نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
به گزارش اکوایران، ۲ میلیون مستاجر در کشور بهدلیل «درآمد پایین» و «هزینه بالای مسکن»، دچار فقر شدهاند. این وضعیت از یکسو «امکان پسانداز برای خانهدار شدن» را از آنها سلب کرده و از سوی دیگر شدت آن به حدی است که این دسته از خانوارها حتی توان «پرداخت برای مسکنحمایتی» را هم از دست دادهاند. […]
به گزارش اکوایران، ۲ میلیون مستاجر در کشور بهدلیل «درآمد پایین» و «هزینه بالای مسکن»، دچار فقر شدهاند. این وضعیت از یکسو «امکان پسانداز برای خانهدار شدن» را از آنها سلب کرده و از سوی دیگر شدت آن به حدی است که این دسته از خانوارها حتی توان «پرداخت برای مسکنحمایتی» را هم از دست دادهاند.
روزنامه دنیای اقتصاد در گزارشی نوشت، بیشترین فقرای مسکن، در استان تهران سکونت دارند و بعداز آن، در چهار استانی که طی سالهای اخیر شدیدترین جهش قیمت خانه در مراکز آنها رخ داده است. نرخ فقر «اجارهنشینها» در نیمه دهه۹۰ (مقطع قبلاز عصر جهش قیمتها) درسطح ۲۷درصد قرار داشت.جمعیت «مستاجران دچار به فقر اقتصادی» در فاصله سال 85 تا 1402، با «جهش تاریخی» به سطح بیسابقه رسید بهطوریکه تعداد این خانوارها در کشور 2.3 برابر و سهمشان از کل اجارهنشینها نیز 40درصد شد؛ هر دو رقم طی این سالها سابقه نداشته است. گزارشها از یافتههای جدید مرکز پژوهشهای مجلس درباره تبعات «رشد بیسابقه مستاجران فقیر در کشور» حاکی است، در حال حاضر ابعاد بحران این سطح از فقر مسکن به «ناتوانی مستاجرهای دچار به فقر در پسانداز برای خرید مسکن» یا «ناتوانی از حتی ورود به طرح مسکنملی» خلاصه نمیشود، بلکه بحران جدید، رشد ممتد این گروه از جمعیت اجارهنشین است.
هر چند در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، اشارهای به علت رشد 226درصدی جمعیت مستاجران فقیر طی 17سال گذشته، نشده است اما بررسیها در این باره مشخص میکند، «جهش قیمت مسکن، جهش اجارهبها، افزایش نرخ تورم عمومی و عدم تعادل بین این نرخهای رشد هزینهای با رشد درآمد خانوارها» در سالهای اخیر باعث شد در سال1402 به میزان 40درصد از کل 5میلیون خانوار اجارهنشین در کشور، یعنی 2میلیون خانوار از آنها، نتوانند از پس «حداقل هزینههای زندگیشان» بربیایند و در نتیجه به زیر خطفقر سقوط کنند.
مستاجران فقیر آن دسته از خانوارهایی هستند که بهخاطر فقر درآمدی یا فقر ناشی از هزینه اجاره مسکن، نمیتوانند ماهانه و سالانه، سبد معیشتی حداقلی مورد نیاز خانواده را تامین کنند. در حال حاضر و البته براساس آخرین آمار رسمی که توسط مرکز پژوهشهای مجلس درباره جمعیت ایران منتشر شده، 26میلیون و 400هزار خانوار در کشور سکونت دارند که 73 درصد آنها مالک و 19 درصد نیز مستاجر هستند و مابقی انواع دیگر سکونت (زندگی در خانه سازمانی یا…) را دارند.
براساس این گزارش، استان تهران «محل اصلی تجمع مستاجران فقیر» است؛ به این معنا که بیشترین تعداد این گروه جمعیتی یعنی 620 هزار خانوار در این استان سکونت دارند. با این حال نرخ فقر مستاجران در این استان 43درصد است که از برخی استانهای دیگر از جمله مثلا استان اصفهان که 46درصد اعلام شده، کمتر است.
این نرخ میگوید، چنددرصد از کل مستاجران استان، درگیر فقر اقتصادی هستند. نصف کل مستاجران فقیر ایران در 4 استان تهران، خراسان رضوی، اصفهان و فارس سکونت دارند؛ استانهایی که طی سالهای اخیر بزرگترین جهش قیمت مسکن در مراکز آنها (کلانشهرهای تهران، مشهد، اصفهان و شیراز) رخ داد.
