اختلافات آمریکا با چین و چشم طمع به منابع معدنی و حیاتی آسیای مرکزی

آمریکا پس از تشدید اختلافات با چین و نگرانی از چالش های تامین منابع معدنی برای پشتیبانی از صنایع مختلف خود و به خصوص صنایع الکترونیک و هوافضا به منابع راهبردی آسیای مرکزی علاقه مند شده است.

یادداشت مهمان، احسان موحدیان: آمریکا پس از تشدید اختلافات با چین و نگرانی از چالش های تامین منابع معدنی حیاتی برای پشتیبانی از صنایع مختلف خود و به خصوص صنایع الکترونیک، هوافضا و آی تی به منابع راهبردی و حیاتی آسیای مرکزی علاقه‌مند شده است.

در نگاه اول به نظر می رسد این تحول فرصتی برای کشورهای منطقه به منظور جذب سرمایه‌گذاری و توسعه فناوری فراهم می‌کند، اما واقعیت این است که به طور هم‌زمان خطرات ژئوپلیتیکی ناشی از تبدیل آسیای مرکزی به منطقه درگیری آمریکا با روسیه و چین نیز افزایش می‌یابد. به خصوص که رفتارهای اخیر آمریکا در تعامل با کشورهایی مانند ارمنستان و آذربایجان نیز نشان داده دولت ترامپ علاقمند به سرمایه گذاری در قفقاز و آسیای مرکزی نیست و تنها ایده غارت منابع این کشورها با صرف حداقل هزینه و حتی هزینه کرد از جیب خود این کشورها را پیگیری می کند.

در اوایل فوریه سال ۲۰۲۶، در شهر بیشکک پایتخت قرقیزستان یک مجمع تجاری در قالب «B۵+۱» با حضور مدیران ارشد بخش خصوصی و نهادهای دولتی آمریکا و نمایندگان کشورهای آسیای مرکزی برگزار شد. در این نشست، آمریکا بر اولویت داشتن این منطقه در سیاست خارجی اقتصادی خود، به‌ویژه در حوزه استخراج منابع معدنی حیاتی تأکید کرد. علاقه واشنگتن به این بخش موضوع تازه‌ای نیست؛ در نشست «C۵+۱» در سپتامبر ۲۰۲۳ در نیویورک، گفت‌وگوی آمریکا با آسیای مرکزی درباره مواد معدنی حیاتی و کمیاب موجود در این منطقه آغاز شد و نخستین نشست در این قالب در فوریه ۲۰۲۴ برگزار گردید.

ظرفیت پنهان آسیای مرکزی

کارشناسان می‌گویند بسیاری از ذخایر مواد خام و معدنی حیاتی در آسیای مرکزی هنوز به‌طور کامل اکتشاف نشده‌اند. بر اساس برآوردهای اولیه، پنج کشور این منطقه در مجموع دارای ذخایر قابل توجهی از سنگ منگنز (حدود ۳۸٫۶ درصد ذخایر جهانی)، کروم (۳۱ درصد)، سرب (۲۰ درصد)، روی (۱۲٫۶ درصد)، تیتانیوم (۸٫۷ درصد) و همچنین مس، کبالت و مولیبدن هستند. طبق داده‌های سازمان زمین‌شناسی آمریکا (USGS)، در این منطقه ۳۸۴ معدن فلزات نادر خاکی و کمیاب شناسایی شده است: ۱۶۰ مورد در قزاقستان، ۸۷ مورد در ازبکستان، ۷۵ مورد در قرقیزستان، ۶۰ مورد در تاجیکستان و ۲ مورد در ترکمنستان که در نوع خود در جهان کم نظیر است.

قزاقستان به عنوان بزرگترین و ثروتمندترین کشور منطقه آسیای مرکزی از نظر منابع طبیعی شناخته می‌شود و یکی از ۱۰ کشور پیشرو در ذخایر معدنی جهان است . قزاقستان بزرگترین تولیدکننده اورانیوم در جهان است و حدود ۴۰ درصد از تولید جهانی آن را در اختیار دارد. این ماده برای تولید انرژی هسته‌ای حیاتی است.

این کشور پس از روسیه، دومین ذخایر نفتی بزرگ را در میان جمهوری‌های سابق شوروی در اختیار دارد و میادین بزرگی مانند تنگیز و کاراچاگاناک در آن واقع شده‌اند.

