نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
الگوی عملیاتی در تقابلهای نظامی فعلی جهان نظیر حمله نیروهای متجاوز صهیونیستی و آمریکایی به خاک ایران نشان میدهد که هوش مصنوعی از یک فناوری پشتیبان به یک مولفه تعیین کننده تبدیل شده است.
به گزارش خبرنگار مهر، تحولات سالهای اخیر و الگوی عملیات در تقابلهای نظامی فعلی جهان نظیر حمله نیروهای متجاوز صهیونیستی و آمریکایی به خاک جمهوری اسلامی ایران نشان میدهد که هوش مصنوعی از یک فناوری پشتیبان در حاشیه سامانههای نظامی به یک مؤلفه تعیینکننده در معادلات قدرت و تعریف مفهوم برتری راهبردی تبدیل شده است. در گذشته، سامانههای هوشمند عمدتاً در نقش ابزارهای تحلیلی برای پردازش داده یا پشتیبانی تصمیم فرماندهان به کار میرفتند، اما اکنون با افزایش ظرفیت پردازشی، بهبود الگوریتمهای یادگیری عمیق و دسترسی به کلاندادههای عملیاتی، این فناوری به سطحی رسیده که میتواند در محیطهای رقابتی پیچیده بهطور مستقل راهبرد انتخاب کند، سناریوهای متعدد را ارزیابی کند و در زمان بسیار کوتاه بهترین گزینه را برگزیند. ارتش آمریکا در تجاوز نظامی اخیر خود به ایران از مدل هوش مصنوعی کلاد، ساخت شرکت آنتروپیک، استفاده کرده است. بر اساس گزارشها، فرماندهی مرکزی نیروهای متجاوز آمریکا (CENTCOM) برای تحلیل اطلاعات، شناسایی اهداف و شبیهسازی سناریوهای نبرد از این مدل هوش مصنوعی بهره برده است.
بر همین اساس، پیروزی سامانههای هوشمند در شطرنج، آلفاگو در بازی گو و آلفاستار در استارکرفت ۲ صرفاً موفقیتهایی در حوزه سرگرمی دیجیتال نیستند. این دستاوردها نشان دادند که الگوریتمها قادر هستند در محیطهایی با عدم قطعیت بالا، اطلاعات ناقص، بازیگران متعدد و راهبردهای پویا، به سطحی از خلاقیت محاسباتی و پیشبینی رفتاری دست یابند که از توان تحلیل انسانی فراتر میرود.
این منطق در حوزه نظامی معنای عمیقتری پیدا میکند. آزمون آلفاداگفایت توسط نیروی هوایی ایالات متحده و دارپا که در آن سامانه هوش مصنوعی در یک رقابت شبیهسازیشده نبرد هوایی با نتیجه پنج بر صفر بر خلبان انسانی غلبه کرد، صرفاً یک نمایش فناورانه نبود، بلکه نماد گذار از مرحله «پشتیبانی تصمیم» به مرحله «برتری عملیاتی الگوریتمی» محسوب میشود. در این آزمایش، سامانه هوشمند با اجرای مانورهای تهاجمی دقیق و واکنشهای بسیار سریع، توانست در یک محیط پرفشار و پرشتاب، چرخه تصمیم را کوتاهتر از انسان طی کند و برتری تاکتیکی به دست آورد.
اهمیت این تحول در آن است که برتری در میدان نبرد آینده بیش از آنکه به تعداد تجهیزات یا قدرت آتش وابسته باشد، به سرعت پردازش، کیفیت تحلیل داده و توانایی پیشبینی کنش متقابل دشمن گره میخورد. به بیان دیگر، کارشناسان معتقدند که هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به زیرساخت نامرئی قدرت نظامی است و میتواند موازنه قوا را بدون شلیک حتی یک گلوله جابهجا کند. این تغییر پارادایم، مفهوم بازدارندگی، زمان واکنش و حتی تعریف مسئولیت انسانی در تصمیمهای مرگبار را وارد مرحلهای تازه کرده است.
گذار از انسان در حلقه تصمیم به سامانههای خودمختار
برآوردهای صورت گرفته، نشان میدهند که روند فزاینده خودکارسازی تصمیمگیری در سامانههای نظامی، بهویژه در حوزه هوانوردی رزمی، بیانگر کاهش نقش مستقیم انسان در کنترل آنی عملیات است. متخصصان بر این باورند که آزمایش سامانههای مبتنی بر هوش مصنوعی بر روی برخی هواپیمای تاکتیکی توسط نیروی هوایی آمریکا، نقطه عطفی در توسعه عملیات نیمهخودمختار و بالقوه تمامخودمختار محسوب میشود. این تحول، علاوه بر افزایش سرعت واکنش و کاهش بار شناختی اپراتورها، پرسشهای بنیادینی درباره مسئولیتپذیری، کنترل مؤثر انسانی و مدیریت ریسکهای سیستمی مطرح میکند.