این پژوهش از سیاستگذاران خواسته است بر سیاستهایی که در بلندمدت مسکن استطاعتپذیر را افزایش میدهد، تمرکز کرده و در کوتاهمدت به فکر حمایت از مستاجران فقیر در قالب کمکهای نقدی بلاعوض باشند. همچنین از سیاستگذاران خواسته شده است از اصابت درست حمایتها به هدف برای جلوگیری از اتلاف منابع یا فساد در اجرا، اطمینان حاصل کنند.
طی سالهای اخیر و از جمله در همین 4 سال گذشته، بخش قابلتوجهی از منابعی که برای ساخت مسکن ملی اختصاص پیدا کرد، نصیب 3 دهک بالای جامعه شد. این به معنای آن است که منابع محدود که میتوانست جمعیت بیشتری از فقرای مسکن را در ریل خانهدار شدن قرار دهد، محدودتر شد و گروه بیشتری از فقرای مسکن از این مسیر باز ماندند.
مالکیت خانه در ایران فقط یک عدد ساده نیست؛ پشت این آمار، تفاوتهای عمیق اقتصادی و اجتماعی بین استانها، شهرها و روستاها پنهان شده است. بررسی دادههای هزینه و درآمد خانوار در سال ۱۴۰۳ نشان میدهد مازندران، گیلان و هرمزگان بالاترین نرخ مالکیت مسکن را دارند، در حالی که تهران و قم در انتهای جدول قرار گرفتهاند. اما تصویر اصلی زمانی آشکار میشود که دادهها را به تفکیک شهری و روستایی بررسی کنیم.
ملادن آداموویچ، یکی از کارمندان سابق گوگل، در آوریل ۲۰۰۹ وبسایتی به نام نامبیو راهاندازی میکند تا کاربران بتوانند اطلاعات مربوط به هزینه زندگی در کشورهای مختلف و شهرها را به اشتراک بگذارند و با هم مقایسه کنند. نامبیو به کاربران کمک میکند تا بتوانند وضعیت زندگی در شهرها و کشورهای مختلف را به شکل ملموس و قابل مقایسه ببینند و تصمیمات مالی یا مهاجرتی خود را بهتر برنامهریزی کنند. این وبسایت بر اساس دادههایی که کاربران وارد میکنند، به سرعت رشد میکند و تا سال ۲۰۲۰، به بزرگترین پایگاه داده کاربرمحور جهان در زمینه اطلاعات شهری تبدیل میشود. ایران هم جزو ۱۱۲ کشوری است که دادههای آن در این پایگاه مقایسه و تحلیل میشود. شاخص کیفیت زندگی در این سایت بر اساس ترکیبی از هشت زیرشاخص محاسبه میشود که شامل قدرت خرید، ایمنی، بهداشت، هزینه زندگی، نسبت قیمت ملک به درآمد، زمان رفتوآمد، میزان آلودگی و شرایط آبوهوا. در ادامه، ما قصد داریم رتبه ایران در مقایسه با این ۱۱۲ کشور را از نظر دسترسی به مسکن بر اساس شاخصهای مدنظرنامبیاو مورد تشریح قرار دهیم.
یک آمار رسمی و تازه از نبض تولید مسکن در شهر تهران نشان میدهد، ساختوساز با شاخص «تیراژ واحدهای مسکونی جدید» با رشد بیش از 91 درصدی، تا 2 برابر افزایش پیدا کرده است. آیا این رشد به معنای «پایان رکود ساختمانی» است؛ آن هم به رغم موانع مختلف جلوی پای سرمایهگذاران؟
در این گزارش، دادههای مالکیت خانه حاصل از پرسشنامه طرح آمارگیری هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی سال ۱۴۰۳ مورد بررسی قرار گرفت. این دادهها نشاندهنده میزان مالکیت خانه در استانها هستند که استان مازندران با ۸۸ درصد مالکیت در رتبه نخست قرار دارد. با تفکیک دادهها به مناطق شهری و روستایی، مشاهده شد که درصد مالکیت در هر بخش تغییر کرده و به تبع آن رتبهبندی استانها نیز دچار تغییراتی شد. همچنین مقایسه مالکیت در مناطق شهری و روستایی در هر استان نشان میدهد که میزان مالکیت در مناطق روستایی به طور معمول بیشتر از شهری است، اما در برخی استانها، این اختلاف میان مناطق شهری و روستایی بیش از سایرین قابل توجه است و شکاف اقتصادی و قیمتی بین این مناطق را برجسته میکند.
Δ