نظر منتقدان در برابر «داستان‌های موازی» موازی هم است!

منتقدان در برابر «داستان‌های موازی» اصغر فرهادی که برای نخستین بار در سومین روز جشنواره کن امسال دیده شد، احساس متفاوتی دارند و رتبه‌های متفاوتی به آن داده‌اند.

به گزارش خبرگزاری مهر، در حالی که تاکنون ۵ فیلم بخش رقابتی جشنواره کن ۲۰۲۶ به نمایش درآمده‌اند، «سرزمین پدری» پاول پاولوفسکی با کسب امتیاز ۳.۳ از منتقدان در جایگاه نخست قرار دارد و پس از آن «ناگهانی» ساخته ریوسوکه هاماگوچی با امتیاز ۳.۱، «یادداشت‌های ناگی» ساخته کوجی فوکادا با امتیاز ۲.۵ در رده سوم، «زندگی یک زن» ساخته چارلین بورخس-تاکت با امتیاز ۱.۹ در رده چهارم و «داستان‌های موازی» اصغر فرهادی با امتیاز ۱.۷ در جایگاه پنجم جای دارند.

پیتر بردشاو منتقد گاردین به فیلم جدید فرهادی امتیاز ۳ از ۵ را داده و در حالی که گفته اصغر فرهادی کارگردان مولفی است که سبک فیلمسازی‌اش همیشه یادآور سبک اروپایی آنتونیونی و هانکه است، از این فیلم وی به عنوان متادرام جذاب و میان‌وزن درباره خیانت و درباره پیوند فرضی بین چشم‌چرانی و خلاقیت، یاد می‌کند و می‌نویسد: این فیلم، اقتباس یا واریاسیونی از «فیلمی کوتاه درباره عشق» کیشلوفسکی است -با کمی چاشنی از فیلم «پنجره پشتی» هیچکاک- که سرسختانه تار عنکبوت را از خود می‌تند. نتیجه، پیچیده، استادانه، هر چند کمی مبهم است.

وی می افزاید: فرهادی در این فیلم برای رسیدن به نقطه دراماتیک و پرتعلیق، زمان زیادی صرف می‌کند و من در فکرم که آیا دلیل این امر چیزی بیش از هیجان‌های پرمفهوم سیمنون است؟

دیوید ارلیش منتقد «ایندی وایر» به فیلم امتیاز « C منفی» داده و از منتقدانی است که به صراحت به مخالفت فیلم برخاسته و می‌نویسد: «داستان‌های موازی» با اقتباسی آزاد از «فیلمی کوتاه درباره عشق» به فیلمی بلند درباره هیچ، فیلم کوتاه و خسته‌کننده بدل شده که انسانیت پست شاهکار کریستوف کیشلوفسکی را در داستانی خیالی و پر آب و تاب از یک خیال‌پردازی پر پیچ و خم از دست می‌دهد. هر ۲ فیلم بر اساس اعمال خلاف عفت و چشم‌چرانی هستند اما این فیلم که آگاهانه‌تر به بررسی چگونگی شکل‌گیری جهان صرفا با عمل تماشای آن می‌پردازد، در یافتن چیزی جالب برای نشان دادن به ما مشکل دارد. در حالی که کیشلوفسکی به غنای آنچه جاسوسی از غریبه‌ها ممکن است درباره خودمان آشکار کند، اعتقاد داشت، فرهادی -که بدون نیروی روایی نئورئالیسم خاص خود، در آب غرق شده است- به عقب خم می‌شود تا خانه‌ای سست از آینه‌ها بسازد که در نهایت برای انعکاس چیزی فراتر از محدودیت‌های تخیل خودش بسیار تاریک است.

شخصیت‌هایی که هدر شده‌اند

جیمز موترام منتقد فیلم و روزنامه‌نگار ساکن لندن با امتیاز ۲ از ۵ نوشته است: متأسفانه، در حالی که استخوان‌بندی اثر کیشلوفسکی باقی مانده، هیچ یک از تنش‌ها به خوبی شکل نگرفته است.