فناوریهای دومنظوره و منطق تیغ دولبه
یکی از مهمترین ویژگیهای هوش مصنوعی در میدان جنگ، ماهیت دومنظوره آن است. به عبارت دیگر، همان الگوریتمهایی که برای هدفگیری تبلیغات در شبکههای اجتماعی یا بهینهسازی کارزارهای بازاریابی به کار میروند، میتوانند در عملیات ارتباطات راهبردی و جنگ روانی نیز مورد استفاده قرار گیرند. از سوی دیگر، توسعه داروهای نوین و در عین حال امکان تولید عوامل شیمیایی پیشرفته، نمونهای از این دوگانگی است. کارشناسان اذعان دارند که این وضعیت، مرز میان نوآوری مدنی و کاربرد نظامی را سیال کرده و ضرورت تنظیمگری هوشمند و ارزیابی مستمر مخاطرات را دوچندان میسازد.
تسلیحات خودمختار و برهمخوردن معادله هزینه
سامانههای تسلیحاتی خودمختار که بدون مداخله مستقیم انسان عمل میکنند، اکنون به یکی از محورهای اصلی نوآوری دفاعی بدل شدهاند. کاربردهایی نظیر سامانههای پشتیبان تصمیم و شناسایی هوشمند اهداف میتواند زمان واکنش را کاهش داده و امکان فعالیت در محیطهای پرخطر را فراهم آورد. در عین حال، تجربههای میدانی نشان میدهد که پهپادهای ارزانقیمت قادر هستند سامانههای تسلیحاتی بسیار گرانقیمت را از کار بیندازند.
بر همین اساس، در دریای سرخ، یک پهپاد دو هزار دلاری یک موشک دو میلیون دلاری را منهدم میکند و در اوکراین نیز پهپادهای چهارصد دلاری برای هدف قرار دادن تانکهای دو میلیون دلاری به کار گرفته میشوند. به باور کارشناسان، این شکاف هزینه، بنیانهای اقتصاد دفاعی کلاسیک را با چالش جدی مواجه کرده است.
هوش مصنوعی مولد و رفتار جمعی هماهنگ
پژوهشهای مشترک دانشگاه استنفورد و شرکت گوگل درباره عاملهای نرمافزاری مولد که رفتار انسانی باورپذیر را شبیهسازی میکنند، نشان داد که گروهی از این عاملها میتوانند اطلاعات تبادل کنند، روابط جدید شکل دهند و فعالیتهای مشترک را هماهنگ سازند. این معماری که بر مدلهای زبانی بزرگ متکی است، امکان حافظه پویا، بازتاب و برنامهریزی در شرایط متغیر را فراهم میکند. چنین قابلیتهایی در صورت انتقال به حوزه نظامی میتوانند به توسعه دستههای هماهنگ پهپادی و سامانههای خودمختار جمعی منجر شوند.
در سطح سیاسی و اجتماعی، سوءاستفاده از مدلهای زبانی و تولید محتوای جعل عمیق، مخاطرات جدی برای انتخابات و فرایندهای دموکراتیک ایجاد کرده است. از سوی دیگر، عملیات نفوذ خارجی با بهرهگیری از ویدئوها و صداهای جعلی بهصورت هدفمند طراحی میشوند تا سوءبرداشت گسترده ایجاد کرده و شکافهای اجتماعی را تشدید کنند. به عنوان نمونه، گزارشهای منتشرشده نشان میدهند که جمهوری خلق چین از راهبردهای هوش مولد در عملیات نفوذ استفاده کرده و شبکههایی از حسابهای جعلی و اینفلوئنسرهای وابسته را برای انتشار روایتهای همسو به کار گرفته است.
چین و شتابگیری راهبردی در هوش مصنوعی
برآوردها نشان میدهند که ارزش صنعت هوش مصنوعی چین در سال ۲۰۲۱ حدود ۱۵۰ میلیارد یوان بوده و انتظار میرود تا سال ۲۰۲۵ به بیش از ۴۰۰ میلیارد یوان برسد. برنامه توسعه نسل جدید هوش مصنوعی این کشور هدفگذاری کرده است که تا سال ۲۰۳۰ سهمی معادل ۱۵۰ میلیارد دلار به تولید ناخالص داخلی بیفزاید. در سال ۲۰۲۳ نیز پکن مجوز انتشار عمومی فناوریهای هوش مولد را برای شرکتهایی نظیر تنسنت، بایدو، هواوی، علیبابا، جیدی دات کام، بایتدنس، آیفلایتک و کوایشو صادر کرد. همزمان، گزارشهایی از بهکارگیری هوش مولد در کارزارهای نفوذ چندزبانه و شبکههای تأثیرگذاری دولتی منتشر شده است.
شبکههای همپیمان و نوآوری دفاعی در ناتو
از سوی دیگر، کشورهای عضو ناتو در پاسخ به این تحولات، تمرکز ویژهای بر نوآوری دفاعی معطوف کردهاند. انتشار نخستین راهبرد هوش مصنوعی ناتو در سال ۲۰۲۱ و نسخه بازنگریشده آن در اجلاس واشنگتن در ژوئیه ۲۰۲۴، نشاندهنده تلاش برای ایجاد چارچوب مشترک در بهرهگیری مسئولانه از هوش مصنوعی است. همچنین، شتابدهنده نوآوری دفاعی ناتو موسوم به دیانا که از تابستان ۲۰۲۳ عملیاتی شده، با همکاری دولتها، صنعت و دانشگاهها به توسعه فناوریهای نوظهور میپردازد.
