پنجاه‌به‌در؛ ضیافت باران در پناه باغستان قزوین

قزوین- آیین «پنجاه‌به‌در» تنها یک گشت‌وگذار ساده در طبیعت نیست بلکه تجلی‌گاه پیوند عمیق میان باورهای اساطیری پیش از اسلام و فرایض مذهبی پس از اسلام است.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها – مطهره میرزایی: هویت فرهنگی شهرهای دیرینه ایران، بیش از هر چیز محصول انطباق هوشمندانه انسان با محدودیت‌های اقلیمی است.

در این میان، قزوین به عنوان شهری که حیاتش با «باغستان سنتی» و دشت‌های نیمه‌خشک گره خورده، الگوی منحصربه‌فردی از فرهنگ «مدیریت تمنا» را خلق کرده است. آیین «پنجاه‌به‌در» تنها یک گشت‌وگذار ساده در طبیعت نیست؛ بلکه تجلی‌گاه پیوند عمیق میان باورهای اساطیری پیش از اسلام (ستایش ایزد باران) و فرایض مذهبی پس از اسلام است.

این آیین که نوزدهم اردیبهشت ماه را به مرزی میان «نوروز» و «تابستان» تبدیل می‌کند، نشان‌دهنده هوش اجتماعی مردمانی است که اضطراب ناشی از خشکسالی را با نیایش جمعی و شادمانی خانوادگی تلطیف کرده و ایمان به رحمت الهی را در دل باغ‌های موروثی خود زنده نگاه داشته‌اند.

قزوین؛ جغرافیای نیاز و نیایش

محمد حسن سلیمانی در گفت‌وگو با خبرنگار مهر، اظهار کرد: در اقلیم سرزمینی ایران و موقعیت خاص طبیعی آن که همواره با کم‌آبی روبرو بوده، آب عنصری اساسی در تأمین معیشت و رزق ایرانیان مبتنی بر نظام کشاورزی محسوب می‌شود.

کارشناس و محقق حوزه تاریخ و فرهنگ ایرانی ابراز کرد: از این رو، در گذر سالیان و بر اساس باور مردمان، آیین‌ها و مناسک متعددی در باران‌خواهی از درگاه ایزدی برای گریز از خشکسالی شکل گرفته است؛ همان‌گونه که «کاریز» و «آب‌انبار» به عنوان دو سازه‌ی مهندسی جهت تأمین و ذخیره آب کشاورزی و شرب عمومی به کار گرفته شده‌اند.

وی افزود: در این میان، «پنجاه‌به‌در» بی‌گمان مهم‌ترین آیین در دیرینه‌شهر قزوین است. قزوینیان در سالیان کهن، به‌ویژه دوره اسلامی، هنگامی که با خشکسالی روبرو می‌شدند، در پنجاهمین روز سال و در آخرین روزهای نیاز باغستان و مزارع به آبیاری، عصرگاهان از دروازه‌های شهر می‌گذشتند و در «مصلا» های شهر با ایستادن به نماز، دستان حاجت خود را به آسمان آبی اجابت گره می‌زدند تا به عنایت ایزدی، باران رحمت بر زمین تشنه ببارد.

پنجاه‌به‌در؛ ضیافت باران در پناه باغستان قزوین

وی ادامه داد: اگرچه ریشه دقیق این آیین و ارتباط آن با جشن‌های کهن زرتشتیان در چهلمین روز سال معلوم نیست، اما گمان می‌رود که این رسم ابتدا در تمنا باران شکل گرفته و سپس به موقعیتی برای تفرج عمومی تبدیل شده است.

این کارشناس تاکید کرد: این آیین تاریخی در گذشته در دو مصلای شهر، بیرون از دروازه‌های «راه‌کوشک» و «راه‌ری» برگزار می‌شد؛ اما از دوره پهلوی اول و با توسعه شهر از ناحیه شمال که به تخریب مصلای شمالی انجامید، برپایی آن به مصلای جنوبی در محدوده «برگ‌ریزان» و «هلو درخت» باغستان محدود ماند.

وی عنوان کرد: طبق نوشته مؤلف کتاب «مینودر»، این مصلاها ساخته شده بودند تا مردم در زمان خشکسالی به آنجا رفته و با استغاثه، طلب رحمت کنند، محمدعلی گلریز نیز در توصیف این فضاها تأکید می‌کند که مصلای بیرون دروازه راه‌کوشک، دیوار آجری بلندی به ارتفاع تقریبی چهار متر و عرض پنج متر با بندکشی دقیق بود که در جانب شمالی آن محرابی قرار داشت تا یکی از علمای پرهیزکار در آنجا پیشوایی نماز باران را بر عهده بگیرد؛ مصلای دروازه راه‌ری نیز ساختاری مشابه داشت.

