مفهوم‌شناسی صالحان؛ از تقوای فردی تا اصلاح‌گری اجتماعی

امیرالمؤمنین علی (ع) در جای‌جای مصحف گران‌سنگ نهج‌البلاغه ، مختصات «صالحانی» را که وارثان زمین‌اند، ترسیم کرده و نگاهی تمدن‌ساز به مقوله حکومت و فرهنگ ارائه می‌دهند.

خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه: توجه دوباره به نهج‌البلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را می‌توان در سخنرانی‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای در کنگره نهج‌البلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام – که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصله‌هایی به اندازه‌ی فاصله‌ی ایمان و کفر از هم دور هستند – با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشن‌ترین حقایق اسلامی به وسیله‌ی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می‌شود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهت‌گیری‌ها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهج‌البلاغه است.

در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت می‌کنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهج‌البلاغه نیز بررسی کنیم. آنچه در ادامه می‌خواند دریافت‌هایی از مضامین عالی نهج‌البلاغه پیرامون آیه ۱۰۵ سوره انبیا است:

قرآن کریم به عنوان منشور جاویدان هدایت، در آیه ۱۰۵ سوره انبیاء نویدی قطعی و تخلف‌ناپذیر به بشریت ارزانی می‌دارد: «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ»؛ ما در زبور پس از ذکر (تورات) نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد. این آیه نه تنها یک پیش‌گویی مذهبی، بلکه یک سنت لایتغیر الهی در پهنه تدبیر نظام هستی است. نهج‌البلاغه به عنوان «اخ‌القرآن»، شرح عملیاتی و تفصیلی این آیه در ساحت‌های مختلف فردی، اجتماعی و سیاسی است. امیرالمؤمنین علی (ع) در جای‌جای این مصحف گران‌سنگ، مختصات «صالحانی» را که وارثان زمین‌اند، ترسیم کرده و نگاهی تمدن‌ساز به مقوله حکومت و فرهنگ ارائه می‌دهند. در این گزارش، پیوند میان این آیه و آموزه‌های علوی با رویکردی اجتماعی و فرهنگی واکاوی می‌شود تا دریابیم چگونه وراثت زمین از مسیر تربیت صالحان و اصلاح ساختارهای فرهنگی می‌گذرد.

در نگاه نخست به آیه ۱۰۵ سوره انبیاء، پرسشی اساسی مطرح می‌شود: «عباد صالح» کیستند؟ نهج‌البلاغه در خطبه همام (خطبه ۱۹۳) پاسخی جامع به این پرسش می‌دهد. صالح بودن در مکتب علوی صرفاً به معنای انجام فرایض فردی نیست؛ بلکه ترکیبی از صلابت درونی و کنشگری بیرونی است. امام (ع) صالحان را کسانی معرفی می‌کند که «منطقهم الصواب و ملبسهم الاقتصاد و مشیهم التواضع». از منظر اجتماعی، صالح کسی است که در برابر فساد، سکوت اختیار نمی‌کند. در حکمت‌های نهج‌البلاغه، صلح و صلاح با مفهوم «عدل» گره خورده است. وراثت زمین، پاداشی برای انفعال نیست، بلکه پیامد منطقی جریانی است که برای برپایی قسط و عدل مجاهدت می‌کند. صالحان در نگاه نهج‌البلاغه، مهندسان فرهنگی جامعه هستند که با تکیه بر «ذکر» و «زبور»، پیوندی میان معنویت و مدیریت برقرار می‌سازند. این وراثت، انتقال مالکیت مادی نیست، بلکه انتقال مرجعیت فرهنگی و سیاسی به دست کسانی است که اهلیت صیانت از کرامت انسانی را دارند.

آیه مورد بحث، بر یک «کتابت» و تقدیر حتمی تاکید دارد. امیرالمؤمنین (ع) در خطبه‌های متعددی (مانند خطبه ۴ و حکمت ۲۰۹) به موضوع بازگشت حق به حق‌دار و پیروزی نهایی مستضعفان صالح اشاره می‌کنند. از منظر فرهنگی، نهج‌البلاغه جامعه را به سمتی سوق می‌دهد که بپذیرد قدرت اصیل متعلق به فضیلت است، نه ثروت و زور. امام در شرح آیه «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا…» که هم‌سو با آیه ۱۰۵ سوره انبیاء است، می‌فرمایند که دنیا پس از چموشی، همچون شتری که به بچه‌اش مهربان است، به ما روی می‌آورد. این نگاه، امیدی راهبردی در کالبد جامعه می‌دمد. فرهنگ نهج‌البلاغه، فرهنگ نفی تسلیم در برابر نظام‌های سلطه است. برای اینکه زمین به دست صالحان بیفتد، ابتدا باید ذهنیت جامعه از «فرهنگ استضعاف» به «فرهنگ استقامت» تغییر یابد. صالحان مورد نظر قرآن، کسانی هستند که در نهج‌البلاغه با صفت «عظم الخالق فی انفسهم فصغر ما دونه فی اعینهم» شناخته می‌شوند؛ انسان‌هایی که چون خدا در نظرشان بزرگ است، قدرت‌های پوشالی زمین را کوچک می‌بینند و همین نگاه فرهنگی، کلید وراثت زمین است.

