شکست راهبردی آمریکا در تنگه هرمز؛ اراده ملی ایران عامل پیروزی است

کارشناس ارشد ترکیه ای و ستون نویس روزنامه جمهوریت با اشاره به شکست راهبردی آمریکا در تنگه هرمز، گفت: اراده ملی ایران عامل پیروزی مقابل دشمن است.

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل، آذر مهدوان: در روزهای آغازین جنگ تحمیلی، دونالد ترامپ سرمست از تصورِ پیروزی، با لحنی قاطع و تهدیدآمیز از «تسلیم شدن ایران» سخن می‌گفت؛ اما با تغییر شرایط میدانی و پیچیده‌تر شدن معادلات، همان رئیس‌جمهور اکنون از «مذاکره» سخن می‌زند. چرخشی که این روزها در قالب اظهارات گاه متناقض او نمایان شده و به باور برخی تحلیلگران، نشانه‌ای از گرفتار شدن ترامپ در بن‌بست جنگی است؛ وضعیتی که در آن، بدون دستیابی به دستاوردی ملموس، اعلام پایان جنگ نیز برای واشنگتن آسان نیست.

خبرنگار مهر، با هدف بررسی روند جنگ گفتگویی با مهمت‌علی گوللر کارشناس ارشد ترکیه ای و ستون نویس روزنامه جمهوریت انجام داده است که مشروح آن از نظر می گذرد:

ایجاد آشوب و تغییر نظام در ایران، یک هدف راهبردی بود و تصور می‌شد این هدف در روزهای نخست جنگ محقق می‌شود. اما اکنون شاهد حضور شبانه‌روزی مردم ایران در میدان‌ها و حمایت از نیروهای مسلح هستیم. چه عواملی باعث شد اهداف راهبردی آمریکا و اسرائیل محقق نشود؟ آمادگی نظامی ایران و پاسخ تهران را چگونه می‌بینید؟

آمریکا و اسرائیل هنگام حمله به ایران، در سه موضوع اساسی دچار اشتباه شدند:

اول اینکه واشنگتن و تل‌آویو تصور می‌کردند پس از یک بمباران سنگین، مخالفان داخلی در ایران قیام خواهند کرد و نظام سقوط می‌کند. اما اشتباه کردند. نمی‌دانستند وقتی موضوع حمله آمریکا و اسرائیل باشد، حتی مخالفان نیز از کشورشان دفاع خواهند کرد. همین اتفاق افتاد؛ هیچ‌کس شورش نکرد و برعکس، تمام مردم ایران در برابر حمله آمریکا و اسرائیل متحد شدند.

دوم اینکه فکر می‌کردند با حذف رهبر ایران، ساختار دولت فرو می‌پاشد. این هم اشتباه بود. زیرا هرچند رهبر در بالاترین جایگاه قرار دارد، اما ساختار حکمرانی ایران با نهادها و قوانین خود پابرجاست. جای خالی طبق قانون پر می‌شود و دولت به حیات خود ادامه می‌دهد.

سوم اینکه آمریکا و اسرائیل تصور می‌کردند ذخایر موشکی و پهپادی ایران تمام می‌شود و پس از مدتی ایران قادر به پاسخ‌گویی نخواهد بود. اما برعکس، این آمریکا بود که با کمبود ذخایر مواجه شد و مشکلات لجستیکی‌اش آشکار شد. آمریکا برای سرپوش گذاشتن بر این موضوع، هر روز ادعا می‌کند «توان موشکی و پهپادی ایران را نابود کردیم»، اما ایران هر روز به پایگاه‌های آمریکا و اسرائیل حمله می‌کند.

این تصویر نشان می‌دهد ایران با مردمش، با ارتشش، با اراده مقاومت و توان موشکی‌اش برای جنگ آماده بوده است.

کنترل ایران بر تنگه هرمز در شرایط جنگ، چگونه معادلات و توازن‌ها را تغییر داد؟

تنگه هرمز جایی است که ۲۰ درصد تجارت نفت جهان از آن عبور می‌کند، بنابراین موقعیتی فوق‌العاده حساس دارد. ایران با بستن تنگه به روی کشتی‌هایی که با آمریکا و اسرائیل مرتبط هستند، آمریکا را در چند جبهه تحت فشار قرار داد:

اول اینکه ناتوانی در باز کردن تنگه، محدودیت قدرت نیروی دریایی آمریکا را آشکار کرد. موشک‌ها و پهپادهای ایران اجازه نزدیک شدن به ساحل را ندادند و ناوهای آمریکا قادر به باز کردن مسیر نبودند.

دوم اینکه آمریکا برای باز کردن تنگه مجبور شد از متحدانش کمک بخواهد و این نشان داد قدرت مشترک آمریکا و اسرائیل برای مقابله با ایران کافی نیست.

