نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی گفت: با توجه به پیروزیهای بزرگ رزمندگان جبهه حق در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی، باید در کنار مواجهه میدانی با آنها، آینده منهای آمریکا را تشریح کرد.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب: نبرد جبهه حق و باطل در قالب جنگ رمضان ادامه دارد. جمهوری اسلامی ایران به عنوان مصداق عینی جبهه حق در برابر دو نماد اصلی جبهه باطل یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفته و با شجاعت و قاطعیت نیروهای مسلح در حال تنبیه دشمنان قسم خورده نظام و ملت خود است. در این میان، دغدغهای مهم وجود دارد که طی روزهای اخیر کمتر به آن پرداخته شده است. اینکه با پایان جنگ رمضان، چه تغییراتی در منطقه و نظام بینالملل به لحاظ فرهنگی و گفتمانی رخ خواهد داد؟ در این خصوص گفتگویی با حجت الاسلام والمسلمین محمد مهدی ایمانیپور، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی صورت دادهایم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
بحث را در ابتدا با اصل آینده نگاری و آینده پژوهی جنگ رمضان و لزوم آن در برهه کنونی آغاز میکنیم. نظر شما در این خصوص چیست؟
در ابتدا لازم میدانم بار دیگر شهادت رهبر معظم و حکیم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای ( ره) را تسلیت و انتخاب شایسته حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای را به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران تبریک گفته و بیعت تمام عیار خود و همکارانم در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با معظم له را اعلام کنم. معمولا در زمان وقوع یک حادثه یا جنگ، مخاطبان عام و خاص عادت دارند بر روی ریشهها و اثرات زودهنگام آن تمرکز کنند و حال آنکه دستاوردها یا آسیبهای اصلی، خودش را در آینده نشان میدهد. در حال حاضر ما با پدیدهای به نام جنگ تحمیلی کشورهای محور شرارت علیه جمهوری اسلامی ایران، روبهرو هستیم. در این جنگ که از سوی دشمنان آمریکایی و صهیونیستی به ملت ما تحمیل شد، ما با تغییراتی شگرف در متن و فرامتن میدان نبرد مواجه هستیم. بدون شک دامنه زمانی این تغییرات معطوف به زمان حال نبوده و آینده ایران، منطقه و جهان را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد. بنابراین در گام نخست باید این تغییرات را درک نموده و نسبت آن را با آینده جهان مشخص کنیم.
درک تغییرات به معنای توصیف آنها نیست بلکه فراتر از آن، مترادف با تحلیل آنها در بستر آینده است. کمترین تردیدی نداریم که مطابق وعده الهی و واقعیاتی که در میدان، مشاهده میکنیم، جنگ رمضان با پیروزی حق بر باطل به پایان خواهد رسید و نظم منطقهای و جهانی را دچار تغییرات جدی و شگرف میسازد. لذا ما باید نسبت به این آینده از اکنون درک و تحلیل داشته باشیم.
به مقدمهای گویا جهت ورود به بحث اشاره کردید. در این خصوص به کلید واژه تغییر اشارهای داشتید و اینکه باید تغییرات شگرفی که در جریان جنگ رمضان در حال وقوع است را جهت درک آینده ، مورد توجه و مداقه قرار داد. کمی در این مورد بیشتر برای مخاطبان صحبت کنید.
الکسی دوتوکویل جامعه شناس و انقلاب شناس فرانسوی جمله معروفی در خصوص مفهوم تغییر دارد. اینکه روند یک تغییر به محض آنکه از سوی افکار عمومی میسر دانسته شود، آغاز می شود. به عبارتی بهتر، زمانی که افکار عمومی درک کنند تغییر ممکن است، در حقیقت تغییر آغاز شده است. ما اکنون از یک تغییر کلان تحت عنوان «تغییر در نظم جهانی» سخن میگوییم. تغییر در نظم جهانی تا چند سال قبل ، باور پذیر نبود. افکارعمومی دنیا، حتی کسانی که مخالف نظم غربی در جهان امروز بودند، معتقد بودند این یک الگو و قالب تحمیلی و در عین حال تغییر ناپذیر در نظام بینالملل محسوب میشود و گریزی از آن نیست. حتی برخی نخبگان در صدد تجمیع الگوهای حکمرانی و نظم غربی با ثوابت ذهنی جوامع مسلمان برآمدند. با این حال وقوع مسائلی مانند جنگ غزه، جنگ۱۲ روزه و اکنون به صورت خاص جنگ رمضان سبب شد تا اصل «تغییر پذیری نظم غربی» به مثابه یک گزاره واقعی مورد شناسایی افکار عمومی دنیا و نخبگان قرار گیرد. تا چندی پیش، آمریکا و رژیم صهیونیستی تصویری از خود ساخته بودند که هر چه آنها اراده کنند، در نظام بین الملل به واقعیت میپیوندد و دولتها، ملتها و جریانات گوناگون ضد امپریالیستی قدرت تغییر این اراده را ندارند.
