نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
آیا ایران آماده تحولی گسترده در بازار انرژی و سوخت تا دهه آینده است؟
چشماندازی که پیش رو داریم ترکیبی از فشارهای بینالمللی، پیشرفتهای فناورانه و نیاز مبرم به بازسازی زیرساختها است؛ از نفوذ خودروهای برقی و سیاستهای کاهش انتشار تا فرصتهای نو برای انرژیهای تجدیدپذیر و بازار برق خردهفروشی. این نوشته قصد دارد تصویری روشن از سناریوهای محتمل ارائه دهد: از فرصتهای سرمایهگذاری در آینده صنعت نفت و گاز گرفته تا چگونگی تغییر الگوی مصرف انرژی در ایران و تأثیر سیاستهای قیمتگذاری و یارانه بر تقاضا.
در سطح جهانی روندها نشان میدهند تقاضای نفت تا اوایل دهه 2030 رشد خواهد داشت اما پس از آن بهتدریج کاهش نسبی بهدنبال نفوذ خودروهای برقی و سیاستهای کاهش انتشار گازها رخ میدهد؛ این واقعیت بر ساختار صادرات و نیازهای داخلی ایران تأثیرگذار است و انتظار میرود ترکیب بازار سوخت کشور در دهه آتی تغییر یابد. در این چارچوب، فشارهای زیستمحیطی روی سوختهای سنگین دریایی و الزام به سوختهای پاکتر، هزینههای نوسازی ناوگان حملونقل دریایی و ریلی را بهعنوان ورودی مهمی برای بهبود رقابتپذیری صنایع مرتبط افزایش میدهد.
اگر به دنبال مطالب مشابه دیگری هستید، به سایت اقتصاد دیجیتال حتما سربزنید.
افزایش مصرف جهانی تا حدود 110 میلیون بشکه در روز تا سال 2030 و سپس کاهش نسبی، سیگنالی برای بازطراحی استراتژیهای صادراتی و سرمایهگذاریهای زیرساختی ایران است؛ تمرکز روی خطوط لوله داخلی، توسعه ظرفیت ریلی و بهبود هابهای ذخیرهسازی میتواند ریسک ناشی از نوسان قیمتها را کاهش دهد. از سوی دیگر، تنوعبخشی سبد صادرات و ارتقای کیفیت فرآوردهها برای دسترسی به بازارهای حساس به انتشار کربن بخشی از راهبرد عملیاتی خواهد بود که باید با سرمایهگذاریهای هوشمندانه هماهنگ شود.
ناوگان حملونقل کشور در بخش فرآوردههای نفتی به نوسازی و افزایش استانداردهای ایمنی نیاز دارد؛ تحریمها تدارک قطعات و تأمین مالی را دشوار کرده و نیاز به راهحلهای بومی و همکاری منطقهای را تقویت میکند. سرمایهگذاری در ظرفیتهای ریلی برای حمل سوخت و توسعه پایانههای چندمنظوره میتواند هزینههای حملونقل را کاهش داده و ریسک آلودگی محیطزیستی را کم کند. گزارشهای تحلیلی رسانه اقتصاد دیجیتال نشان میدهند که بازسازی تدریجی زیرساختها و استفاده از فناوریهای نظارتی دیجیتال برای پایش خطوط لوله از اقدامات اولیه مؤثر خواهد بود.
تعیین سازوکار مناسب برای «قیمت سوخت و انرژی» موضوعی استراتژیک در ایران است که هم روی الگوی مصرف کوتاهمدت و هم بلندمدت اثر میگذارد. مطالعات اقتصادسنجی داخلی نشان میدهند که تقاضا در کوتاهمدت نسبت به تغییر قیمتها نسبتاً بیکشش است و تنها در بلندمدت واکنش معنادارتری مشاهده میشود؛ بنابراین سیاستگذاران نباید تنها به تغییرات قیمت بهعنوان ابزار سریع کاهش مصرف تکیه کنند. راهکارهای ترکیبی مانند هدفمندسازی یارانهها، تشویق راندمان سوخت در بخش حملونقل و تسهیل دسترسی به گزینههای جایگزین برای مصرفکنندگان میتوانند اثرات بیشتری نسبت به اصلاح قیمت صرف داشته باشند.
گسترش «انرژیهای تجدیدپذیر ایران» و رشد بازار خردهفروشی برق، پنجرهای برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی فراهم کرده است؛ صدور مجوز خردهفروشی برای دهها شرکت خصوصی نشان میدهد که زیرساخت قانونی و رقابتی در حال شکلگیری است. توسعه نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس، احداث مزارع بادی در مناطق پتانسیلدار و ایجاد قراردادهای خرید تضمینی یا مناقصهای میتواند سرمایهگذاران داخلی و خارجی را جذب کند. رسانه اقتصاد دیجیتال در گزارشهای خود به نقش بازار برق در جذب سرمایهگذاری خصوصی و ارتقای شفافیت قراردادها بهعنوان عاملی کلیدی اشاره کرده است.
ورود فناوریهای دادهمحور، از جمله هوش مصنوعی در پردازش دادههای لرزهای، پایش سلامت تجهیزات و بهینهسازی تولید، میتواند هزینهها را کاهش و بهرهوری را افزایش دهد؛ این موضوع در قالب «آینده صنعت نفت و گاز» نقش محوری دارد و امکان افزایش بازدهی میدانها و کاهش انتشارهای غیرمستقیم را فراهم میآورد. بهرهگیری از پلتفرمهای دیجیتال برای مدیریت زنجیره تأمین و پیشبینی نیازهای تعمیراتی، بهویژه در شرایط محدودیت دسترسی به قطعات، میتواند از توقفهای پرهزینه جلوگیری کند. علاوه بر این، استفاده از تحلیلهای فضایی برای شناسایی مکانهای مناسب نیروگاههای خورشیدی و بادی، پیوند میان منابع نو و شبکه انتقال را تسهیل میکند.
