نسخه‌ای برای اینکه چگونه با توکل و تدبیر از تنگنای زمانه عبور کنیم

نهج‌البلاغه به ما می‌گوید که فردا متعلق به کسانی است که امروز در بطنِ عسر و سختی، بذرهای یسر و آسانی را می‌کارند و با توکل و تدبیر، از تنگناهای زمانه عبور می‌کنند.

خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه: توجه دوباره به نهج‌البلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را می‌توان در سخنرانی‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای در کنگره نهج‌البلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام – که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصله‌هایی به اندازه‌ی فاصله‌ی ایمان و کفر از هم دور هستند – با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشن‌ترین حقایق اسلامی به وسیله‌ی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می‌شود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهت‌گیری‌ها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهج‌البلاغه است.

در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت می‌کنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهج‌البلاغه نیز بررسی کنیم.

در نظام اندیشه قرآنی، مفاهیم به صورت انتزاعی و گسسته از واقعیت‌های زیستی مطرح نمی‌شوند؛ بلکه هر آموزه، پاسخی به یک نیاز بنیادین بشری در ساحت فردی و جمعی است. آیات شریفه «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» در سوره مبارکه انشراح، نه تنها یک نوید اخلاقی، بلکه یک سنت لایتغیر الهی را تبیین می‌کنند. نکته کلیدی در این آیات، واژه «مَعَ» (همراه) است که دلالت بر هم‌زمانی یا پیوستگی ناگسستنی سختی و آسانی دارد. در نگاه نهج‌البلاغه که تجلی عینی و عملی قرآن است، این آیه به مثابه یک نقشه راه برای مدیریت بحران‌های اجتماعی و فرهنگی تلقی می‌شود. امیرالمؤمنین علی (ع) در جای‌جای کلام خود، جامعه را به دیدن «یسری» که در بطن «عسر» نهفته است، فرا می‌خواند. این گزارش به بررسی این پیوند عمیق میان کلام وحی و سیره علوی با تمرکز بر ابعاد ساختاری جامعه و فرهنگ می‌پردازد.

دیالکتیک رنج و شکوفایی در اندیشه علوی

از منظر نهج‌البلاغه، سختی‌ها (عسر) صرفاً موانعی آزاردهنده نیستند، بلکه کاتالیزورهایی برای تکامل اجتماعی محسوب می‌شوند. امام علی (ع) در خطبه‌های متعدد، از جمله در تبیین فلسفه آزمون‌های الهی، به این نکته اشاره دارند که خداوند بندگان و جوامع را با سختی‌ها می‌گدازد تا خالص شوند. این همان معنای اجتماعی آیه انشراح است؛ یعنی «یسری» که از دل «عسر» برمی‌آید، همان بلوغ و اقتداری است که یک جامعه پس از پشت سر گذاشتن تلاطم‌ها به آن دست می‌یابد. در حکمت ۱۸۹ نهج‌البلاغه آمده است: «عِندَ تَنَاهِی الشِّدَّةِ یَکُونُ الْفَرَجُ، وَ عِندَ تَضَایُقِ حَلَقَاتِ الْبَلَاءِ یَکُونُ الرَّخَاءُ» (چون سختی به غایت رسد، گشایش پدید آید و چون حلقه‌های بلا تنگ شود، آسایش فرا رسد). این کلام دقیقاً تکرار و تفسیر همان دو آیه سوره انشراح است. از منظر فرهنگی، این نگاه باعث می‌شود که یاس و ناامیدی که بزرگترین آفت حرکت‌های اجتماعی است، از بدنه جامعه زدوده شود. وقتی جامعه باور کند که سختی، آبستنِ آسانی است، مقاومت به یک ارزش فرهنگی تبدیل می‌شود.

یکی از مهم‌ترین معارف نهج‌البلاغه که با آیات سوره انشراح پیوند می‌خورد، مفهوم «صبر» است. اما صبر در مکتب علوی به معنای تحمل منفعلانه نیست، بلکه به معنای پایداری آگاهانه برای رسیدن به آن «یسر» موعود است. در حکمت ۸۲ نهج‌البلاغه، امام علی (ع) صبر را به سرِ ایمان تشبیه می‌کنند. در تحلیل اجتماعی، جامعه‌ای که پیوند «عسر» و «یسر» را درک کرده باشد، دچار فروپاشی روانی در برابر تحریم‌ها، جنگ‌ها یا ناملایمات اقتصادی نمی‌شود. این جامعه می‌داند که یسر، پاداشی در آینده دور نیست، بلکه همراه با عسر است؛ یعنی در همان لحظه ایستادگی، شکوفایی درونی در حال رخ دادن است. این نگاه، فرهنگ «عافیت‌طلبی» را به فرهنگ «جهاد و سازندگی» تغییر می‌دهد. امام در نامه ۳۱ خطاب به امام حسن (ع) می‌فرمایند: «تجرع الغصص فانی لم ار جرعة احلی منها عاقبة و لا الذ مغبة» (جرعه جرعه غصه‌ها را بنوش که من جرعه‌ای شیرین‌تر از آن در عاقبت و خوش‌گوارتر از آن در پایان ندیدم). این شیرینیِ عاقبت، همان یسری است که قرآن وعده داده است.

