نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
وزیر راه و شهرسازی سه واقعیت ناگفته درباره «طرح مسکن ملی» را که ابتدا با اسمی دیگر در دولت روحانی شروع شد و سپس با اسم فعلی در دولت شهید رئیسی ادامه پیدا کرد، تشریح کرد.
به گزارش اکوایران به نقل از دنیای اقتصاد؛ فرزانه صادق در گفتوگو با پایگاه اطلاعرسانی دولت، به تشریح اقداماتی که دولت پزشکیان برای موضوع مسکن حمایتی به تصویب رسانده است، پرداخت. با این حال بخشهایی از این گفتوگو، به مواردی اشاره دارد که مشخص میکند، «سیاستهایی که در سالهای اخیر، دولتهای مختلف در ایران برای «تأمین مسکن محرومان» در پیش گرفتند، علاوه بر اینکه «پرهزینه» بوده، به «ضدهدف» خودش هم تبدیل شده است.
زمین ۹۹ساله، گرانتر از آپارتمان آماده
اولین واقعیت، «گران بودن زمین به اصطلاح ارزان» برای ساخت مسکن 99ساله است.
در برخی از مناطق کشور که زمین 99 ساله برای مسکنملی تأمین شده، به دلیل شرایط خاص منطقه، «هزینه بسیار بالایی» برای آمادهسازی زمین صورت گرفته بهطوریکه قیمت خرید یک واحد مسکونی آماده در آنجا، از ساخت «مسکنملی»، کمتر بود.
وزیر راه و شهرسازی در این باره، گفته است: «بعضا مکانیابیهای ساخت مسکن در بین ۸۵۰ هزار واحد مسکونی در نظر گرفته شده، در جاهایی انجام شده بود که هزینه آمادهسازی آن به مراتب بیشتر از هزینه خرید مسکن بود. یعنی زمین در توپوگرافی سنگین قرار داشت، شیب بسیار داشت، تپه ماهور بود و مکانیابی آن به نحوی بود که با هزینههای آمادهسازی برای مسکن حمایتی که باید با حداقلها پاسخگوی آن باشیم منافات داشت».
نصف ثبتنامیها «پول مسکن ملی» ندارند
واقعیت دوم در طرح مسکنملی، ناهمخوانی هزینههای آن با توان مالی مشمولان طرح است.
از حدود یک میلیون و 500 هزار خانوار که مشمول طرح مسکنملی بودهاند، 850 هزار نفر توانستند «آورده نقدی» را پرداخت کنند.
علت عدم پرداخت توسط نیمی از ثبتنامیها، شرایط اقتصادی نامناسب دهکهای پایین جامعه در اثر تورم بالا و درآمد پایین است.
صادق، وزیر راه و شهرسازی درباره واقعیت «آورده نقدی» این چنین گفته است، «تعدادی که در ثبت نام مسکن حمایتی در سالهای دولت روحانی و شهید رئیسی واجد شرایط شده بودند بیش از ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر بودند اما ۸۵۰ هزار نفر آنها از ۴۰ میلیون تومان تا بیش از ۱۲۰ میلیون تومان آورده مالی خود را پرداخت کردند».
۴۱ درصد از «مسکنملی» وام ندارد
واقعیت سوم که همسو با دو مورد اول، «مسیر دسترسی محرومان به مسکن حمایتی» را پیچیدهتر از تصور دولتیها و مردم کرده است، «نارسایی تسهیلات بانکی» است.
در حال حاضر 41 درصد از کل «مسکنملی»، تسهیلات ساخت ندارد. بانکها طی این سالها تمایلی به «پرداخت تسهیلات تکلیفی ساخت مسکن ملی» نداشتند.
نپرداختن وام ساخت مسکن حمایتی، باعث طولانیشدن فرآیند ساخت و تحمیل تورم ساخت به پروژهها میشود. طبق گفته وزیر راه و شهرسازی، «300 هزار واحد مسکونی ملی در وضعیت ساخت، هنوز به تسهیلات بانکی وصل نشده است».
تحویل مسکنملی پساز ۶.۵ سال، «زیر ۱۰۰ هزار واحد»
دولتهای قبل وعده داده بودند، با شروع طرح مسکنملی، سالی یک میلیون واحد مسکونی، به خانوارهای فاقد مسکن تحویل میدهند.
گزارش جدید وزیر راه و شهرسازی از عملکرد طرح مسکن حمایتی دولت روحانی، مسکن ملی دولت شهید رئیسی و همچنین یکسال و نیم عملکرد دولت پزشکیان نشان میدهد، «سرجمع واحدهایی که از همه طرحهای مسکن حمایتی دولتی تاکنون تحویل ثبتنام کنندهها شده، زیر 100 هزار واحد است».
صادق، در این باره، چنین گفته است: «در طول پنج سال قبل از دولت چهاردهم، حدود ۲۱ هزار مسکن حمایتی از این ۸۵۰ هزار مسکن تحویل مردم داده شده بود اما در طول دولت چهاردهم و در طول بالغ بر یک سال گذشته نزدیک به ۶۰ هزار واحد شد. ۴۰ هزار واحد با پیشرفتهای فیزیکی متفاوت در این دولت تمام و تحویل داده شده است. تلاش داریم تا پایان سال این رقم را به ۱۲۰ هزار مسکن تحویلی به مردم برسانیم».
بحران مسکن دیگر فقط به معنای سختتر شدن خرید خانه نیست؛ حالا تعریف «خانه» هم در حال تغییر است. افزایش شکاف درآمدی، تورم مزمن و جهش اجارهبها باعث شده نسل جوان، دانشجویان و کارمندان تازهکار بهجای الگوی سنتی مسکن، به سراغ گزینههای کوچکتر، موقتتر و اقتصادیتر بروند؛ از پانسیونها و اقامتگاههای خودگردان گرفته تا سوییتهای اشتراکی و واحدهای کوچک با خدمات پایه.
این گزارش را با یکی از کلیشههای آشنا اما مهم آغاز میکنم: جهانی شدن معضل مسکن. افزایش جمعیت، بهویژه مهاجرت گسترده به شهرهای بزرگ، موجب رشد چشمگیر تقاضای مسکن شده است. این فشار تقاضا زمانی تشدید میشود که با شکاف درآمدی و تورم مزمن همراه گردد. در واقع، میتوان گفت این عوامل از تاثیرگذارترین متغیرها در بحران مسکن معاصر هستند.در دنیای امروز، حتی تعریف سنتی مسکن نیز تغییر کرده است. آنچه قبلا صرفا چهار دیوار و سقفی برای زندگی به شمار میرفت، امروز اشکال متنوعتری پیدا کرده. رشد ۱۵ درصدی تقاضا برای PBSA (مسکن دانشجویی اختصاصی) در اروپا و افزایش قابل توجه آگهیهای پانسیون دانشجویی-کارمندی در شهرهای بزرگ ایران، بهویژه تهران، گواه روشنی بر این تحول و تغییر نیازهای جدید است.
ابعاد واقعی بازار سرمایهگذاری ساختمانی در تهران نسبت به ۱۸سال گذشته، تقریبا هیچ تغییری نکرده، آن هم در شرایطی که روند تقاضا در بازار مسکن دستکم از محل افزایش تعداد خانوارها در پایتخت حدود ۲۰درصد افزایش یافته است.
خانهدار شدن در ایران چقدر سختتر از بقیه دنیاست؟ بررسی دادههای جهانی نشان میدهد پاسخ این سؤال، حداقل از منظر شاخصهای بینالمللی، مثبت است.
Δ