نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
برای ملت ایران، واژه«جنگ» همواره با پیشوند «تحمیلی» و پسوند «دفاع» گره خورده است،ایران، برخلاف بسیاری از قدرتهای جهانی، نه بر اساس میل به کشورگشایی، بلکه بر مدار «دفاع مشروع» حرکت کرده است.
به گزارش خبرنگار مهر،تجاوز نظامی غیر قانونی و مغایر با قوانین بین المللی و موازین حقوق بشر ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به ایران بهانه ای شد تا به بررسی مفهوم جنگ و دفاع بپردازیم.
جنگ، این کهنترین زخم بر پیکره تمدن بشری، فراتر از یک درگیری نظامی ساده، تجلی عمیقترین تضادهای ساختاری است. اما برای ملتی مانند ایران، واژه «جنگ» همواره با پیشوند «تحمیلی» و پسوند «دفاع» گره خورده است. واکاوی تاریخ چند سده اخیر نشان میدهد که ایران، برخلاف بسیاری از قدرتهای جهانی، نه بر اساس میل به کشورگشایی، بلکه بر مدار «دفاع مشروع» حرکت کرده است. برای درک این تمایز، باید ابتدا ماهیت جنگ و انگیزههای آن را شناخت و سپس بر حقانیت دفاعی تمرکز کرد که نه برای تهاجم، بلکه برای بقا شکل گرفته است.
جنگ در اصطلاح سیاسی، برخورد مسلحانه سازمانیافته برای تحمیل اراده است. متفکرانی چون کلاوزویتس آن را «ادامه سیاست با ابزارهای دیگر» میدانند. در دنیای معاصر، جنگها به دستههای مختلفی از جمله کلاسیک، نیابتی و ترکیبی (Hybrid) تقسیم میشوند. اما در یک تقسیمبندی اخلاقی و حقوقی، جنگها به دو دسته «تجاوزکارانه» و «مدافعانه» تقسیم میشوند. در حالی که انگیزههای اقتصادی (منابع)، سرزمینی (اشغال) و ایدئولوژیک محرک اصلی مهاجمان است، در جبهه مقابل، تنها یک انگیزه وجود دارد: صیانت از کیان ملی.
استقلال ایران؛ تداوم صلحطلبی در محاصره تهاجم
مطالعه تاریخ قرون اخیر ایران سندی گویا بر این مدعاست که این سرزمین هیچگاه شروعکننده هیچ مخاصمهای نبوده است. از دوران استعمار کلاسیک تا نبردهای قرن بیستم، ایران همواره هدف طمع قدرتهای بزرگ یا تحریکات منطقهای بوده است. انفعال در برابر تجاوز، در فرهنگ سیاسی معاصر ایران جایی نداشته، اما شروع جنگ نیز هرگز در دکترین نظامی این کشور تعریف نشده است. این رویکرد، ریشه در یک عقلانیت راهبردی و فرهنگ صلحجویانه دارد که قدرت نظامی را نه برای کشورگشایی، بلکه برای «بازدارندگی» میخواهد.
جنگ تحمیلی؛ وقتی دفاع به وظیفه تبدیل میشود
واژه «جنگ تحمیلی» در ادبیات سیاسی ایران، دقیقترین توصیف برای وضعیتی است که در آن دشمنی با محاسبات غلط، حاکمیت ملی را نشانه میرود. در این شرایط، جنگ انتخاب یک ملت نیست، بلکه سرنوشتی است که از بیرون مرزها دیکته میشود. هنگامی که یک کشور مورد تهاجم قرار میگیرد، سکوت به معنای نابودی است. در اینجا، ماهیت کنش نظامی تغییر میکند؛ گلولهای که از اسلحه مدافع شلیک میشود، نه برای سلب حیات، بلکه برای پاسداری از حق زندگی و تمامیت ارضی است.
دفاع مشروع؛ حق ذاتی در ترازوی بینالملل
دفاع مشروع (Self-Defense) طبق ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد، یک «حق ذاتی» است. ایران در طول تاریخ خود، همواره با تکیه بر این اصل قانونی و اخلاقی عمل کرده است. دفاع مشروع زمانی معنا مییابد که سه عنصر «ضرورت»، «تناسب» و «فوریت» در کنار هم قرار گیرند. برای ملتی که همواره تحت فشارهای ناعادلانه بوده، دفاع تنها یک واکنش نظامی نیست، بلکه یک «دفاع مقدس» از هویت، مذهب و خاک است. این نوع دفاع، مرز میان خشونت کور و جهاد آگاهانه را مشخص میکند.
پارادایم صلح مقتدرانه
ایرانِ امروز، میراثدار قرنها ایستادگی در برابر تجاوزهایی است که خود هرگز آغازگر آنها نبوده است. تجربه تاریخی ثابت کرده که صلح در این منطقه، نه با التماس، بلکه با اقتدار به دست میآید. تمایز میان «جنگطلبی» و «آمادگی دفاعی» در همین نکته نهفته است. گزارشهای پژوهشی و تاریخی همگی بر یک نقطه اشتراک دارند: ایران، سرزمین صلح است، اما صلحی که در سایه دفاع مشروع و ایستادگی در برابر هرگونه جنگ تحمیلی حفظ شده است. در نهایت، حقانیت یک ملت در تاریخ، نه با وسعت فتوحاتش، بلکه با پایداریاش در مسیر عدالت و دفاع از خانه سنجیده میشود.
احمد الریسونی نوشت: این تجاوز وحشیانه و بربری به ایران، بر مسلمانان واجب میسازد که آن را یاری کنند.
فعال مصری نوشت: مستضعف میتواند برخیزد و با کسی که در محاصره است اگر کرامت داشته باشد، میتواند مقابله کند و ضربه بزند! آیا حالا فهمیدی چرا آنها از ایران میترسند و وحشت دارند؟
معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف، از بسیج تمامی امکانات کشوری برای میزبانی شایسته از زائران در آستانه سال ۱۴۰۵ خبر داد.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: تسلیم در برابر مستکبران به معنای پذیرش نابودی است و مقاومت، یک ضرورت عقلانی برای حفظ استقلال و عزت ملی است.
Δ