اگر وراثت زمین را یک پدیده اجتماعی بدانیم، عدالت ستون فقرات آن است. در آیه ۱۰۵ سوره انبیاء، وراثت به «عبادی الصالحون» نسبت داده شده است. در نهج‌البلاغه، هیچ عمل صالحی برتر از اقامه عدل نیست. امام علی (ع) در نامه به مالک اشتر، حکومت را بستری برای احقاق حق معرفی می‌کند. پیوند میان این دو منبع در اینجاست که زمین زمانی به آرامش می‌رسد و وارثان حقیقی خود را می‌شناسد که ساختارهای اجتماعی بر پایه عدالت تنظیم شده باشند. امام (ع) می‌فرمایند: «العدل اساس به قوام العالم». لذا، وراثت زمین یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه نتیجه استقرار نظامی است که در آن «ضعیف بدون لکنت زبان حقش را از قوی می‌گیرد». فرهنگ وراثت در نهج‌البلاغه، فرهنگ مسئولیت‌پذیری است. صالحان وارث، کسانی هستند که خود را در قبال فقر، جهل و تبعیض مسئول می‌دانند. این نگاه اجتماعی، آیه قرآن را از یک بشارت اخروی به یک برنامه عمل دنیوی تبدیل می‌کند که هدف آن ایجاد تمدنی عدالت‌محور است.

تحقق آیه ۱۰۵ سوره انبیاء نیازمند کادرسازی و تربیت انسان‌هایی است که تراز جهانی داشته باشند. نهج‌البلاغه بزرگترین کتاب انسان‌سازی است. امام علی (ع) در جای‌جای این کتاب تاکید دارند که اصلاح جامعه از اصلاح فرد آغاز می‌شود: «من نصب نفسه للناس اماماً فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره».

نگاه فرهنگی نهج‌البلاغه به ما می‌گوید که صالحان، ابتدا بر قلمرو وجود خود حاکم شده‌اند تا شایسته وراثت بر زمین گشته‌اند. ویژگی‌هایی چون زهد (به معنای آزادگی از تعلقات)، ایثار، و شجاعت که در خطبه متقین به تفصیل آمده، پیش‌نیازهای فرهنگی برای کسی است که می‌خواهد زمین را اداره کند. ارث بردن زمین، نیازمند ظرفیت بزرگی است که جز با تربیت دینی و تمسک به «ذکر» حاصل نمی‌شود. در واقع، نهج‌البلاغه شرح می‌دهد که چگونه «بندگی» (عبادی) به «صلاحیت» (الصالحون) منجر می‌شود و در نهایت به «حاکمیت» (یرثها) منتهی می‌گردد.

مفسران بزرگ و در راس آن‌ها معصومین (ع)، مصداق اتمّ و اکمل «عبادی الصالحون» را حضرت مهدی (عج) و یاران ایشان می‌دانند. نهج‌البلاغه نیز به این آینده روشن اشارات دقیق دارد. امام علی (ع) در سخنانی درباره آخرالزمان، از ظهور مردی از خاندان خود یاد می‌کنند که زمین را پس از آنکه از ظلم و جور پر شده، از عدل و داد پر می‌کند. این نگاه به آینده، یک نگاه خوش‌بینانه و محرک است. از منظر فرهنگی، اعتقاد به وراثت صالحان، جامعه را از پوچ‌گرایی و یأس نجات می‌دهد. نهج‌البلاغه به ما می‌آموزد که تاریخ به سمت تعالی در حرکت است و حق، ماندنی و باطل، رفتنی است. این بینش اجتماعی، مؤمنان را وامی‌دارد تا برای رسیدن به آن جامعه آرمانی، الگوهای رفتاری خود را با صالحان مندرج در قرآن تطبیق دهند. پیوند میان آیه ۱۰۵ سوره انبیاء و کلام علوی در این نقطه به اوج می‌رسد: وراثت زمین، غایت خلقت و میوه درخت مجاهدت صالحان در طول تاریخ است.

بررسی تطبیقی آیه ۱۰۵ سوره انبیاء با آموزه‌های نهج‌البلاغه نشان می‌دهد که وراثت زمین یک قانون حتمی است که تحقق آن منوط به احیای شاخصه‌های «صلاح» در ابعاد فرهنگی و اجتماعی است. نهج‌البلاغه به ما می‌آموزد که برای وارث زمین بودن، باید بنده (عبد) بود و برای بنده بودن، باید در مسیر خدمت به خلق و اقامه عدل گام برداشت. نگاه اجتماعی به این مفاهیم، ما را از گوشه‌نشینی بازداشته و به میانه میدان اصلاح‌گری فرامی‌خواند. اگر امروز جوامع بشری با بحران‌های فرهنگی و بی‌عدالتی دست و پنجه نرم می‌کنند، راه حل در بازگشت به الگوی «انسان صالح علوی» است؛ انسانی که هم در سجاده عبادت است و هم در عرصه سیاست و تدبیر امور، با صلابت عمل می‌کند. وراثت صالحان، نه یک رویای دوردست، بلکه افق پیش‌روی تمدنی است که پایه‌های آن بر توحید، عدالت و کرامت انسانی استوار است؛ همان چیزی که علی (ع) در تمام دوران حاکمیت و حیات خود برای آن زیست و جان خود را در راه اعتلای آن فدا کرد. این پیمانی است که از زبور تا قرآن و از قرآن تا نهج‌البلاغه استمرار یافته و نویدبخش پیروزی نهایی فضیلت بر رذیلت است.