قزاقستان دارای ۳۰ درصد از ذخایر سنگ کروم جهان است که در صنایع متالورژی و تولید فولاد ضدزنگ کاربرد دارد و در این زمینه دارای رتبه اول است. این کشور دارای رتبه‌های برتر جهانی در ذخایر منگنز، (رتبه سوم)، سرب (رتبه سوم)، روی (رتبه چهارم) و نقره (رتبه دوم) است. همچنین ذخایر قابل توجهی از سنگ آهن، مس، تنگستن، مولیبدن و طلا در این کشور وجود دارد .

تاجیکستان با وجود منابع محدود نفت و گاز، از نظر فلزات گرانبها و کمیاب بسیار غنی است. معدن عظیم کانی منصور در این کشور به عنوان دومین منبع بزرگ ذخیره نقره در جهان تخمین زده می‌شود که حاوی مقادیر قابل توجهی سرب و روی نیز هست.

تاجیکستان ذخایر غنی طلا دارد (رقم آن بیش از ۴۲۹ تن تخمین زده شده) و از نظر ذخایر آنتیموان (یک فلز استراتژیک در صنایع نظامی و نیمه‌هادی) نیز غنی است. اگرچه استخراج اورانیوم پس از فروپاشی شوروی در تاجیکستان متوقف شد، اما ذخایر آن در این کشور هنوز وجود دارد. همچنین تاجیکستان از نظر ذخایر زغال سنگ (۴۰۰ میلیون تن) مقام اول را در آسیای مرکزی دارد. شرکت آلومینیوم تاجیکستان (تالکو) یکی از بزرگترین کارخانه‌های ذوب آلومینیوم در جهان است و نقش حیاتی در اقتصاد این کشور دارد، اگرچه کاملاً به سنگ معدن وارداتی وابسته است .

اقتصاد ترکمنستان به شدت به منابع انرژی وابسته است و این کشور را به یک بازیگر کلیدی در بازار انرژی تبدیل کرده است. ترکمنستان دارای چهارمین ذخایر بزرگ گاز طبیعی در جهان است. صادرات گاز، عمدتاً به چین، ستون فقرات اقتصاد این کشور را تشکیل می‌دهد .این کشور دارای ذخایر نفتی قابل توجهی به ویژه در دریای کاسپین است و صنایع پتروشیمی آن نیز در حال توسعه می‌باشند. گوگرد و پتاس نیز در این کشور وجود دارد.

ازبکستان یکی دیگر از تولیدکنندگان عمده مواد معدنی در منطقه آسیای مرکزی است که هم در بخش انرژی و هم در فلزات ارزشمند فعالیت دارد. ازبکستان در زمره پنج کشور اول تولیدکننده اورانیوم در جهان قرار دارد و در کنار قزاقستان، حدود نیمی از اورانیوم جهان را تولید می‌کنند. این کشور دارای ذخایر بزرگ طلا است و از تولیدکنندگان مهم این فلز گرانبها در سطح جهان به شمار می‌رود. ازبکستان دارای معادن بزرگ مس و تنگستن و لیتیوم نیز هست که برای صنایع الکترونیک، نظامی و تولید ابزارآلات حیاتی هستند.

قرقیزستان کشوری کوهستانی با ذخایر معدنی قابل‌توجه اما کمتر توسعه‌یافته است. ذخایر مهم معدنی این کشور عبارتند از طلا (معدن کوم‌تور)، آنتیموان، جیوه، برخی فلزات نادر خاکی و تنگستن. آنتیموان در صنایع نظامی، تولید باتری و نیمه‌هادی‌ها کاربرد دارد و البته فلزات نادر خاکی این کشور هنوز به‌طور کامل اکتشاف نشده‌اند. لذا قرقیزستان نیازمند سرمایه‌گذاری خارجی برای توسعه زیرساخت و فرآوری است.

در نتیجه، آسیای مرکزی با داشتن منابع عظیم از اورانیوم و گاز طبیعی گرفته تا فلزات کمیاب و گرانبها، نه تنها برای پیشرفت اقتصادهای داخلی خود این پنج کشور، بلکه برای تنوع‌بخشی به زنجیره تأمین کشورهای غربی، ارتقای امنیت اقتصادی و فناوری قدرت‌های جهانی از اهمیت استراتژیک بالایی برخوردار است. نباید فراموش کرد که به عنوان مثال، قزاقستان به تنهایی ۱۸ ماده از ۳۰ ماده حیاتی برای اقتصاد اتحادیه اروپا را تولید می‌کند.

