«تنگه هرمز» گلوگاه پنهان زیست فناوری و امنیت غذایی جهان

تنگۀ هرمز صرفاً یک گذرگاه انرژی نیست. این تنگه به یکی از گلوگاه‌های مهم زنجیرۀ تأمین زیست‌فناوری، تاب‌آوری و امنیت غذایی تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، جنگ اخیر آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران، معادلات رایج تحلیل قدرت رابازتعریف کرد. در این تقابل، اهمیت موقعیت ژئوپلیتیکی ایران به موازات انباشت سلاح و فناوری‌های پیشرفته به اثبات رسید. ایران با کنترل بر تنگۀ هرمز یعنی کنترل بر گلوگاه حیاتی در مرکز ثقل انرژی و زنجیرۀ تأمین جهان، توانست معادلۀ جنگ را از مسیر صرفاً نظامی به عرصه‌ای از بازدارندگی اقتصادی و تاب‌آوری تغییر دهد.

آنچه موشک‌ها و سامانه‌های دفاعی نتوانستند به تنهایی رقم بزنند، یک گذرگاه باریک آبی با تأثیرگذاری بر زنجیره‌های تامین انرژی، دارو و غذایی جهان به انجام رساند. اینگونه، قدرت بازدارندگی ایران نه فقط در میدان نبرد که در عمق وابستگی‌های حیاتی جهان به نقطه‌ای راهبردی درجغرافیای این سرزمین معنا شد.

تنگۀ هرمز صرفاً یک گذرگاه انرژی نیست. این تنگه به یکی از گلوگاه‌های مهم زنجیرۀ تأمین زیست‌فناوری، تاب‌آوری و امنیت غذایی تبدیل شده است. آنچه در ۲ ماه اخیر تحت‌تأثیر تجاوز آمریکایی-صهیونیستی علیه کشور ایران رخ داد، ابعاد پنهان این وابستگی را آشکار ساخت. روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگۀ هرمز عبور می‌کند که معادل ۳۴ درصد تجارت جهانی نفت خام است. به‌علاوه، ۱۹ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG)نیز به این گذرگاه متکی است. این وابستگی، تنگۀ هرمز را به یک گلوگاه راهبردی درتأمین انرژی جهانی تبدیل کرده می‌کند.

از منظر زیست‌فناوری، که به‌طور فزاینده‌ایمتکی بر فرآیندهای صنعتی انرژی‌بر (مانند تخمیرهای مقیاس بالا و تولید بیولوژیک‌ها)است، نوسانات بازار انرژی پیامدهای مستقیم دارد. عبور قیمت نفت از مرز ۱۰۰ دلار و افزایش هزینۀ انرژی تا ۷۴ درصد، به افزایش هزینه‌های تولید محصولات زیستی در سطح جهانی منجر می‌شود و می‌تواند پایداری زنجیرۀ تأمین این محصولات راتحت‌تأثیر قرار دهد.

خطر بحران در تأمین به‌موقع محصولات زیستی

همچنین، بخش قابل‌توجهی از محصولات زیستی به زنجیرۀ سرد وابسته‌اند وکریدور آسیا–خاورمیانه-اروپا یکی از مسیرهای مهم جابه‌جایی کانتینرهای یخچال‌دار محسوب می‌شود. در این چارچوب، کاهش تردد کشتی‌هاییخچال‌دار همراه با افزایش حدود ۶۰ درصد قیمت سوخت و رشد متعاقب هزینه‌های حمل‌ونقل در پی اعمال محدودیت در تنگۀ هرمز،منجر به افزایش زمان انتقال بین ۱۰تا ۲۰ روز شده است. این تحولات، خطراختلال در یکپارچگی زنجیرۀ سرد و خطر بحران در تأمین به‌موقع محصولات زیستی را به‌طورمعناداری افزایش می‌دهد.