این دروغ بزرگ به اندازهای از سوی رسانهها و مجاری تبلیغاتی دشمن پمپاژ میشد که مورد باور بخش مهمی از افکار عمومی دنیا قرار گرفته بود. اما اکنون دنیا شاهد است که یک کشور به نام جمهوری اسلامی ایران پایگاههای آمریکا در منطقه غرب آسیا و شمال تا جنوب و شرق تا غرب اراضی اشغالی را روزانه تحت بمباران گسترده قرار میدهد و چارهای جز اذعان به شکست برای بسیاری از نظریه پردازان و استراتژیستهای نظامی در واشنگتن و تل آویو باقی نگذاشته است. ما در اینجا میگوییم که یک «باور جدید» در اذهان خلق شده که مولد تغییراتی شگرف در دنیاست. به عبارتی گویاتر، یک باور جدید جایگزین انگارهای تحت عنوان «شکست ناپذیری آمریکا و رژیم صهیونیستی» شده است. این باور عینی و عمیق است.
در جریان جنگ۲ ساله غزه و جنگ۱۲ روزه شواهدی عینی از این باور را مشاهده کردیم اما در جریان جنگ رمضان این شواهد به اندازهای گویا شده که تبدیل به یک گزاره باور پذیر شدهاند. این گزاره امروز در ذهن مردم منطقه و جهان نقش بسته و آنها را امیدوار به تغییری جدید در نظام بینالملل ساخته است. اکنون جهانیان آگاهند که نظم غربی بر خلاف آنچه صاحبانش تبلیغ و ترویج میکنند، در حال گسست و انهدام ساختاری و ماهوی بوده و نظم نوین جهانی بدون اراده آمریکا و رژیم صهیونیستی در حال شکل گیری است. ترامپ و نتانیاهو بدون آنکه نیتی داشته باشند، تبدیل به عوامل تسریع کننده این روند شدهاند.
به نکته مهمی اشاره کردید. بدون شک پیشبینی رژیم صهیونیستی و آمریکا از وقوع جنگ رمضان، تحقق شرایط کنونی نبوده است. این موضوعی است که بسیاری از دموکراتها و جمهوریخواهان در آمریکا و بسیاری از صهیونیستها در اراضی اشغالی بر روی آن صحه گذاشتهاند. به نظر شما اصلیترین خطای تحلیلی و محاسباتی دشمنان در این خصوص چه بوده است؟
در ابتدا باید تاکید کنم که ما نباید به دلیل درگیریهای جاری در میدان، از اقدامات آینده پژوهانه و آیندهنگرانه و تبیین آنها غفلت نماییم. دشمن با درک شرایط پیش آمده، در صدد باز طراحی تصویر خود و تغییر مختصات صحنه است. به عنوان مثال سازمان «هاسبارا» که مسئولیت دیپلماسی عمومی رژیم اشغالگر صهیونیستی را به عهده دارد، با جدیت تمام زیر نظر نخست وزیر و کابینه این رژیم مشغول تلاشی نرم، برای تطهیر چهره جهانی این رژیم است. قطعا اقدام مشترک واشنگتن و تل آویو در تقابل نظامی با ایران در جنگ رمضان ( نبرد اخیر) ناظر بر نوعی آینده پژوهی در اراضی اشغالی و آمریکا صورت گرفته است اما در اینجا دشمن با اشتباه محاسباتی تحت عنوان «خطا در درک پیش فرضها» مواجه شده که شکست طرح آنها را تضمین نموده است. پیش فرضها، انگارههایی هستند که از بس تکرار شدهاند، تبدیل به گزارههای یقینی شدهاند. به عبارت بهتر، یک طراح و استراتژیست جنگ، زمانی که میخواهد صحنه جنگ را در ابعاد میدانی و محیطی ترسیم کند، در ابتدا پیش فرضها یا همان گزارههای ثابت و متیقن را در کنار یکدیگر قرار میدهد و سپس در گامهای بعدی گزارههایی با قطعیت نسبی را بر روی این پیش فرضها استوار میسازد.
با آگاهی کامل میگویم که دشمنان آمریکایی و صهیونیستی حداقل در درک چندین پیش فرض مهم دچار خطای غیرقابل جبرانی شدهاند. اگر بخواهم به صورت فهرستوار این موارد را بگویم، یکی ساختار حکمرانی نظام جمهوری اسلامی، دومی ماهیت و شاکله پیوند امام، امت در ایران، سومی تابآوری جامعه ایران در برابر ظلم و تجاوز، چهارمی قدرت گفتمانی انقلاب اسلامی در منطقه و جهان و از همه مهمتر اراده الهی در پیروزی نهایی حق بر باطل است.