الدانیز حسین‌اف، تحلیلگر سیاست خارجی آسیای مرکزی معتقد است: تعیین اینکه کدام کشور منطقه بیشترین ذخایر معدنی حیاتی را در اختیار دارد دشوار است. این موضوع به دو عامل بستگی دارد: نخست اینکه همه کشورها تمایل ندارند از طریق استخراج و عرضه سریع فلزات نادر خاکی به بازار جهانی بپیوندند، زیرا با توجه به افزایش احتمالی تقاضا در آینده، برخی ترجیح می‌دهند با رویکردی راهبردی صبر کنند تا اهمیت و وزن ژئوپلتیک خود را افزایش دهند. دوم اینکه هر منبع معدنی نیازمند بررسی جداگانه است. بر اساس پژوهش‌ها، مناطق تیان‌شان و پامیر دارای ذخایر بزرگ اکتشاف‌نشده فلزات نادر هستند، اما به دلیل هزینه بالای اکتشاف ماهواره‌ای، ارزیابی دقیق تنها زمانی توجیه‌پذیر است که تقاضای واقعی مشخص شود.

در عین حال، حسین‌اف اشاره می‌کند که کشورهای آسیای مرکزی در میان تأمین‌کنندگان جهانی مواد خام با رقبای زیادی روبه‌رو هستند؛ چراکه در نشست وزارتی آمریکا درباره مواد معدنی حیاتی، نمایندگان ۵۵ کشور حضور داشتند. به اعتقاد او، آنچه آسیای مرکزی را متمایز می‌کند، موقعیت جغرافیایی راهبردی و تمایل کشورهای غربی برای رقابت با چین و روسیه است.

منافع راهبردی آمریکا و چشم‌انداز همکاری

وایلدر آلخاندرو سانچس، رئیس یک شرکت مشاوره‌ای در واشنگتن و یکی از نویسندگان گزارشی درباره بهره‌برداری از فلزات نادر آسیای مرکزی برای رشد اقتصادی، نیز معتقد است منافع راهبردی آمریکا در منطقه عمدتاً با چالش چین مرتبط است. او می‌گوید دولت ترامپ همچنان چین و صنایع آن را رقیب یا تهدید می‌داند و هر دو حزب سیاسی در آمریکا در پی شکستن انحصار جهانی چین در حوزه مواد معدنی حیاتی و عناصر نادر خاکی هستند.

سانچس یادآوری می‌کند که در نشست واشنگتن، که قزاقستان و ازبکستان حضور داشتند، ازبکستان یادداشت تفاهمی درباره مواد معدنی حیاتی و عناصر نادر خاکی امضا کرد و قزاقستان نیز در نوامبر ۲۰۲۵ توافق مشابهی با آمریکا منعقد کرده است. این ابتکارات زمینه همکاری نزدیک‌تر میان آمریکا و کشورهای منطقه را فراهم می‌کند.

با این حال، سانچس معتقد است چشم‌انداز همکاری پیچیده خواهد بود و قزاقستان و ازبکستان پیشگام این روند خواهند بود. او نسبت به میزان علاقه قرقیزستان و تاجیکستان به پیوستن به این روند همکاری معدنی با آمریکا تردید دارد، هرچند احتمال می‌دهد دوشنبه به دنبال جذب سرمایه‌گذاری بیشتر باشد. ترکمنستان نیز به باور او در کنار قرقیزستان و تاجیکستان با احتیاط بیشتری عمل خواهد کرد.

آمریکا یا چین: مقایسه رویکردها

سانچس تأکید می‌کند که در آسیای مرکزی راهبردی شبیه دکترین مونرو — که دولت ترامپ در قبال آمریکای لاتین و کارائیب برای تضعیف روابط آن‌ها با چین و روسیه دنبال می‌کند —کارآمد نخواهد بود. از آنجا که روسیه و چین همسایگان جغرافیایی این کشورها هستند و روابط دو طرف در حوزه سرمایه‌گذاری و تجاری پایه اقتصاد آن‌ها را تشکیل می‌دهد، واشنگتن نمی‌تواند از دولت‌های منطقه آسیای مرکزی بخواهد میان آمریکا و چین یکی را انتخاب کنند.

به گفته او، این کشورها شرکت‌های معدنی چینی را اخراج نخواهند کرد تا شرکت‌های آمریکایی را جایگزین کنند. لذا ترامپ نمی تواند به سبکی مشابه ونزوئلا و کوبا در آسیای مرکزی رفتار کرده و این کشورها را تحت فشارهای تند اقتصادی و تحریم های سخت قرار دهد یا رهبران آنها را برباید!

