«استقامت» یک واژه نیست، بلکه دکترین عملیاتی برای اداره جامعه است

تطبیق معارف نهج‌البلاغه بر آیه ۳۰ سوره فصلت نشان می‌دهد که «استقامت» تنها یک واژه نیست، بلکه یک «دکترین عملیاتی» برای اداره جامعه و ساخت فرهنگ است.

خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه: توجه دوباره به نهج‌البلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را می‌توان در سخنرانی‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای در کنگره نهج‌البلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام – که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصله‌هایی به اندازه‌ی فاصله‌ی ایمان و کفر از هم دور هستند – با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشن‌ترین حقایق اسلامی به وسیله‌ی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می‌شود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهت‌گیری‌ها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهج‌البلاغه است.

در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت می‌کنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهج‌البلاغه نیز بررسی کنیم.

قرآن کریم در آیه ۳۰ سوره مبارکه فصلت، اصلی‌ترین شاه‌کلید سعادت فردی و جمعی را چنین تبیین می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ…» (بی‌تردید کسانی که گفتند پروردگار ما الله است و سپس استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان فرود می‌آیند). این آیه شریفه، صرفاً یک توصیه اخلاقی فردی نیست، بلکه بنیان‌گذار یک نظام فکری و فرهنگی است که در آن «ایمان» با «پایداری» گره خورده است. نهج‌البلاغه به عنوان «اخ‌القرآن»، کامل‌ترین شرح عملیاتی و اجتماعی این آیه را در لایه‌های مختلف خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌های امیرالمؤمنین علی (ع) ارائه می‌دهد. از منظر امام علی (ع)، استقامت (پایداری بر حق) نه یک سکون اخلاقی، بلکه یک پویایی مستمر اجتماعی است که ساختارهای فرهنگی جامعه را در برابر تندبادهای انحراف و فتنه محافظت می‌کند.

استقامت در کلام امام: تفسیر عملیاتی ربوبیت

امیرالمؤمنین (ع) در خطبه ۱۷۶ نهج‌البلاغه، مستقیماً به آیه مورد بحث اشاره کرده و می‌فرماید: «شما گفتید پروردگار ما الله است، پس بر کتاب او و بر راه فرمانش و بر طریقه شایسته پرستشش استقامت کنید.» حضرت در اینجا استقامت را از یک مفهوم انتزاعی به «التزام به برنامه» تغییر معنا می‌دهند. از نگاه ایشان، جامعه‌ای که مدعی ایمان است اما در برابر فشارهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دچار لرزش می‌شود، در حقیقت در لایه اول (قالوا ربنا الله) متوقف شده است. استقامت در نهج‌البلاغه به معنای «صبر راهبردی» است؛ صبری که با آگاهی همراه است. در دیدگاه اجتماعی امام، فرهنگ استقامت یعنی ایجاد یک مصونیت درونی در بدنه جامعه تا افراد تحت تأثیر تبلیغات سوء یا سختی‌های معیشتی، از اصول انسانی و الهی خود عقب‌نشینی نکنند.

ابعاد اجتماعی استقامت؛ پایداری در برابر فتنه‌ها

یکی از جدی‌ترین چالش‌های هر جامعه، پدیده «فتنه» است که در آن فضا غبارآلود گشته و حق و باطل در هم می‌آمیزند. آیه ۳۰ فصلت راهکار را استقامت می‌داند و امام علی (ع) در جای‌جای نهج‌البلاغه (مانند خطبه ۵۰) تبیین می‌کنند که استقامت اجتماعی در زمان فتنه، یعنی تمسک به اصول ثابت و پرهیز از هوی‌وهوس. از منظر فرهنگی، استقامت به معنای حفظ هویت است. جامعه‌ای که بر «ربوبیت الله» استقامت می‌ورزد، در برابر تهاجم فرهنگی که قصد دارد سبک زندگی دینی را تغییر دهد، دچار فروپاشی نمی‌شود. امام در نامه به مالک‌اشتر، استقامت کارگزاران در اجرای عدالت را ضامن بقای دولت و رضایت عامه می‌دانند. این نشان می‌دهد که استقامت مورد نظر قرآن، در لایه‌های مدیریتی جامعه نیز نفوذ دارد؛ مدیر مستقیم و پایدار، کسی است که تحت تأثیر لابی‌های قدرت و ثروت از مسیر حق منحرف نمی‌شود.

