راهبرد نهج‌البلاغه برای خروج از جاهلیت مدرن و رسیدن به تمدن انسانی

هدایتی که قرآن وعده داده، شامل حال کسانی است که در مسیرِ خداگرایی از تمنیات شخصی عبور کنند. این نگاه، راهبرد اصلی نهج‌البلاغه برای خروج از جاهلیت مدرن و رسیدن به تمدنی انسانی است.

خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه: توجه دوباره به نهج‌البلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را می‌توان در سخنرانی‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای در کنگره نهج‌البلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام – که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصله‌هایی به اندازه‌ی فاصله‌ی ایمان و کفر از هم دور هستند – با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشن‌ترین حقایق اسلامی به وسیله‌ی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می‌شود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهت‌گیری‌ها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهج‌البلاغه است.

در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت می‌کنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهج‌البلاغه نیز بررسی کنیم.

تجلی مجاهدت و هدایت در آینه نهج‌البلاغه و قرآن

آیه ۶۹ سوره مبارکه عنکبوت، «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»، نه‌تنها یک وعده الهی، بلکه یک قانون کلی در نظام هستی و مدیریت اجتماعی است. این آیه بیانگر آن است که هدایت و گشایش مسیرهای نوین، پاداشِ حتمیِ تلاش خالصانه است. در پهنه معارف نهج‌البلاغه، کلام امیرالمؤمنین (ع) به‌مثابه شرحی عملیاتی بر این آیه عمل می‌کند. از منظر امام علی (ع)، «جهاد» صرفاً در میدان نبرد نظامی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه جریانی مستمر در ساحت‌های فرهنگی، اخلاقی و ساختارهای اجتماعی است که در نهایت به صلاح جامعه و تقرب به حق می‌انجامد.

مبانی معرفتی مجاهدت در زیست اجتماعی

در نگاه نهج‌البلاغه، مجاهدتِ مورد اشاره در آیه ۶۹ عنکبوت، ریشه در «اخلاص» دارد؛ همان قیدی که در کلمه «فینا» (در راه ما) نهفته است. حضرت در خطبه‌های متعددی تأکید می‌ورزند که عمل بدون نیت خالصانه، پیکری بی‌جان است که در تلاطم‌های اجتماعی فرو می‌پاشد. از منظر فرهنگی، مجاهدت یعنی ایستادگی در برابر «بدعت‌ها» و «انحرافات فکری» که تار و پود هویت یک جامعه را تهدید می‌کند. امام در خطبه ۱ نهج‌البلاغه، هدف از بعثت پیامبران را «میثاق فطرت» و «برانگیختن گنجینه‌های عقل» معرفی می‌کند. این خود بزرگترین جهاد فرهنگی است؛ تلاشی برای بازگرداندن انسان به خویشتنِ الهی خویش. زمانی که جامعه‌ای در مسیر بازیابی عقلانیت و معنویت گام برمی‌دارد، طبق وعده قرآنی، «سُبُل» یا همان راه‌های هدایت بر او گشوده می‌شود. این هدایت در عرصه اجتماعی به معنای بن‌بست‌شکنی در بحران‌های پیچیده سیاسی و اقتصادی است.

پیوند صبر، صلوة و جهاد؛ از بقره تا عنکبوت

ارتباط میان آیه ۶۹ عنکبوت و مفاهیمی چون «استعانت از صبر و نماز» (آیه ۴۵ بقره) که در منابع تفسیری و نهج‌البلاغه بر آن تأکید شده، کلید درک تداوم حرکت‌های اجتماعی است. امام علی (ع) در نامه‌ها و حکمت‌های خود، صبر را «سرِ بدنِ ایمان» می‌نامد. مجاهدتِ فرهنگی بدون صبوری و مداومت، به سرخوردگی می‌انجامد. در زیست اجتماعی، صبوری به معنای تحمل تضادهای فکری و پافشاری بر حق در برابر فشارهای اکثریتِ ناآگاه است. نهج‌البلاغه به ما می‌آموزد که اگر گروهی برای اصلاح ساختارهای فرهنگی جامعه برخیزند (جاهَدُوا)، خداوند ابزارهای نوین و راهکارهای خلاقانه (سُبُلَنا) را پیش پای آن‌ها قرار می‌دهد. این «راه‌ها» لزوماً یک مسیر واحد نیستند؛ بلکه تنوع راهکارهای مدیریتی، فرهنگی و تربیتی را شامل می‌شوند که متناسب با نیاز زمانه ظهور می‌کنند.