تلمن شوریف، کارشناس قزاق در حوزه بهره‌وری تولید، نیز معتقد است چین در مقایسه با آمریکا و اروپا رویکرد جذاب تر و مؤثرتری در جلب همکاری در آسیای مرکزی دارد. به گفته او، سرمایه‌گذاران آمریکایی معمولاً ترجیح می‌دهند در مراحل ابتدایی وارد پروژه‌ها نشوند و منتظر بمانند تا طرح‌ها کاملاً بررسی و خطرات کاهش یابد. در مقابل، سرمایه‌گذاران چینی حتی در مرحله اکتشاف نیز حاضر به ورود به پروژه ها هستند و با سرمایه‌گذاری نسبتاً محدود، ریسک شکست را می‌پذیرند. در نتیجه، آمریکا اغلب زمانی وارد می‌شود که پروژه‌ها آماده بهره‌برداری هستند و در عین حال این کشور می‌کوشد سهم یا کنترل کلیدی پروژه مدنظر خود را در دست بگیرد که انعکاس جالبی ندارد.

رقابت قدرت‌ها و تنوع‌بخشی به سرمایه‌گذاری

الدانیز حسین‌اف می‌گوید علاوه بر آمریکا، اتحادیه اروپا، ژاپن و کره جنوبی نیز به مواد معدنی حیاتی آسیای مرکزی علاقه‌مندند. به باور او، رقابت میان قدرت‌ها به سود این منطقه است، زیرا آن‌ها را وادار می‌کند شرایط جذاب‌تری برای همکاری پیشنهاد دهند.

یک کارشناس اقتصادی از قرقیزستان نیز می‌گوید این وضعیت فرصتی برای تنوع‌بخشی به سرمایه‌گذاری‌ها و متعادل‌سازی بازارهای سرمایه در منطقه فراهم می‌کند. به گفته او، جذب برندهای معتبر جهانی اهمیت دارد، زیرا این شرکت‌ها معمولاً به اعتبار خود اهمیت می‌دهند، استانداردهای زیست‌محیطی را رعایت می‌کنند، از فناوری‌های مسئولانه‌تر استفاده می‌کنند و نگاه بلندمدت به بازار دارند.

چالش اصلی: تبدیل نشدن به مرکز خام‌فروشی

با این حال، رقابت قدرت‌های بزرگ هم فرصت است و هم تهدید. حسین‌اف هشدار می‌دهد که تقویت حضور کشورهای غربی در آسیای مرکزی از طریق همکاری در بخش استخراج ممکن است نارضایتی چین و روسیه را در پی داشته باشد و واکنش‌های متقابل آن‌ها را به دنبال آورد. علاوه بر این، تأمین مواد اولیه برای اقتصادهای رقیب در غرب می‌تواند محرک اصلی نارضایتی قدرت‌های بزرگ از همکاری منطقه ای با بازیگران مختلف باشد.

کارشناسان همچنین تأکید می‌کنند بزرگ‌ترین خطر برای منطقه این است که به مرکز خام‌فروشی به نفع اقتصادهای بزرگ تبدیل شود. شوریف می‌گوید آسیای مرکزی نباید تنها به صادرات سنگ معدن یا کنسانتره بسنده کند و فرصت ایجاد ارزش افزوده بالا را از دست بدهد. تجربه چین نشان می‌دهد سود اصلی در فرآوری عمیق نهفته است، نه در استخراج. بنابراین کشورهای منطقه باید از فرصت سرمایه‌گذاری جهانی استفاده کنند و از گرفتار شدن در یک مدل تولید کم‌ارزش جلوگیری نمایند.

شوریف پیشنهاد می‌کند یکی از راه‌حل‌ها توسعه سبک تولید بین‌خوشه‌ای باشد، برای مثال ایجاد یک قطب مشترک فرآوری با مشارکت قزاقستان و ازبکستان. تمرکز حجم زیادی از مواد اولیه معدنی در چنین ساختاری بازده اقتصادی پروژه‌ها را افزایش می‌دهد، در حالی که صادرات پراکنده ساخت تأسیسات فرآوری را از نظر اقتصادی غیرسودآور می‌کند.

در عین حال، حسین‌اف یادآور می‌شود که آسیای مرکزی در حوزه مواد معدنی حیاتی منطقه منحصر به‌فردی نیست؛ بنابراین کشورهای منطقه باید خودشان ابتکار عمل را در دست بگیرند و پروژه‌های مشترکی را به شرکای خارجی پیشنهاد دهند، نه اینکه در انتظار طرح‌های آماده و پیشنهادی ثالث بمانند.