دشمنان در محاسبه همه این موارد دچار خبط راهبردی و محاسباتی شدهاند. پیش فرضهای ذهنی دشمنان در قبال این موارد، با واقعیات جاری، همخوانی و انطباق ندارد. اکنون دشمن صهیونیستی و آمریکایی در حال مشاهده پیوستگی عوامل «گفتمانی-میدانی-اعتقادی» در میدان نبرد هستند. دستکاری فرامتن و حتی متن نبرد نیز از عهده واشنگتن و تلآویو ساخته نیست. در چنین شرایطی دشمنان باید صرفا نظارهگر شکست خود در حال و آینده باشند. بخشی از این شکست در زمان حال محقق شده و بخش مهم دیگر آن در آینده تحقق خواهد یافت.
در جمع بندی بحث، بیان چه نکاتی را برای مخاطبان این مصاحبه ضروری می دانید؟تغییراتی که در آینده منطقه و جهان به وقوع خواهد پیوست، دارای چه خصائص و ویژگیهای کلانی خواهد بود؟
در ابتدا باید بگویم که یکی از خروجیهای قطعی جنگ رمضان، پذیرش کلیت جهان پسا صهیونیزم و پسا آمریکا در نظام بین الملل خواهد بود. در اینجا واشنگتن و خصوصا تلآویو دیگر قدرت روایتسازیهای کاذب خود و تبدیل آنها به گزارهها و انگارههای ذهنی را از دست خواهند داد. درقاموس صهیونیستها ، تاریخ «روایت» نمیشود، بلکه «تولید» میشود! با این حال آثار جنگ رمضان در کنار آثار جنگ غزه و جنگ۱۲ روزه و دیگر مواردی که طی حدود سه سال اخیر به وقوع پیوست، قدرت تاریخ نگاری معکوس و گزارهسازی را از تلآویو و واشنگتن سلب کرد.
در اینجا میخواهم اشارهای به فرمایش امام شهیدمان بعد از طوفان الاقصی داشته باشم. ایشان میفرمودند: «عملیات طوفان الاقصی در لحظه نیاز منطقه اتفاق افتاد. آمریکا و عناصر صهیونیست و بعضی از دولتهای منطقه یک نقشه جامع طراحی کرده بودند که بر اساس این نقشه قرار بود مناسبات و معادلات منطقه تغییر پیدا کند و صهیونیستها بر سیاست و اقتصاد کل منطقه غرب آسیا بلکه کل دنیای اسلام تسلط پیدا کنند.»
اکنون تغییر نظم منطقه غرب آسیا و جهان اسلام برای افکار عمومی دنیا باور پذیر شده ولی نه آنطورکه جبهه باطل طراحی کرده بودند. اکنون گذار از آمریکا و رژیم صهیونیستی نه یک شعار و نه یک آرمان، بلکه یک واقعیت و باور عینی محسوب میشود که شواهد زیادی در تایید آن وجود دارد. جنگ همزمان جمهوری اسلامی ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی و ضربات مهلکی که به این دو دشمن غدار وارد شده است، به وضوح نشان میدهد که میتوان در جهانی به دور از نظم القایی غرب و رژیم صهیونیستی زیست و در عین حال استوار و سرافراز ماند. در هر حال با توجه به پیروزیهای بزرگی که رزمندگان جبهه حق در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی به دست آوردهاند، باید در کنار مواجهه میدانی با آنها ، آینده منهای آقایی آمریکا و صهیونیزم را در سایه «روایتگری مستند» برای مخاطبان حال و آینده تشریح کرد. این جزئی از همان مسئولیت فرازمانی و فرامکانی «جهاد تبیین» است که بارها از سوی رهبر شهید و فقید ما نسبت به آن تاکید شده است.
ویژه نامه نبرد سرنوشتساز، فاز زیرساخت در ۱۴ پیام به موضوع کشیده شدن جنگ به زیرساختها میپردازد.
نام علی مقتبس از نام خدای منان است که بعد از تولد حضرت علی و هنگام خروج حضرت فاطمه بنت اسد-مادر حضرت- از داخل کعبه، صدایی شنید که نام فرزندت را علی بگذار.
حضور مردم در این شبها فهم ما را از پیوند خانواده کوچک و خانواده ایمانی بزرگ شکل یا ارتقا داد.
۶۵۰۰ نفر از علمای بلاد و اساتید حوزههای علمیه کشور طی بیانیهای با رهبر معظم انقلاب بیعت کردند.
Δ