این کارشناس ابراز کرد: امروزه نیز این آیین در نوزدهم اردیبهشت ماه برپا می‌شود و هزاران قزوینی عصر این روز را در خارج از خانه به دعا، نیایش و تفرج می‌گذرانند.

وی یادآور شد: خانواده‌ها در باغستان پیرامون مصلا بساط خود را می‌گسترانند و پس از خوردن غذاهای محلی چون آش‌رشته، دیماج و هندوانه، به ادای نذورات می‌پردازند، در حالی که کودکان نیز به بازی مشغول می‌شوند.

این محقق قزوینی یادآور شد: در گذر زمان، برخی مناسک عامیانه نیز به این آیین افزوده شده است؛ از جمله فشردن سنگ و مُهر به دیوار آجری آب‌انبار مصلا که به‌ویژه توسط بانوان انجام می‌شود و آن‌ها باور دارند اگر سنگ به دیوار بچسبد، حاجتشان برآورده می‌شود وگرنه باید تا سال دیگر صبر کنند.

وی یادآور شد: همچنین در گذشته سنگی بزرگ در مصلا وجود داشت که به باور اهالی، امام رضا (ع) روی آن نماز خوانده بود و حاجتمندان با نیت و دعاخوانی، سنگ‌ریزه‌ای را روی آن می‌کشیدند و رها می‌کردند. این اعتقاد به برکت و رحمت الهی، در آیین «سیزده‌به‌در» قزوینیان نیز تجلی دارد. آن‌ها بر اساس سنت کهن، سیزدهم فروردین را روز «ایزد باران» و جشن پیروزی بر دیو خشکسالی می‌دانند و برای در امان ماندن از بلایا و ناداری، روز را در دامان طبیعت سپری می‌کنند.

استمرار نوروز حتی پس از نوروز

این کارشناس تصریح کرد: قزوینیان با برداشتن محتویات هفت‌سین و غذاهایی مثل آش‌رشته و دیماج به دشت می‌روند و پیش از غروب، سبزه خود را به آب جاری می‌سپارند. در این روز، پرتاب هفت قلوه‌سنگ به داخل رودخانه به نشانه دور کردن بلا و گره زدن سبزه توسط دختران دم‌بخت با خواندن شعر «سیزده بدر/ سال دگر /خانه شوهر/ بچه بغل» از رسوم رایج است؛ حتی بانوانی که فرزند نداشتند، عصر این روز سبزه‌ها را با قیچی می‌چیدند تا آرزوهایشان برآورده شود.

وی در پایان مطرح کرد: نکته متمایز در فرهنگ قزوین، پیوند زمانی این دو آیین است؛ در حالی که برای اکثر ایرانیان دید و بازدیدهای نوروزی با «سیزده‌به‌در» پایان می‌یابد، در قزوین این پیوند تا نوزدهم اردیبهشت یا همان «پنجاه‌به‌در» ادامه دارد و طبق باورهای قدیمی، از عصر دوازدهم فروردین عیددیدنی متوقف می‌شد تا کسی «نحسی» را به خانه دیگری نبرد، اما نوروز برای قزوینیان تا روز آیین «تمنای باران» تمام نمی‌شود و کسانی که فرصت دیدار اقوام و آشنایان را در فروردین نداشته‌اند، همچنان تا روز پنجاه‌به‌در فرصت دارند که این دیدارها را انجام دهند؛ بدین ترتیب، پنجاه‌به‌در نه‌تنها آیینی برای طلب رحمت الهی و باران است، بلکه به عنوان نقطه‌ پایانی و تکمیلی جشن‌های سال نو در فرهنگ محلی قزوین عمل می‌کند.

پنجاه‌به‌در؛ ضیافت باران در پناه باغستان قزوین

رسم خاص قزوینی ها

منیژه غزنویان پژوهش‌گر فرهنگ عامه و اسناد تاریخی درخصوص آیین پنجاه بدر اظهار کرد: آیین پنجاه بدر، رسم خاص قزوینی‌ها است که هم‌اکنون نیز به صورتی گسترده اجرا می‌شود.

وی افزود: قزوینی‌ها پنجاهمین روز از سال نو را «پنجاه بدر» نامیده و در مصلا جمع می‌شوند. مصلا، محوطه ای در باغستان جنوبی قزوین و در کنار آب انباری در خیابان راه آهن است و گفته می‌شود که امام رضا (ع) و یارانش هنگام گذر از قزوین در آن نماز خوانده‌اند و از این رو آن را محلی مقدس می‌دانند.