عدالت اجتماعی و عبور از تنگناهای مدیریتی

در حوزه حکمرانی، آیات ۵ و ۶ سوره انشراح حامل این پیام هستند که بن‌بست وجود ندارد. امام علی (ع) در دوران خلافت خود با انواع «عسر»های سیاسی و اجتماعی روبرو بود؛ از پیمان‌شکنی‌ها تا انحرافات عقیدتی. اما ایشان با تکیه بر سنت الهی، همواره بر این باور بود که برقراری عدالت (یسر بزرگ) تنها از مسیر عبور از این تلاطم‌ها می‌گذرد. در عهدنامه مالک اشتر، امام به مالک می‌آموزد که در برابر دشواری‌های اداره امور جامعه، نباید به ستوه آید، زیرا گشایش در سایه پایبندی به حق حاصل می‌شود. این یک درس فرهنگی برای کارگزاران است: نباید به بهانه وجود دشواری‌ها، از آرمان‌های انسانی دست کشید. جامعه‌ای که یسر را جدا از عسر ببیند، در جستجوی میان‌برهای باطل می‌افتد، اما جامعه علوی می‌داند که مسیر رشد، مسیری است که از دل چالش‌ها می‌گذرد.

تکرار آیه «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» در سوره انشراح، نشان‌دهنده اهمیت تأکید بر امید است. در نهج‌البلاغه، ناامیدی از رحمت خدا و گشایش امور، به عنوان یکی از بزرگترین گناهان و آسیب‌های روحی مطرح شده است. از منظر فرهنگی، وقتی روحیه امید در جامعه تقویت شود، سرمایه اجتماعی افزایش می‌یابد. امام علی (ع) در خطبه ۱۱۴، مردم را به تقوا و اعتماد به وعده‌های الهی فرا می‌خواند. تقوا در اینجا به معنای خویشتن‌داری و نظم درونی جامعه در مواجهه با عسر است. وقتی افراد جامعه احساس کنند که در دشواری‌ها تنها نیستند و مکانیسم هستی به سمت یسر حرکت می‌کند، همدلی و همبستگی تقویت می‌شود. این نگاه فرهنگی باعث می‌شود که در زمان‌های بحران، طبقات مختلف جامعه به جای تقابل، به تعاون روی بیاورند، چرا که می‌دانند یسر جمعی در گرو عبور جمعی از عسر است.

یسر در آیه انشراح تنها به معنای رفاه مادی نیست؛ بلکه در معارف نهج‌البلاغه، یسر واقعی، انشراح صدر (گشایش سینه) و بصیرت است. سوره انشراح با پرسش «أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ» آغاز می‌شود. امام علی (ع) در حکمت‌ها و خطبه‌های خود (مانند خطبه متقین)، انسانی را ترسیم می‌کند که به دلیل وسعت روحی، سختی‌های بزرگ را کوچک می‌بیند. این یک تحول فرهنگی عظیم است؛ جامعه‌ای که اعضای آن دارای «سعه صدر» باشند، در برخورد با تضادهای اجتماعی، صبورتر و در حل اختلافات، خردمندانه‌تر عمل می‌کنند. یسرِ همراه با عسر در اینجا به معنای تولد یک انسان نو و یک فرهنگ بالنده در دلِ شداید است. همان‌طور که در ویکی اهل‌بیت و متون تفسیری مرتبط با نهج‌البلاغه اشاره شده، این آیات قلب پیامبر و به تبع آن قلب مومنان را در سخت‌ترین شرایط مکه و مدینه آرام می‌کرد؛ نهج‌البلاغه این آرامش را به یک دکترین مدیریتی و زیستی تبدیل کرده است.

معارف نهج‌البلاغه با الهام از آیات سوره انشراح، به ما می‌آموزد که نسبت میان سختی و آسانی، نسبتِ «تولید» است؛ یعنی عسر، تولیدکننده یسر است. از منظر اجتماعی، این بدان معناست که هیچ تمدنی بدون عبور از رنج‌های بزرگ به شکوه نرسیده است. علی (ع) در تمام دوران حیات خود، تجسم این حقیقت بود که می‌توان در میانِ سخت‌ترین جنگ‌ها و بی‌وفایی‌ها، به یسری دست یافت که همان رضای الهی و پایمردی بر حق است. فرهنگ عمومی جامعه امروز نیز بیش از هر چیز به بازخوانی این پیوند نیاز دارد. درک اینکه «با هر سختی، آسانی است»، مانع از خودباختگی فرهنگی در برابر بحران‌ها می‌شود و اراده جمعی را برای ساختن آینده‌ای روشن‌تر تقویت می‌کند. نهج‌البلاغه به ما می‌گوید که فردا متعلق به کسانی است که امروز در بطنِ عسر، بذرهای یسر را می‌کارند و با توکل و تدبیر، از تنگناهای زمانه عبور می‌کنند.منطق قرآن و کلام امیرالمؤمنین، هم‌راستا در پی ساختن جامعه‌ای مقاوم، امیدوار و عدالت‌خواه هستند که در آن، رنج‌ها پله‌ای برای صعود به قله‌های فلاح و رستگاری‌اند.