عدم اندوه و دلتنگی در برابر مکر دشمنان/زیربنای مدیریت در نهج‌البلاغه

بخشی از آیه ۱۲۷ بر عدم اندوه و دلتنگی در برابر مکر دشمنان تأکید دارد: «وَلا تَحزَن عَلَیهِم وَلا تَکُ فی ضَیقٍ مِمّا یَمکُرونَ». این فرمان الهی، زیربنای مدیریت بحران در نهج‌البلاغه است.

خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه: توجه دوباره به نهج‌البلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را می‌توان در سخنرانی‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای در کنگره نهج‌البلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام – که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصله‌هایی به اندازه‌ی فاصله‌ی ایمان و کفر از هم دور هستند – با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشن‌ترین حقایق اسلامی به وسیله‌ی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می‌شود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهت‌گیری‌ها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهج‌البلاغه است.

در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت می‌کنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهج‌البلاغه نیز بررسی کنیم. آنچه در ادامه می‌خواند دریافت‌هایی از مضامین عالی نهج‌البلاغه پیرامون آیه ۱۲۷ سوره نحل است:

آیه ۱۲۷ سوره مبارکه نحل، «وَاصبِر وَما صَبرُکَ إِلّا بِاللَّهِ ۚ وَلا تَحزَن عَلَیهِم وَلا تَکُ فی ضَیقٍ مِمّا یَمکُرونَ»، منشوری تمام‌عیار برای استقامت در برابر ناملایمات است. این آیه که خطاب به پیامبر اکرم (ص) صادر شده، نه تنها یک دستور اخلاقی فردی، بلکه یک راهبرد راهبردی برای مواجهه با چالش‌های اجتماعی و فرهنگی است. در نهج‌البلاغه، امیرالمؤمنین علی (ع) این حقیقت قرآنی را در بطن حوادث پرفراز و نشیب دوران حکومت و زندگی خود معنا کرده‌اند. صبر در نگاه ایشان، نه به معنای انفعال، بلکه به مثابه ستون فقرات ایمان و موتور محرک اصلاحات اجتماعی مطرح می‌شود. این گزارش به بررسی ابعاد گوناگون این پیوند میان قرآن و نهج‌البلاغه با تأکید بر کارکردهای اجتماعی و فرهنگی می‌پردازد.

صبر؛ از فضیلت فردی تا کنشگری اجتماعی

در آیه مورد بحث، خداوند صبر را به منشأ الهی پیوند می‌زند: «وَما صَبرُکَ إِلّا بِاللَّهِ». علی (ع) در نهج‌البلاغه، این پیوند را با تعبیر «الصبر من الایمان کالرأس من الجسد» (صبر نسبت به ایمان، همچون سر است نسبت به تن) تبیین می‌کنند. از منظر اجتماعی، جامعه‌ای که فاقد نیروی پایداری باشد، در برابر هجمه‌های فرهنگی و فشارهای سیاسی، دچار فروپاشی درونی می‌شود. آیه نحل به مؤمنان می‌آموزد که صبر نباید ناشی از ناتوانی باشد، بلکه باید ریشه در قدرت الهی داشته باشد. در نهج‌البلاغه، صبر در میدان‌های نبرد، در برابر فتنه‌های جمل و صفین و در مواجهه با کج‌فهمی‌های خوارج، تجلی همین آموزه است. حضرت در خطبه‌ها و نامه‌های خود تأکید دارند که پایداری در مسیر حق، حتی اگر هزینه‌بر باشد، تنها راه حفظ کیان جامعه اسلامی است. این نگاه، صبر را از گوشه‌نشینی به متن جامعه می‌آورد و آن را به ابزاری برای ایستادگی در برابر فساد ساختاری تبدیل می‌کند.

بخش دیگری از آیه ۱۲۷ بر عدم اندوه و دلتنگی در برابر مکر دشمنان تأکید دارد: «وَلا تَحزَن عَلَیهِم وَلا تَکُ فی ضَیقٍ مِمّا یَمکُرونَ». این فرمان الهی، زیربنای مدیریت بحران در نهج‌البلاغه است. امیرالمؤمنین (ع) در دوران خلافت خود با انواع حیله‌ها و نیرنگ‌های سیاسی (مکر) روبرو بودند. ایشان با الهام از فرهنگ قرآنی، به کارگزاران خود می‌آموختند که نباید در برابر فشارهای روانی دشمن منفعل شد. از دیدگاه فرهنگی، «ضَیق» یا تنگنای سینه که در آیه مطرح شده، ناشی از بزرگ‌نمایی قدرت باطل است. نهج‌البلاغه با ارائه تصویری واقعی از زوال باطل و پایداری حق، فضای فرهنگی جامعه را از ناامیدی پاک می‌کند. حضرت در نامه‌ای به مالک اشتر، به او هشدار می‌دهند که در برابر پیمان‌شکنی‌ها و حیله‌های دشمن، سعه‌صدر داشته باشد و با اتکا به نصرت الهی، فضای روانی جامعه را مدیریت کند. این همان تبلور «و ما صبرک الا بالله» در عرصه کشورداری است.

آیه ۱۲۷ سوره نحل در سیاق آیاتی است که به عدل و احسان توصیه می‌کنند. در نهج‌البلاغه، اجرای عدالت سخت‌ترین میدانی است که به صبر نیاز دارد. حضرت علی (ع) می‌فرمایند: «در حق، وسعتی است و هر کس که عدل بر او تنگ آید، ستم بر او تنگ‌تر خواهد بود». این سخن نشان‌دهنده آن است که پذیرش عدالت در سطح فرهنگی و اجتماعی، نیازمند صبری عظیم است. کسانی که به دنبال منافع شخصی هستند، در برابر عدالت ایستادگی می‌کنند و اینجا است که رهبر و جامعه باید با صبر الهی (بِاللَّهِ) در برابر این فشارها بایستند. استقامت در مسیر عدالت اجتماعی که در نهج‌البلاغه بر آن تأکید شده، دقیقاً همان صبری است که قرآن برای پیامبران ترسیم کرده است؛ صبری که هدفش نه سکوت، بلکه احقاق حق ضعیف از قوی است.

فرهنگ‌سازی بر مبنای صبر، یکی از کلیدی‌ترین آموزه‌های نهج‌البلاغه است. در آیه ۱۲۷، خداوند به پیامبر می‌فرماید که از مکر آن‌ها دلتنگ نباشد. در نهج‌البلاغه، مکر و حیله به عنوان بزرگ‌ترین آسیب فرهنگی معرفی می‌شود که می‌تواند پیوندهای اجتماعی را بگسلد. امام علی (ع) با تبیین رذایل اخلاقی و تقابل آن با فضایل، سعی در بازسازی هویت فرهنگی جامعه داشتند. ایشان صبر را نه تنها در برابر مصیبت، بلکه در برابر گناه و در مسیر طاعت نیز معنا می‌کنند. این سه‌گانه صبر (بر معصیت، بر طاعت و بر مصیبت) در نهج‌البلاغه، چارچوبی فرهنگی برای تربیت انسانی مقاوم می‌سازد. جامعه‌ای که در مسیر ارزش‌های خود صبور باشد، در برابر نفوذ فرهنگی بیگانگان مصونیت می‌یابد. این نگاه استراتژیک، ریشه در همان فرمان «وَاصبِر» دارد که استقامت را عامل نفوذناپذیری جامعه می‌داند.