اگر استقامت را بدنه اصلی رفتار اجتماعی بدانیم، «صبر» به تعبیر امام علی (ع) در حکم سر برای این بدن است (الحکمة ۸۲). در آیه ۴۵ سوره بقره نیز که به «استعانت از صبر» تأکید شده، پیوندی وثیق با استقامت سوره فصلت دیده می‌شود. امام در تحلیل فرهنگی خود، جامعه بی‌صبر را جامعه‌ای شکننده می‌داند. استقامت اجتماعی یعنی تولید فرهنگی که در آن پاداش‌های آنی و زودگذر قربانی مصالح عالیه و بلندمدت نشود. جامعه‌ای که برای رسیدن به رفاه موقت، عزت خود را می‌فروشد، از مدار آیه ۳۰ فصلت خارج شده است. نهج‌البلاغه درس استقامت را در میدان‌های جنگ (خطبه ۱۱) و در محراب عبادت و در بازار و اقتصاد به صورت یکپارچه آموزش می‌دهد. استقامت فرهنگی یعنی نلرزیدن ذائقه عمومی جامعه در برابر موج‌های کاذب مصرف‌گرایی و تجمل‌پرستی که مغایر با روح توحیدی است.

قرآن کریم ثمره استقامت را فرود آمدن ملائکه و زدودن خوف و حزن می‌داند. در تبیین اجتماعی این بشارت، نهج‌البلاغه نشان می‌دهد که جامعه مستقم، به یک «آرامش روانی و امنیت اجتماعی» دست می‌یابد. جامعه‌ای که دچار تذبذب است، مدام در هراس از آینده و اندوه گذشته به سر می‌برد، اما جامعه‌ای که بر مدار حق استقامت می‌کند، از نظر فرهنگی به خودباوری می‌رسد. امام علی (ع) در خطبه ۱۹۳ (همام) صفات انسان‌های متقی را بیان می‌کنند که در حقیقت تجسم عینی استقامت هستند؛ افرادی که در سختی‌ها چنان‌اند که گویی در آسایش‌اند. این نگاه فرهنگی، جامعه را از بحران‌های روحی-اجتماعی نجات می‌دهد. استقامت باعث می‌شود که نخبگان جامعه در بیان حق لکنت نگیرند و توده‌های مردم در برابر ستمگران سر خم نکنند.

تطبیق معارف نهج‌البلاغه بر آیه ۳۰ سوره فصلت نشان می‌دهد که «استقامت» تنها یک واژه نیست، بلکه یک «دکترین عملیاتی» برای اداره جامعه و ساخت فرهنگ است. این مفهوم، مرز میان ایمان واقعی و ایمان ادعایی است. از منظر امیرالمؤمنین (ع)، استقامت یعنی ثبات قدم در مسیر عدالت، پایمردی در حفظ بیت‌المال، و مقاومت در برابر تحریف دین. اگر جامعه‌ای بخواهد مصداق «تتنزل علیهم الملائکه» باشد و از بن‌بست‌های فرهنگی و اجتماعی خارج شود، راهی جز بازگشت به این اصل قرآنی و علوی ندارد. استقامت، فرآیند تبدیل «سخن حق» به «ساختار حق» است؛ مسیری که در آن نه ناملایمات اقتصادی مأیوس‌کننده است و نه فتنه‌های فرهنگی گمراه‌کننده، چرا که مقصد، ربوبیت الهی و تکیه‌گاه، قدرت لایزال اوست. انتهای این مسیر، همان‌گونه که نهج‌البلاغه ترسیم می‌کند، رسیدن به جامعه‌ای است که در آن عزت، عدالت و معنویت، نه به صورت اتفاقی، بلکه به واسطه پایداری آگاهانه، نهادینه شده است.