وی می‌افزاید: داستان واقعا زمانی اوج می‌گیرد -یا بهتر است بگوییم اوج نمی‌گیرد- که آدام (آدام بسا)، یک ولگرد و زندانی سابق با جاه‌طلبی‌های ادبی خودش، وارد حلقه می‌شود. شخصیت‌ها در نهایت جاسوسی یکدیگر را می‌کنند اما هرگز تنش شدید یا دسیسه عاشقانه مثلاً فیلم «پنجره پشتی» هیچکاک وجود ندارد. فقط یک مشاجره بین کسل، بسا و افیرا در پلتفرم مترو، رنگ و بوی دراماتیک واقعی دارد؛ در بیشتر موارد، درگیری‌ها در کافه‌ها به هیچ تبدیل می‌شوند. به همین ترتیب، شخصیت‌ها به خوبی پرداخت نشده‌اند و به عنوان رمزهای تک بعدی هدر رفته‌اند. حتی هوپر با موهای آشفته و لباس‌های دیوانه‌وار و حضور کوتاه کاترین دنوو نیز نمی‌تواند این فیلم را از سقوط نجات دهد. این یک کالبدشکافی دقیق از وضعیت انسان نیست!

بهترین فیلم فرهادی پس از «جدایی»

پیت هموند منتقد ددلاین اما به کمک فرهادی آمده و از فیلم وی چنین تجلیل می‌کند:

«اگرچه مسلما همه این‌ها از داستانی که کیشلوفسکی و همکارش کریستوف پیسویچ برای فیلم «ده فرمان» خلق کردند الهام گرفته شده اما از نظر من همه چیز در مورد این فیلم، به ویژه بخش جاسوسی آن، کاملا هیچکاکی به نظر می‌رسد. هر کسی که فیلم «پنجره پشتی» را دیده باشد، ممکن است موافق باشد؛ به نظر می‌رسد استخوان‌بندی آن فیلم اینجا باشد و شاید از آنجا که این فیلم بسیار فرانسوی است، کمی هم چاشنی شابرول به آن اضافه شده باشد. در میان عناصر فانتزی، حتی کمی از «پاریس کف‌آلود وقتی می‌جوشد» محصول ۱۹۶۴ وجود دارد که در آن آدری هپبورن به فیلمنامه‌نویس ویلیام هولدن در حین نوشتن صحنه‌ها کمک می‌کرد.

در هر حال، آنچه فرهادی به طرز درخشانی پخته، در نهایت کاملا بدیع به نظر می‌رسد و از هر نظر به طرز دلپذیری شکل گرفته است. این یکی از آن داستان‌های شگفت‌انگیز با شخصیت‌های عالی است که از همان ابتدا شما را جذب می‌کند و برای یک دقیقه هم رهایتان نمی‌کند. حتی در یک سناریوی پیچیده مثل این فیلم، حتی یک قدم اشتباه هم وجود ندارد، که در مورد بیشتر فیلم‌هایی که تاکنون قبل از کن و در اینجا دیده‌ام، صدق نمی‌کند. این فیلم شاید بهترین فیلم فرهادی از نظر سبک و مهارت خالص تصویرسازی باشد، و برای من به یقین بهترین فیلم او از زمان «جدایی نادر از سیمین» است.»

رابی کالین منتقد دیلی تلگراف با دادن امتیاز یک از ۵ می‌نویسد: فیلمنامه فرهادی طبیعتا در مورد غیرمنطقی بودن ذاتی بشر، طرف هوپر را می‌گیرد اما سخت است که آرزو نکنیم کاش شخصیت دنو در چند صفحه اول فیلم حضور داشت و با نگاهی آمرانه به آن نگاه می‌کرد.

زکری لی منتقد «د رپ» با دادن امتیاز ۵ از ۱۰ می‌نویسد: با وجود اینکه بازی‌ها و مضامین فیلم چشمگیر و جذاب هستند، به دلیل تکرار ناموزون سکانس‌ها و ایده‌هایی که باعث می‌شوند فیلم بیشتر غم‌انگیز به نظر برسد تا منسجم، از توصیه‌های صمیمانه اجتناب می‌کند.

فیلیپ باگنال لود در «کلیر ریویوز» با دادن امتیاز ۲.۵ از ۵ می‌نویسد: نوع خاصی از ناامیدی سینمایی وجود دارد که بیشتر از یک فیلم بد آزاردهنده است و آن فیلم خوبی است که اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهد. فیلم «داستان‌های موازی» به آن دسته‌ ناامیدکننده تعلق دارد.

مانو یانیس از نشریه اسپانیایی زبان «فتوگرامز» با دادن امتیاز ۳ از ۵ می‌نویسد: با وجود اقیانوسی از مالیخولیا که به تدریج شخصیت‌ها را در بر می‌گیرد، پوچی موقعیت‌های خاص و حس شوخ‌طبعی عجیب و غریب است که در نهایت مسیر هنری «داستان‌های موازی» را تعریف می‌کند.