این محقق تصریح کرد: سابق بر این اطراف مصلا را باغ‌های منطقه محصور کرده بود که مردم مراسم را در آن برگزار می‌کردند، ولی چند سالی است که اطراف آن را محوطه‌سازی کرده‌اند.

وی افزود: قزوینی‌ها در عصر روز پنجاه به در به مصلا رفته و هرکدام با خواندن دو رکعت نماز باران به صورت جداگانه و نیز دعای باران، به پخش نذورات خود می‌پردازند و آش رشته ازجمله نذری‌های این روز است و هندوانه و غذایی موسوم به «دیماج» نیز از خوراکی‌های ویژه آن به‌شمار می‌رود.

این کارشناس تاکید کرد: پس از آن و هنگام غروب خورشید، همگی نماز مغرب و عشا را به صورت جماعت خوانده و سپس متفرق می‌شوند. در داخل مصلا نیز سنگ بزرگیست که به گفته اهالی، امام رضا(ع) روی آن نماز خوانده و به‌همین‌دلیل نیز از تقدس خاصی در نزد مردم برخوردار است. حاجتمندان با نیت کردن و برداشتن سنگ‌ریزه‌ای ضمن خواندن دعا آن را روی این سنگ می‌کشند و سپس رهایش می‌کنند.

وی در پایان گفت: اعتقاد بر این است که اگر سنگ‌ریزه مدتی روی سنگ اصلی بچسبد حاجت خود را خواهند گرفت و این رسم با توجه به جغرافیا قزوین و کم‌آبی آن جایگاه ویژه‌ای در فرهنگ این مردم دارد.

پنجاه‌به‌در؛ ضیافت باران در پناه باغستان قزوین

مردم بارندگی را برای باغستان‌های شهر بخت و اقبال می‌دانستند

مجتبی عباسی، کارشناس مردم شناسی نیز درخصوص آیین پنجاه بدر اظهار کرد: مردم قزوین این آیین را که با نماز همراه بوده است، در پنجاهمین روز اول سال یعنی نوزدهم اردیبهشت‌ ماه درمصلای شهر که از بناهای دوره قاجار است، برگزار و از نماز آن به‌ عنوان «صلاه الاستسقاء» یاد می‌کردند که از نمازهای مستحبی محسوب می‌شود.

وی با اشاره به موقعیت جغرافیایی دشت قزوین افزود: موقعیت اقلیمی قزوین به گونه‌ای بوده که بعد از نوروز نیاز به باران و بارندگی در آن بسیار مهم بوده به گونه‌ای که مردم این ایام را بخت باران نام‌گذاری کرده بودند و همین موضوع می‌رساند که بارندگی را برای باغستان‌های شهر بخت و اقبال می‌دانستند.

این کارشناس با بیان اینکه به نظر می‌رسد آیین پنجاه بدر با آیین گاه انبارها نزدیکی داشته باشد، افزود: این آیین از جشن‌هایی بوده که به‌ طور معمول میان‌ روزهای ۱۴ تا ۲۰ اردیبهشت برگزار می‌شود که سنت آن به ‌پیش از اسلام باز می گردد.

وی در پایان با بیان اینکه این آیین جنبه عبادی خاصی نیز به لحاظ جمعی و فردی داشته و دارد، گفت: بر همین اساس در بعد جمعی می‌توان به باران خواهی و نیایش به ‌صورت دسته‌ جمعی اشاره کرد و در بعد فردی هم باید به مناسکی که افراد به‌ تنهایی انجام می‌دهند مانند پخت و توزیع غذاهای نذری و حاجت‌خواهی از آب و سنگ انداختن در آن اشاره کرد.

آیین پنجاه‌به‌در در قزوین، فراتر از یک سنت ساده، راهکاری فرهنگی برای سازگاری با اقلیم و تقویت همبستگی اجتماعی است. این رسم با تلفیق باورهای باستانی، مناسک اسلامی و نیازهای کشاورزی، توانسته است هویت منحصربه‌فردی برای ساکنان این دیار بسازد که در آن نیایش برای باران با شادی جمعی پیوند می‌خورد.

تداوم این آیین نشان‌دهنده احترام عمیق مردم قزوین به طبیعت و میراث معنوی خویش است که نوروز را به نوزدهم اردیبهشت و تمنای رحمت الهی متصل می‌کند.