. بر اساس نظرسنجی‌های اخیر، حمایت افکار عمومی آمریکا از ادامه جنگ به کمتر از ۳۰ درصد رسیده است. گروه‌های برگزارکننده این اعتراضات اعلام کردند که این تجمعات بخشی از تلاش برای فشار بر کنگره و دولت آمریکا برای توقف جنگ است.

در شهر آتن، بیش از ۱۳۰۰ تظاهرکننده، شعارهایی علیه جنگ سر دادند. لندن هم چند روزی است شاهد تجمعات گسترده ضدجنگ است.مردم انگلیس با حضور در خیابان ها، سیاست های جنگی علیه ایران را که به تعمیق ناامنی در جهان کمک می کند و اقتصاد کشورهای اروپایی را نیز در معرض خطر قرار می دهد، محکوم کردند.

معترضان به تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در اسلو، پایتخت نروژ راهپیمایی کرده و این اقدام جنایتکارانه را محکوم کردند. تظاهرکنندگان با تجمع مقابل وزارت امور خارجه نروژ، از واشنگتن و تل آویو خواستند تا به قوانین بین المللی احترام گذاشته و به جنگ تحمیلی علیه مردم ایران پایان دهند.

در هلند حامیان ایران از ناقوس کلیسای امرسفورت سرود ای ایران را پخش کردند. در ایتالیا هم در شهرهای مختلفی به استفاده از پایگاه‌های هوایی ایتالیا توسط آمریکایی‌ها در تجاوز به ایران برای سوخت‌رسانی به جنگنده‌ها اعتراض و فریاد زده شد ایران نباید به لیبی دوم تبدیل شود و این جنگ نه برای دموکراسی، بلکه برای نابودی زیرساخت‌های ملی ایران طراحی شده است.

مردم آلمان نیز با برگزاری تجمع اعتراضی در برلین، تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران را محکوم کردند.

تظاهرات کنندگان همچنین خواستار توقف ارسال سلاح از سوی دولت آلمان برای رژیم صهیونیستی شدند.

تظاهرکنندگان که پرچم های ایران، فلسطین و لبنان را در دست داشتند جنایات واشنگتن و تل‌آویو در منطقه و حمله به اماکن مسکونی و غیرنظامیان را مغایر حقوق بشردوستانه اعلام کردند.

دامنه این تجمعات به ژاپن و آفریقای جنوبی نیز کشیده شده است. تظاهرکنندگان ژاپنی، اقدامات دولت دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در حوزه های مختلف از جمله سیاست خارجی را موجب ایجاد هرج و مرج و بی ثباتی در جهان اعلام کردند. مردم ژاپن از دولت سانائه تاکایچی نخست وزیر ژاپن خواستند تا در قبال جنایات آمریکا علیه غیرنظامیان و کودکان ایرانی سکوت نکند.مردم آفریقای جنوبی هم در این تظاهرات، ضمن بزرگداشت یاد و خاطره امام خمینی(ره) و رهبر شهید انقلاب، بر اخراج اشغالگران از فلسطین اشغالی تاکید کردند. تظاهرکنندگان، دفاع را حق مشروع ایران اعلام کرده و خواستار گرفتن انتقام شهدا از عاملان این جنایت ها شدند.

در ارمنستان هزاران نفر با حضور در برابر سفارت ایران در ایروان با ملت ایران ابراز همدردی کردند و تجمعات مشابهی در کره جنوبی، اسپانیا و غیره نیز برگزار شد.

در بغداد، معترضان طرفدار ایران تلاش کردند به سفارت آمریکا نزدیک شوند که منجر به درگیری با نیروهای امنیتی شد. تلاش برای تخریب سفارت آمریکا در بغداد نیز رخ داده است.

در پاکستان اعتراضات گسترده‌ای به ویژه در میان جوامع شیعه در شهرهای کراچی، لاهور و اسلام‌آباد رخ داد. در کراچی، این تجمعات به خشونت کشیده شد و منجر به کشته شدن حداقل ۹ نفر و زخمی شدن ده‌ها تن دیگر در درگیری با پلیس گردید .

در کشور هند مسلمانان شیعه در ایالت‌ها و مناطق مختلف از جمله جامو و کشمیر، دهلی و لکهنو با برگزاری راهپیمایی و مراسم عزاداری، شهادت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را تسلیت گفته و حملات را محکوم کردند .

پایان توهم اکثریت داشتن حامیان پهلوی

حضور گسترده ایرانیان در تجمعات ضدجنگ در کشورهای مختلف جهان و تجمعات مستقل آنها در حمایت از جمهوری اسلامی ایران تصویرسازی دروغین ضدانقلاب اعم از حامیان پهلوی، تجزیه طلبان و اوباش حامی منافقین در مورد اکثریت داشتن در خارج از کشور را کاملا برهم زده است.

در ۱۷ اسفند ماه جمعی از ایرانیان وطن‌پرست در شهر تورنتوی کانادا، در اقدامی خودجوش، در مقابل سفارت آمریکا گرد هم آمدند.

این گردهمایی با هدف محکومیت تجاوز نظامی و اعلام انزجار از جنایات آمریکا در ایران برگزار شد . معترضان با شعارهایی مانند «همین حالا از ایران دست بردارید» و «نه به جنگ با ایران»، خواستار توقف جنگ و پایان مداخلات خارجی شدند.

نفس شکل گیری چنین تجمعی در حمایت از ایران در کانادا که ضدانقلاب وطن فروش آن را قلعه مستحکم خود تصور می‌کرد، باعث خشم شدید و فحاشی اوباش ضدایرانی در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های ضدانقلاب شده که تمام آرزوهای خود را برباد رفته میبینند و باید تا پایان عمر به زندگی سراسرخفت خود در خارج از ایران ادامه دهند.

تردیدی نیست که تبدیل سفارتخانه ها و کنسولگری های رژیم تروریست آمریکا در کشورهای مختلف به نقطه تمرکز تظاهرات ضدایرانی، حکومت ترامپ پدوفیل را به طور جدی به چالش خواهد کشید.

‏این وضعیت کم‌کم به قطاری مهارنشدنی تبدیل می‌شود که هر لحظه سرعت و شتاب بیشتری می‌گیرد. دونالد ترامپ از هم‌اکنون با مشکلات جدی سیاسی روبه‌رو است و گزارش‌ها نشان می‌دهند که میزان نارضایتی از او ممکن است به نزدیک هشتاد درصد رسیده باشد.

وقتی یک رییس جمهور در آمریکا به چنین سطحی از منفور بودن و نارضایتی عمومی می‌رسد، فشار از درون نظام سیاسی ــ از سوی کنگره، رسانه‌ها و خود افکار عمومی ــ ناگزیر افزایش می‌یابد. اگر این روند ادامه یابد، حفظ اقتدار و ثبات سیاسی برای هر دولتی در آمریکا به‌طور فزاینده‌ای دشوار می‌شود.

پرونده‌های مرتبط با جفری اپستین نیز بر این فشار می‌افزاید. بسیاری بر این باورند که اگر این اسناد به‌طور کامل منتشر شوند، پیامدهای سیاسی آن می‌تواند بسیار عمیق باشد. بدون شک نشر عمومی اطلاعات دست داشتن ترامپ پدوفیل در تجاوز به کودکان او را به قعر جهنم سیاسی خواهد فرستاد و این خودشیفته رذل را نابود خواهد کرد.