در حوزۀ کشاورزی نیز، حدود یک سوم تجارت جهانی کود (۱۶ میلیون تن) و نزدیک به ۵۰٪اوره و گوگرد جهان از این تنگه عبور می‌کنند. این مواد پایۀ تولید کودهای کشاورزیهستند. با کاهش تردد کشتی‌ها در این تنگه، بازدهی محصولات کشاورزی کاهش یافته وهزینۀ محصولات کشاورزی افزایش می‌یابد.آنچه امروز جهان در مواجهه با کنترل تردد تنگۀ هرمز تجربه می‌کند،یعنی افزایش سرسام‌آور قیمت انرژی، اختلال در زنجیرۀ تأمین و کمبود مواد اولیۀ حیاتی،تجربۀ زیستۀ سالیان سال ایرانیان است.

ایران طی دهه‌ها تحریم‌های ظالمانه و فشار حداکثری،با اتخاذ رویکردهای مبتنی بر خوداتکایی، بومی‌سازی و توسعۀ ظرفیت‌های فناورانۀداخلی، نه‌تنها پایداری نظام سلامت خود را حفظ کرده، بلکه در حوزه‌های تولید دارو،واکسن، آنتی‌بیوتیک‌ها، مواد اولیۀ زیستی و تجهیزات آزمایشگاهی، به سطح قابل‌توجهیاز تأمین داخلی دست یافته است.

تجربۀ چند دهۀ اخیر ایران نشان می‌دهد که تحقق تاب‌آوری پایدار وپیشگیری از فروپاشی در شرایط بحران، مستلزم اتکا و تقویت نظام‌مند ظرفیت‌های داخلیاست. آنچه در سطح جهانی امروز به‌عنوان بحران‌های نوظهور تلقی می‌شود، در ایران طیسال‌های گذشته به‌عنوان یک واقعیت مستمر مدیریت شده و به تدریج به بستری برایتقویت خوداتکایی، ارتقای توانمندی‌های بومی و شکل‌گیری الگوهای توسعۀ مبتنی بر تاب‌آوریتبدیل شده است.

تحولات ژئوپلیتیکی و اقتصادی جهان نشان داده است که گلوگاه‌های جغرافیایی بیش از هر زمان دیگری در شکل‌دهی به معادلات قدرت نقش دارند. در این میان، تنگۀ هرمز به‌عنوان یکی از حساس‌ترین گذرگاه‌های آبی جهان، نه‌تنها مسیر حیاتی انتقال انرژی، بلکه بخشی از شریان‌های اصلی زنجیره تأمین جهانی در حوزه‌های انرژی، غذا و به‌طور فزاینده زیست‌فناوری محسوب می‌شود.

تنگه هرمز؛ اهرم بازدارندگی اقتصادی ایران

در تنش‌های اخیر، اهمیت موقعیت ژئوپلیتیکی ایران بار دیگر برجسته شد. اشراف جغرافیایی ایران بر تنگۀ هرمز، عملاً کشور را در موقعیتی قرار داده است که بر یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان اثرگذاری مستقیم دارد. این جایگاه باعث شده است که تنگۀ هرمز از یک مسیر صرفاً ترانزیتی، به یک مؤلفه راهبردی در ساختار بازدارندگی اقتصادی و ژئوپلیتیکی تبدیل شود؛ جایی که اثرگذاری بر جریان انرژی می‌تواند بر رفتار بازارهای جهانی نیز اثرگذار باشد.

۳۴ درصد نفت جهان از یک نقطه عبور می‌کند

بر اساس گزارش‌های نهادهای بین‌المللی از جمله International Energy Agency، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام از تنگۀ هرمز عبور می‌کند که معادل حدود ۳۴ درصد تجارت جهانی نفت خام است. همچنین حدود ۱۹ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) نیز به این مسیر وابسته است. علاوه بر این، نزدیک به یک‌سوم صادرات نفت دریابرد جهان نیز از این گذرگاه انجام می‌شود. این حجم از وابستگی، تنگۀ هرمز را به یکی از حساس‌ترین نقاط در ساختار اقتصاد جهانی تبدیل کرده است.