سوم بسته شدن تنگه عرضه نفت و قیمت‌ها را تحت تأثیر قرار داد. این وضعیت اقتصاد جهانی را تهدید کرد و آمریکا با فشار بر متحدانش مجبور شد ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر آزاد کند. از سوی دیگر، آمریکا پس از روسیه، این بار امکان فروش نفت ایران را نیز پذیرفت. یعنی در حالی‌ که برای جلوگیری از فروش نفت روسیه و ایران تحریم اعمال کرده بود، برای جبران کمبود، مجبور شد خرید نفت این کشورها را تأیید کند.

اینکه رئیس‌جمهور آمریکا اکنون به‌جای جنگ از مذاکره سخن می‌گوید چه معنایی دارد؟ و با توجه به شرط ایران مبنی بر عدم تکرار جنگ، آیا احتمال آتش‌بس در آینده نزدیک وجود دارد؟

اظهارات دونالد ترامپ ممکن است نشان‌دهنده آن باشد که واشنگتن به دنبال یک راه خروج از وضعیت موجود است؛ زیرا در موقعیت بسیار دشواری قرار گرفته‌اند. اما سخنان ترامپ همچنین می‌تواند یک تله برای خرید زمان جهت ایجاد خطوط لجستیکی جدید باشد.

ایران بهتر از هر کشور دیگری می‌داند که آمریکا در این زمینه قابل اعتماد نیست؛ زیرا ایالات متحده در حالی که در حال مذاکره با ایران بود، به این کشور حمله کرد.

چه آمریکا به‌دنبال خروج باشد و چه برای زمان‌کشی تلاش کند، هر دو ناشی از یک موضوع است: دچار مشکل شده‌اند. اگر ایران مقاومت نمی‌کرد، اگر قادر به پاسخ‌گویی مؤثر نبود، ترامپ نه به دنبال خروج می‌بود و نه نیاز به زمان‌خریدن داشت.

بنابراین هرچند سخنان ترامپ با یکدیگر تناقض دارد، در مجموع نشان‌دهنده در تنگنا قرار گرفتن آمریکا است.

اما مشکل اصلی این است: خروج آمریکا از این جنگ به معنای فاجعه برای اسرائیل خواهد بود. به همین دلیل اسرائیل و نتانیاهو برای آنکه ترامپ و حلقه اطراف او را در میدان جنگ نگه دارند، از هر روشی استفاده خواهند کرد.

گزارش اخیر نیویورک تایمز را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

طبق گزارش، موساد توانسته بود نتانیاهو و ترامپ را قانع کند که حمله به ایران باعث سقوط حکومت خواهد شد؛ اما در عمل مشخص شد این یک محاسبه بسیار نادرست بوده است.

ایالات متحده و اسرائیل، امپریالیسم و صهیونیسم، ترامپ و نتانیاهو و گروه‌های نزدیک به این دو رهبر، همگی دچار یک خطای محاسباتی بزرگ شدند.

آن‌ها نتوانستند ساختار حکومت ایران، حس همبستگی مردم، توانایی‌های ارتش ایران و قدرت واقعی کشور را درست ارزیابی کنند.

آن‌ها تصور کردند با تحریک کردها و حتی ترک‌های آذری می‌توانند قیام ایجاد کرده و نظام را ساقط کنند، اما اشتباه کردند. آنچه نفهمیدند این بود که ایران فقط متعلق به فارس‌ها نیست؛ ترک‌ها و کردها نیز صاحبان این سرزمین‌اند. ایران، عراق یا سوریه نبود. به همین دلیل مردم ایران ــ فارس، ترک، کرد ــ در برابر حمله آمریکا و اسرائیل در یک جبهه واحد و میهن‌دوستانه مقاومت کردند.

آمریکا و اسرائیل، ائتلاف پنج حزب جدایی‌طلب کرد که درست پیش از حمله با هدف سرنگونی حکومت اعلام اتحاد کرده بودند را «اهرم سقوط حکومت» تصور کردند، اما این احزاب نماینده اکثریت کردها نبودند. چون این ائتلاف کارآمد نبود، آمریکا در هفته دوم جنگ تلاش کرد گروه‌های بارزانی و طالبانی در شمال عراق را وارد ماجرا کند، اما ترامپ پاسخ مثبت دریافت نکرد.

ناکامی آمریکا و اسرائیل در استفاده از «کارت کردها» تا حدی نتیجه دیپلماسی مشترک آنکارا و بغداد نیز بود.

گزارش نیویورک تایمز شکست آمریکا و اسرائیل را نشان می‌دهد، اما مهم‌ترین دلیل را بیان نمی‌کند؛ آن را ما توضیح دهیم:

آمریکا و اسرائیل مهاجم بودند، اما ایران در حال دفاع از خود بود. بخش بزرگی از مردم آمریکا و اسرائیل از این جنگ حمایت نمی‌کنند، اما تمام مردم ایران برای دفاع از کشورشان مصمم ایستاده‌اند.

پیروزی در جنگ‌ها را بیش از آنکه سلاح تعیین کند، اراده تعیین می‌کند. آنهایی پیروز می‌شوند که حاضرند به‌جای تسلیم‌شدن، جان خود را فدا کنند و قدرت واقعی ایران نیز همین است.