چالشهای اعلامشده این برنامه در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ حوزههایی مانند تابآوری انرژی، امنیت داده و اطلاعات، پایش و نظارت، سلامت و عملکرد انسانی و زیرساختهای حیاتی و لجستیک را در بر میگیرند. از سوی دیگر، تمرکز بر فناوریهای دومنظوره نظامی و غیرنظامی، سامانههای خودمختار، فناوریهای کوانتومی، زیستفناوری، سامانههای هایپرسونیک و شبکههای ارتباطی نسل بعدی نشان میدهد که رقابت در عرصه هوش مصنوعی صرفاً به میدان نبرد محدود نیست، بلکه به یک اکوسیستم گسترده نوآوری راهبردی گره خورده است.
در نهایت، میتوان نتیجه گرفت که هوش مصنوعی در حال بازتعریف منطق جنگ، اقتصاد دفاعی و حتی ثبات سیاسی است. آنچه در حال وقوع است صرفاً ورود یک فناوری نو به زرادخانههای نظامی نیست، بلکه جابهجایی در بنیانهای مفهومی قدرت است. در گذشته، برتری نظامی عمدتاً بر پایه انباشت سختافزار، گستره جغرافیایی استقرار نیرو و توان تخریب تعریف میشد، اما اکنون کیفیت داده، سرعت پردازش، انسجام الگوریتمی و یکپارچگی سامانههای هوشمند به شاخصهای اصلی مزیت راهبردی بدل شدهاند. این تحول، نسبت میان فناوری، تصمیم و قدرت سیاسی را به صورت بنیادین دگرگون کرده است.
از برتری الگوریتمی در نبردهای شبیهسازیشده تا عملیات نفوذ مبتنی بر هوش مولد و از پهپادهای کمهزینه تا شبکههای نوآوری چندملیتی، همه نشانههای یک گذار عمیق در ماهیت قدرت هستند. در این چارچوب، میدان نبرد به فضای فیزیکی محدود نمیماند، بلکه به حوزه شناختی، اطلاعاتی و اقتصادی امتداد مییابد. بازیگری که بتواند چرخه جمعآوری داده، تحلیل، تصمیم و اقدام را کوتاهتر و دقیقتر از رقیب طی کند، حتی بدون برخورد مستقیم نظامی نیز قادر است موازنه را به سود خود تغییر دهد. بدین ترتیب، رقابت فناورانه بهصورت مستقیم با امنیت ملی، تابآوری نهادی و مشروعیت سیاسی گره میخورد.
در چنین شرایطی، برتری صرفاً به معنای دسترسی به فناوری نیست، بلکه به توانایی مدیریت مخاطرات، تنظیمگری هوشمند، صیانت از زیرساختهای داده، و ایجاد ائتلافهای نوآورانه بستگی دارد. از همین روی، کشورهایی که صرفاً مصرفکننده فناوری باشند، در برابر شوکهای فناورانه و عملیات نفوذ آسیبپذیر خواهند بود. در مقابل، بازیگرانی که بتوانند اکوسیستم پژوهش، صنعت دفاعی، شرکتهای نوآور و نهادهای حاکمیتی را در یک چارچوب منسجم هماهنگ کنند، ظرفیت شکلدهی به قواعد بازی را خواهند داشت. به بیان دیگر، حکمرانی هوشمند فناوری به همان اندازه توسعه فناوری اهمیت یافته است.
آینده جنگهای مدرن
آینده جنگ نه فقط در میدان، بلکه در آزمایشگاهها، مراکز داده، زنجیرههای تأمین تراشه و اکوسیستمهای فناورانه رقم خواهد خورد. رقابت بر سر مدلهای زبانی پیشرفته، توان پردازشی، دادههای آموزشی و استانداردهای بینالمللی به بخشی از معادله بازدارندگی تبدیل شده است. از این منظر، هوش مصنوعی صرفاً یک ابزار نیست، بلکه زیرساختی راهبردی است که میتواند شکل منازعه، ساختار ائتلافها و حتی توازن قدرت جهانی را در دهههای آینده بازتعریف کند.
معاون آموزشی دانشگاه تهران گفت:دو هفته باقی مانده تا آخر سال مشمول تقویم آموزشی دانشگاه نیست .
جمعی از اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور با صدور بیانیه ای حقوقی تجاوز به خاک کشورمان را محکوم کردند.
جنگ چهارساله اوکراین با روسیه سبب شده این کشور در حوزه فناوری پهپاد به اطلاعات زیادی دست یابد. یکی از محصولات جانبی این فرایند جمع آوری دیتا است.
فعالان حوزه فناوری آمادگی خود را برای پشتیبانی علمی و فناورانه و پاسداری از آرمانهای انقلاب اسلامی ایران و تداوم راه رهبران فقید انقلاب اعلام کردند.
Δ