وقتی زیست‌فناوری به گلوگاه دریایی گره می‌خورد

با این حال، اهمیت این گذرگاه تنها به انرژی محدود نمی‌شود. در دهه اخیر، با رشد اقتصاد زیستی و توسعه صنایع زیست‌فناوری، نقش انرژی و لجستیک در پایداری زنجیره تأمین این صنعت بیش از گذشته برجسته شده است. زیست‌فناوری به‌عنوان یکی از صنایع راهبردی قرن ۲۱، به‌شدت به زیرساخت‌های انرژی پایدار، حمل‌ونقل دقیق و تأمین مستمر مواد اولیه حساس وابسته است. تولید داروهای نوترکیب، واکسن‌ها، آنتی‌بادی‌های مونوکلونال و فرآورده‌های زیستی، فرآیندهایی پیچیده، زمان‌بر و انرژی‌بر هستند که کوچک‌ترین اختلال در زنجیره تأمین می‌تواند بر کل چرخه تولید اثرگذار باشد.

در سطح جهانی، زنجیره تأمین زیست‌فناوری بر پایه یک ساختار متمرکز و چندمرحله‌ای شکل گرفته است. مواد اولیه حیاتی مانند آنزیم‌ها، محیط‌های کشت سلولی، مواد اولیه فعال دارویی (API) و حامل‌های زیستی عمدتاً در چند کشور محدود تولید می‌شوند. طبق داده‌های صنعتی، بخش عمده‌ای از تولید API در آسیا متمرکز است و سپس در شبکه‌ای جهانی به خطوط تولید دارویی در اروپا و آمریکا منتقل می‌شود. این تمرکز جغرافیایی، اگرچه از منظر اقتصادی کارآمد است، اما از نظر امنیت تأمین، یک ریسک ساختاری ایجاد کرده است.

۵۰ تا ۶۰ درصد افزایش هزینه حمل در بحران‌ اخیر

در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در مسیرهای حمل‌ونقل بین‌المللی—به‌ویژه گلوگاه‌های دریایی مانند تنگۀ هرمز—می‌تواند اثرات زنجیره‌ای در تولید دارو و محصولات زیستی ایجاد کند. افزایش هزینه بیمه حمل‌ونقل، تغییر مسیرهای کشتیرانی و افزایش زمان انتقال از پیامدهای مستقیم چنین اختلالاتی است. در بحران‌ ژئوپلیتیکی اخیر، هزینه حمل برخی مسیرهای دریایی تا ۵۰ تا ۶۰ درصد افزایش را تجربه کرده‌اند که اثر مستقیم بر قیمت تمام‌شده محصولات حساس دارد.

نفت ۱۰۰ دلاری، هزینه داروهای زیستی را ۷۰ درصد گران می‌کند

نوسانات بازار انرژی نیز اثر مستقیمی بر صنعت زیست‌فناوری دارد. عبور قیمت نفت از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه در دوره‌های بحران، می‌تواند هزینه تولید داروهای زیستی را بین ۳۰ تا ۷۰ درصد افزایش دهد. بسیاری از فرآیندهای این صنعت مانند تخمیر صنعتی در مقیاس بالا، تولید پروتئین‌های نوترکیب و کشت سلولی در بیورآکتورها، به انرژی پایدار وابسته هستند.

نیمی از اوره جهان از هرمز عبور می‌کند؛ کود یعنی امنیت غذایی

در حوزه کشاورزی نیز، تنگۀ هرمز نقش غیرمستقیم اما حیاتی دارد. حدود یک‌سوم تجارت جهانی کودهای شیمیایی (حدود ۱۶ میلیون تن در سال) و نزدیک به ۵۰ درصد اوره و گوگرد جهان از این مسیر عبور می‌کند. این مواد پایه تولید کودهای کشاورزی هستند و اختلال در تأمین آن‌ها می‌تواند بر امنیت غذایی جهانی اثرگذار باشد. گزارش‌های Food and Agriculture Organization نیز نشان می‌دهد که نوسانات در بازار کود، مستقیماً با افزایش قیمت جهانی غذا مرتبط است.وقعیت باثبات‌تری در نظام بین‌الملل برخوردار خواهند بود؛ به‌ویژه در جهانی که زنجیره‌های تأمین آن بیش از هر زمان دیگری به گلوگاه‌های جغرافیایی وابسته شده‌اند.