نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
رهبر باید در حوزههای فقه سیاسی، فقه اقتصاد، فقه روابط بینالملل و فقه جزا صاحبنظر باشد تا بتواند در بزنگاههای تاریخی، نسبت میان آرمانهای دینی و واقعیتهای متغیر زمانه را درک کند.
به گزارش خبرنگار مهر، نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران، به عنوان الگویی مبتنی بر نظریه ولایت فقیه، ساختاری منحصربهفرد را در سپهر سیاست مدرن بنا نهاده است که در آن مشروعیت الهی با مقبولیت مردمی در هم آمیخته است. در قلب این ساختار، نهاد رهبری قرار دارد که عالیترین مقام رسمی کشور محسوب میشود. از آنجا که رهبر در این نظام، علاوه بر هدایت سیاسی، وظیفه دیدبانی بر حرکت کلی نظام به سمت آرمانهای دینی را بر عهده دارد، قانون اساسی با دقتی وسواسگونه در اصل ۱۰۹، صفات و شرایطی را برای احراز این جایگاه برشمرده است. این شرایط که برآمده از متون فقهی و تجربیات تاریخی حکمرانی اسلامی است، نه تنها معیاری برای انتخاب، بلکه ضامنی برای تداوم عدالت و کارآمدی در راس هرم قدرت تلقی میشود.به بررسی تفصیلی سهگانه بنیادین مطرح در اصل ۱۰۹، شامل صلاحیت علمی، شایستگی اخلاقی و توانمندی مدیریتی-سیاسی، با نگاهی به ریشههای فقهی موجود در منابع معتبری همچون ویکیفقه خواهیم پرداخت.
صلاحیت علمی و اجتهاد؛ پیوند فقه با تدبیر جامعه
نخستین شرط مذکور در اصل ۱۰۹ قانون اساسی، «صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه» است. این بند، ریشه در ماهیت دینی حکومت دارد؛ بدین معنا که وقتی بناست قوانین و مسیر حرکت جامعه بر مدار شریعت باشد، رهبر جامعه باید خود متخصص تراز اول در شناخت دین باشد. واژه «افتاء» به معنای توانایی استنباط احکام الهی از منابع چهارگانه (کتاب، سنت، عقل و اجماع) است. تاکید بر «ابواب مختلف فقه» نشان از آن دارد که اجتهادِ مورد نظر برای رهبری، یک اجتهاد بسیط و محدود به مسائل عبادی نیست. رهبر باید در حوزههای فقه سیاسی، فقه اقتصاد، فقه روابط بینالملل و فقه جزا صاحبنظر باشد تا بتواند در بزنگاههای تاریخی، نسبت میان آرمانهای دینی و واقعیتهای متغیر زمانه را درک کند.
در فقه شیعه، ولایت فقیه استمرار وظایف امام معصوم در عصر غیبت در حوزه امور عامه است. لذا، فقیهی که بر کرسی رهبری تکیه میزند، باید چنان تسلطی بر مبانی داشته باشد که بتواند از کیان اسلام دفاع کند.
پس از بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸، شرط «مرجعیت» که در متن اولیه وجود داشت، به «صلاحیت افتاء» تغییر یافت. این تغییر هوشمندانه به این دلیل صورت گرفت که میان «تخصص در استنباط احکام» و «پذیرش عمومی به عنوان مرجع تقلید» تفکیک قائل شود. هدف این بود که دایره انتخاب محدود به مراجع سنتی نشود، بلکه فقیهانی که علاوه بر قدرت استنباط، از بینش حکومتی برخوردارند نیز بتوانند در این جایگاه قرار گیرند. این صلاحیت علمی، در واقع پشتوانه مشروعیت دینی نظام است؛ چرا که بدون علم فقهی، انتساب نظام به اراده الهی مخدوش میگردد.چه بسا فقیهی که انتخاب می شود حتی عضو مجلس خبرگان رهبری نیز نباشد ولی صاحب کرسی اجتهاد و فقاهت باشد.
عدالت و تقوا؛ اخلاق به عنوان ستون خیمه قدرت
دومین رکن اساسی در شرایط رهبری، «عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام» است. در اندیشه سیاسی اسلام، قدرت بدون اخلاق، لجامگسیخته و منشا استبداد خواهد بود. عدالت در اینجا تنها به معنای عدم ارتکاب گناهان کبیره (تعریف رایج در فقه عبادی) نیست، بلکه مفهومی به مراتب گستردهتر را در بر میگیرد. عدالتی که در اصل ۱۰۹ مد نظر است، یک «ملکه درونی» است که فرد را از هوای نفس باز میدارد و او را در برابر وسوسههای ناشی از قدرت مطلق، مصون میسازد. تقوا در ساحت رهبری، به معنای پرهیزکاری سیاسی است؛ یعنی ترجیح دادن مصالح امت بر مصالح فردی، جناحی و خانوادگی.
رهبری که فاقد عدالت باشد، مشروعیت تصرف در اموال و نفوس مردم را از دست میدهد. این شرط، تضمینی است بر اینکه قدرت در خدمت توده مردم و محرومین باقی بماند. تقوای رهبر ایجاب میکند که او در توزیع فرصتها و ثروتهای ملی، دایره انصاف را رعایت کند. در منابع فقهی، عدالت رهبر با مفاهیمی چون «امانتداری» گره خورده است. حکومت در نگاه دینی، نه یک غنیمت، بلکه امانتی الهی است که تنها به دستان صاحبان تقوا سپرده میشود. اگر رهبر دچار لغزش اخلاقی شود یا عدالت او مخدوش گردد، طبق قانون اساسی و مبانی فقهی، خودبهخود از مقام رهبری معزول است؛ زیرا وصف «عدالت» شرط حدوثی و بقایی این جایگاه است. این دقت نظر در اخلاقگرایی، راه را بر هرگونه دیکتاتوری و تمامیتخواهی میبندد.
سومین بند اصل ۱۰۹ که به نوعی مکمل دو بند پیشین است، به ویژگیهای میدانی و شخصیتی رهبر اشاره دارد: «بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری». فقه و تقوا به تنهایی برای اداره یک کشور در جهان پرآشوب معاصر کافی نیستند. رهبر باید «سیاستشناس» باشد؛ یعنی بتواند نقشههای دشمنان را تحلیل کند، مقتضیات زمان و مکان را بشناسد و اولویتهای جامعه را تشخیص دهد.
در نگاه علوی، جامعه یک واحد یکپارچه است که اعمال هر بخش از آن، همچون موجی بر تمام سطح دریا اثر میگذارد.
دفتر تبلیغات اسلامی با بهکارگیری تمامی ظرفیتهای خود، وارد میدان شده و اقدامات عظیمی را در سطح استان قم و کشور به انجام رسانده است.
بچهات با لجبازی دیوانهات کرده و میخواهی فریاد بزنی؟ بهجای اینکه سرش داد بزنی، همان لحظه از اتاق بیرون بیا، آب سردی به صورتت بزن و زیر لب بگو: «خدایا! این امانت توست، صبرش را هم تو بده»
خدا صبرت را زیاد میکند و توفیق صبر را نیز خدا میدهد.
Δ