برای تغییر ساختار مصرف و بازار لازم است مجموعهای از سیاستها همزمان اجرا شوند: بهینهسازی شبکه توزیع، تشویق نوسازی ناوگان حملونقل، توسعه زیرساخت شارژ خودروهای برقی و اصلاح نظام یارانهها به سمت هدفمندی همراه با حمایت از اقشار آسیبپذیر. در سطح بنگاهها، بهکارگیری ممیزی انرژی، سرمایهگذاری در موتورهای با راندمان بالا و پیادهسازی سیستمهای مدیریت انرژی میتواند هزینههای عملیاتی را کاهش دهد و سهم مصرفکنندگان صنعتی را در کاهش کل مصرف تقویت کند. با توجه به شواهد درباره «مصرف انرژی در ایران»، تمرکز بر بهبود بهرهوری بخشهای کشاورزی و حملونقل میتواند بازده اقتصادی و زیستمحیطی بالایی ایجاد کند. همچنین ایجاد نهادهای مالی سبز برای اعطای تسهیلات کمبهره به پروژههای پاک و بستههای تشویقی برای سرمایهگذاران بخش خصوصی میتواند شتاب تحول را افزایش دهد.
کسبوکارها باید از همین امروز به ارزیابی پتانسیل کاهش مصرف و تولید انرژی پاک اقدام کنند؛ نصب سامانههای مدیریت انرژی، تغییر الگوی مصرف به ساعات کمبار شبکه و پذیرش قراردادهای مستقیم تولیدِ تجدیدپذیر از جمله اقدامات با بازده سریع است. مصرفکنندگان خانگی نیز با ارتقای تجهیزات گرمایشی و استفاده از راهکارهای هوشمند میتوانند در مقابل افزایش احتمالی قیمتها محافظت شوند. نهایتاً، هماهنگی میان سیاستهای ملی، بازارهای محلی و رصد مستمر دادهها تنها راه پایدارسازی بازار سوخت و انرژی در ایران خواهد بود.
مقالات مشابه بیشتری را از اینجا بخوانید.
تصویر روشنِ پیشرو نشان میدهد که ایران با اتخاذ همزمان سیاستهای ساختاری و سرمایهگذاری هوشمند میتواند از تلاطم بازارهای جهانی فرصتی بلندمدت بسازد. اولین گام عملی، اولویتبخشی به پروژههای دارای بازده سریع—نوسازی ناوگان حملونقل، نصب سامانههای مدیریت انرژی در صنایع و گسترش میکروپانلهای خورشیدی—است تا فشار تقاضا کاهش یابد و هزینههای عملیاتی پایین بیاید. در میانهمدت، تقویت زیرساختهای انتقال و ذخیرهسازی و بازنگری هدفمند در نظام یارانهها، در کنار تاسیس ابزارهای مالی سبز، ظرفیت جذب سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر ایران را افزایش میدهد و ریسک وابستگی به نفت را کاهش میدهد. برای «چشمانداز نفت و گاز ایران» بهرهگیری از دیجیتالیشدن و تحلیل دادهها اولویت رقابتی خواهد ساخت و امکان حفظ درآمدها در شرایط تغییر تقاضا را فراهم میآورد. برای کسبوکارها و مصرفکنندگان، اقدامپذیرترین توصیهها عبارتند از: ممیزی انرژی، قراردادهای مستقیم با تولیدکنندگان تجدیدپذیر و برنامهریزی مصرف زمانی. این ترکیبِ سیاست، فناوری و بازار نه تنها هزینهها را کاهش میدهد بلکه ایران را برای دههای که در آن انرژی پاک معیار رقابت است، آماده میسازد. بازار انرژی مقاوم و رقابتی نتیجه انتخابهای امروز است.
منبع :
gerdabjazb
بازار سرمایه ماهها زیر سایه تحریم و تنش حرکت کرده است و حالا هر خبر کوچک از مذاکرات عمان میتواند مسیر ذهنی معاملهگران را تغییر دهد.
تقریباً تمام نمادهای صنعت غذایی با رشدهای ۴۰ تا ۸۵ درصدی در مسیر صعود قرار گرفتهاند اما در میان این عملکرد، غگز با افت ۶۹ درصدی درآمد دیده می شود.
آینده تهاتر ایران و پاکستان به چند عامل کلیدی بستگی دارد: اراده سیاسی دو طرف، مشارکت فعال بخش خصوصی، نقشآفرینی اتاقهای بازرگانی و طراحی دقیق مکانیسمهای اجرایی.
با حضور مدیرعامل بانک قرضالحسنه مهر ایران و رئیس اتاق اصناف ایران، تفاهمنامه همکاری دو مجموعه به امضا رسید.
آیا توسعه حملونقل ریلی برای سوخت واقعاً از نظر اقتصادی بهصرفهتر است؟ با توجه به هزینه ساخت خطوط جدید کمی بعید به نظر میرسد.
اگر به سرمایه اولیه نگاه کنیم بله سنگین است، اما در افق ۲۰ ساله، حملونقل ریلی کمهزینهترین و ایمنترین روش برای جابهجایی سوخت است. مقاله هم اشاره کرده که کاهش ریسک زیستمحیطی، صرفهجویی انرژی و کاهش استهلاک ناوگان جادهای مزایای کلیدی آن هستند. بسیاری از کشورها وارد همین مسیر شدهاند.
Δ