بخش پایانی آیه (وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ) پیوند عمیقی با فلسفه حکمرانی در نهج‌البلاغه دارد. «احسان» در اینجا به معنای نیکوکاریِ سطحی نیست، بلکه به معنای «اتقان در عمل» و «خیرخواهی عمومی» است. در عهدنامه مالک اشتر (نامه ۵۳)، حضرت علی (ع) عالی‌ترین جلوه‌های مجاهدت اجتماعی را در خدمت به خلق و رعایت حقوق عامه به تصویر می‌کشد. ایشان به مالک می‌فرمایند که هیچ سنتی را که مایه اصلاح جامعه است نشکند. این همان جهاد در جهت حفظ ثبات فرهنگی است. وقتی کارگزاران و نخبگان جامعه در زمره «محسنین» قرار گیرند، معیت و همراهی ویژه الهی شامل حال آنان می‌شود. این معیت در علوم اجتماعیِ علوی، به معنای برخورداری از بصیرت (بینش نافذ) در تشخیص حق از باطل در فتنه‌های غبارآلود است. در واقع، جامعه‌ای که اهل احسان و تلاش باشد، هرگز در بن‌بست‌های فرهنگی دفن نخواهد شد.

نمی‌توان از آیه ۶۹ عنکبوت سخن گفت و به «جهاد اکبر» در کلام علی (ع) اشاره نکرد. از دیدگاه نهج‌البلاغه، ریشه تمام ناهنجاری‌های اجتماعی و گسیختگی‌های فرهنگی، پیروی از هوای نفس است. حضرت در خطبه‌های خود بارها هشدار می‌دهند که «بزرگترین دشمن شما نفس شماست». اصلاح فرهنگی جامعه از مسیر خودسازی فردی می‌گذرد. اگر نخبگان یک جامعه در جهاد با منیت‌های خود پیروز شوند، خداوند راه‌های اصلاح جمعی را برای آنان هموار می‌کند. هدایتی که قرآن وعده داده، شامل حال کسانی است که در مسیرِ «فینا» (خداگرایی) از تمنیات شخصی عبور کنند. این نگاه، راهبرد اصلی نهج‌البلاغه برای خروج از جاهلیت مدرن و رسیدن به تمدنی است که بر پایه کرامت انسانی بنا شده است.

در حکمت‌ها و خطبه‌های نهج‌البلاغه (مانند خطبه ۱۸۳)، تقوا به عنوان کلید هر دری و ذخیره روز رستاخیز معرفی شده که مایه آزادی از هر بردگی و نجات از هر هلاکت است. این دقیقاً همان معنای «لنهدینهم سبلنا» است. در چالش‌های فرهنگی عصر حاضر، مانند بحران هویت یا تهاجمات فکری، تمسک به منطق مجاهدتِ علوی راهگشاست. امام تأکید دارند که «حق با شخصیت‌ها شناخته نمی‌شود، بلکه حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی». این بصیرت‌افزایی، همان هدایت راهگشایی است که پاداشِ جویندگان حقیقت است. جامعه‌ای که در راه فهم درستِ دین و پیاده‌سازی عدالت مجاهدت کند، طبق سنت تخلف‌ناپذیر الهی، به راه‌هایی هدایت می‌شود که امنیت، رفاه و تعالی معنوی را به طور همزمان تضمین می‌کند.

تطبیق آیه ۶۹ سوره عنکبوت با معارف نهج‌البلاغه نشان می‌دهد که هدایت الهی، امری تصادفی یا صرفاً ماورایی نیست؛ بلکه واکنشی نظام‌مند به «حرکت» و «اخلاص» انسان در صحنه اجتماع است. علی (ع) در سرتاسر نهج‌البلاغه، ما را به حرکتِ هدفمند و نترسیدن از کمیِ رهروان در مسیر هدایت فرا می‌خواند. پیام نهایی برای امروز ما این است: هرگونه اصلاح اجتماعی و تحول فرهنگی نیازمند مجاهدتی است که مبنای آن حق‌طلبی و غایت آن احسان باشد. در این صورت، بن‌بست‌ها شکسته شده و «راه‌های خداوند» که همان مسیرهای عزت و رستگاری است، نمایان خواهد شد.