علوم شناختی و بازدارندگی؛ نقش سپر دفاعی آگاهی در برابر هجمه‌های روایتی

زبان‌شناس و متخصص علوم شناختی گفت: آگاهی از تکنیک‌ها و ابزارهای رسانه‌ای می‌تواند سپری دفاعی برای ذهن ما ایجاد کند تا پیش از پذیرش هر خبر، آن را دقیق بررسی کنیم.

به گزارش خبرنگار مهر، دکتر مهدیه کرمی استادیار موسسه آموزش عالی علوم شناختی و زبان‌شناس و متخصص علوم شناختی در یادداشتی نوشت: امروزه در جهانی زیست می‌کنیم که با سیلی از اطلاعات از سوی رسانه‌های مختلف مواجه هستیم. رسانه‌ها از ابزارها و تکنیک‌های متنوعی بهره می‌برند تا بر دیدگاه و افکار مخاطب تاثیر بگذارند. تکنیک‌هایی که در بطن ارتباطات مدرن جای گرفته‌اند و بسیاری معتقدند رسانه‌ها لزوما منعکس کننده واقعیت موجود نیستند! این ابزارها برای دستکاری ذهن مخاطب طراحی شده‌اند و می‌توانند استقلال فکری فرد را تحت تاثیر قرار دهند.

کلمات و ساختارهای زبانی که رسانه‌ها به کار می‌برند نیز حساب شده هستند و به گونه‌ای انتخاب شده‌اند که بر ذهن مخاطب تاثیر بگذارد. یکی از روش‌های رمزگشایی از این تکنیک ها, تحلیل گفتمان انتقادی است که چارچوبی برای بررسی چگونگی ساخت و حفظ روابط قدرت در جوامع و رسانه به دست می‌دهد. دانشی که به شما قدرت می‌دهد فراتر از ظاهر کلمات را ببینید و به عمق نیات و اهداف گوینده یا منبع خبر پی ببرید.

هدف تحلیل گفتمان انتقادی، کشف سیستماتیک روابط علت و معلولی بین کردارهای گفتمانی, رویدادها و متون و نیز ساختارهای اجتماعی و فرهنگی، روابط و فرایندهاست.

یکی از رویکردهای غالب در تحلیل گفتمان انتقادی, رویکرد سه بعدی نورمن فرکلاف است که شامل سه سطح توصیف (تحلیل زبانی متن), تفسیر (توجه به موارد روانشناسی و شناختی) و تبیین ( تحلیل‌های فرهنگی و اجتماعی) است. توجه به این سطوح به مخاطب کمک می‌کند که به درک عمیق‌تری از گفتمان و اهداف آن پی ببرد که در ادامه نمونه‌هایی از آن ارائه می‌گردد.

یکی از تکنیک‌های زبانی به ظاهر ساده, ایجاد دو قطبی ما در برابر آن‌هاست. با استفاده از ضمایری همچون «ما» می‌توان حس همبستگی بیشتری ایجاد کرد.

همچنین با استفاده از استعاره‌های مفهومی و طرح‌واره‌هایی خاص به طور ناخودآگاه بر دیدگاه مخاطب تاثیر گذاشت. همان‌طور که لیکاف، اندیشمند حوزه علوم شناختی و زبانشناسی در مطالعه گفتمان سیاست‌مداران این ویژگی‌ها را استخراج کرده است. فراموش نکنیم که زبان سیاسی ابزاری‌ست برای شکل دادن ایدئولوژی، افکار عمومی و مشروعیت بخشیدن به قدرت!

رسانه‌ها از جعبه ابزاری استفاده می‌کنند که با استفاده از دانش روانشناسی و علوم شناختی بر مخاطب تاثیر بگذارند. یکی از این روش‌ها، کنترل کانون توجه مخاطب است. رسانه مانند کارگردانی عمل می‌کند که تصمیم می‌گیرد پروژکتور را بر کدام بخش از صحنه یا کدام یک از بازیگران بتاباند. بنابراین چشم مخاطب نیز فقط همان بخش‌ها را می‌بیند.چارچوب‌بندی ارائه یک موضوع به نحوی صورت می‌گیرد که جنبه‌های خاصی از آن برجسته و جنبه‌های دیگر آن به حاشیه رانده شوند. با برجسته‌سازی و تکرار یک موضوع، آن را در صدر دغدغه ذهنی مخاطب قرار می‌دهند. تکنیکی که به اثر حقیقت خیالی معروف است؛ اظهارات تکراری صرف نظر از صحت آن‌ها درست‌تر به نظر می‌رسند.

مغز ما به طور طبیعی چیزی را که بیشتر می‌شنود راحت‌تر پردازش می‌کند و کم کم آن را به عنوان حقیقت می‌پذیرد حتی اگر مدرکی برای اثبات درستی آن وجود نداشته باشد. در واقع گاهی مغز ما آشنایی را با حقیقت اشتباه می‌گیرد!

حذف انتخابی، یکی از قدرتمندترین ابزارهاست؛ متقاعدسازی نه از طریق آنچه گفته می‌شود، بلکه از طریق آنچه عمدا حذف یا کم اهمیت جلوه داده می‌شود! با حذف بخشی از واقعیت یا نادیده گرفتن دیدگاه‌های دیگر, تصویر کاملا دستکاری شده به مخاطب ارائه می‌شود.

رسانه‌ها علاوه بر هدایت توجه, به قضاوت مخاطب نیز شکل می‌دهند که می‌توان آن را مهندسی نتیجه‌گیری نامید. افزون بر این, گاهی رسانه‌ها با استفاده از تکنیک‌هایی به احساسات مخاطبین متوسل می‌شوند! این تکنیک‌ها از جمله طنین عاطفی, احساسات فرد را هدف می‌گیرند و به اصطلاح بخش تحلیگر مغز و تفکر انتقادی را دور می‌زنند!

شخصی‌سازی و توسل به هویت یکی دیگر از ابزارهای مورد استفاده رسانه‌هاست. زمانی که باورها به هویت گره می‌خورند، مقاومت شناختی افزایش پیدا می‌کند و شواهد متناقض نادیده گرفته می‌شوند. وقتی یک سیاست به بخشی از هویت شما تبدیل می‌شود، هرگونه انتقاد از این سیاست از نظر شما نقدی منطقی به شمار نمی‌رود بلکه حمله شخصی به شما قلمداد می‌شود. این تکنیک به جای ترویج گفتگوی مبتنی برشواهد، جامعه را به دو قطب ما و آن‌ها تقسیم می‌کند و شکاف‌های هویتی را عمیق‌تر می‌سازد که نقطه مقابل گفتگوی عقلانی است!

آگاهی از تکنیک‌ها و ابزارهای رسانه‌ای می‌تواند سپری دفاعی برای ذهن ما ایجاد کند تا پیش از پذیرش هر خبر، آن را دقیق بررسی نماییم. در واقع این تصمیم ماست که در رویارویی با اخبار و اطلاعات, شنونده‌ای منفعل باشیم یا تحلیلگری فعال!