جهاد صرفه‌جویی را از خانه آغاز کنیم

شهرکرد- استاد حوزه و دانشگاه گفت: تنظیم الگوهای مصرف در شرایط کنونی با نیت تقویت جبهه توحید و حریم امنیت کشورمان، مجاهده در راه خدا است.

خبرگزاری مهر- گروه استان‌ها؛ در شرایطی که کشورمان آماج حملات و تهدیدات جنایتکارانه دشمن متخاصم آمریکایی صهیونی قرار گرفته و دشمن زبون بعد از شکست در تمام سناریوها به محاصره و تحریم بیشتر کشورمان روی آورده، صرفه‌جویی در مصرف منابع یک ضرورت ملی در این روزهای حیاتی و سرنوشت‌ساز است. همین مهم ما را بر آن داشت تا در گفتگو با یک استاد حوزه و دانشگاه در چهارمحال و بختیاری به بازخوانی «اخلاق مصرف» بپردازیم. عزیزالله مولوی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهرکرد، نویسنده و پژوهشگر توانا و عضو انجمن اخلاق کاربردی ایران پاسخگوی پرسش‌های ما بود.

* قدری در خصوص چیستی و ضرورت اخلاق مصرف توضیح بدهید.

موضوع اخلاق مصرف در عین اینکه مغفول و فراموش شده است از جهات متعددی مجال سخن فراوان دارد. چرا که امروز «مدزدگی» و «تجمل‌گرایی»، همچون سایه‌های تاریک، سبک زندگی ما را در بر گرفته است. این در حالی است که بازبینی سبک زندگی و تقویت مؤلفه‌های سبک زندگی ایرانی اسلامی همواره از دغدغه‌های امام شهیدمان (اعلی الله مقامه الشریف) بود. توصیه‌های رهبر جدید انقلاب نیز همین است و ایشان در پیامشان به مناسبت روز فرودسی و نکوداشت زبان فارسی از تعبیر «سبک زندگی آمریکائی» یاد کردند.

در شرایط جنگی و سرنوشت‌ساز فعلی یکی از ابزارهای مؤثر جنگی در کنار رویارویی نظامی هدف‌گیری تاب‌آوری اجتماعی و ضربه زدن به اقتصاد خانوارها و اصطلاحاً سفره مردم و شکستن انسجام اجتماعی است. پس حتماً متولیان حوزه و دانشگاه وظیفه دارند در مورد این موضوع تبیین و تحلیل‌های لازم را انجام دهند و مردم را بیش از پیش متوجه این موضوع کنند.

* توجه به اخلاق مصرف و اصول آن در زندگی، چه آورده‌هایی برای انسان به همراه خواهد داشت.

والدینگر در کتاب «زندگی خوب» که حقیقتاً گنجینه‌ای گران‌بها از خردِ انباشته شده در مورد پیچیدگی‌های سعادت انسانی را واکاوی می‌کند، با دنبال کردن زندگی صدها مرد و بعدها زنان، از دوران نوجوانی تا پیری، به دنبال یافتن پاسخ این پرسش بنیادین بوده که چه چیزی یک «زندگی خوب» را می‌سازد؟

در گزارشی که در پایان این تحقیق علمی ارائه شد درس اول این بود که روابط نیکو کلید سعادت و سلامت است اما شاید شگفت‌انگیزترین و در عین حال، بدیهی‌ترین یافته‌ پژوهش این باشد که کیفیت روابط نزدیک ما قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌ شادی و سلامتِ جسمی و روانی ماست. پس بین زیست سعادتمندانه و سبک زندگی و رعایت اصول اخلاق مصرف نیز رابطه دو سویه است که اخلاق مصرف و سعادت و خوشبختی آدمی در یکدیگر دارند. از یک طرف اخلاق‌ورزی موجب اصلاح الگوی مصرف و استفاده بهینه و بهره‌وری از منابع موجود می‌شود، از طرف دیگر یکی از عوامل جدی سعادت آدمی مصرف خردمندانه و میانه‌روی در استفاده از موهبت‌ها و نعمت‌های خدادادی است.

اما در روانشناسی اجتماعی، «مدزدگی» و «تجمل‌گرایی» پدیده‌هایی چندوجهی است که هم ریشه در نیازهای عمیق روانی دارد و هم در سایه زیست عاریتی و فشارهای اجتماعی شکل می‌گیرد.

* اصول اخلاقی حاکم بر مصرف از دیدگاه شما کدامند؟

اصل اول امانت‌انگاری است به این معنا که تمام اشیا و امکانات مادی و معنوی زیست بشر امانتی از ناحیه خداوند است و هر گونه تصرف در این موهبت‌ها باید با اجازه و اراده خداوند مورد استفاده قرار گیرد.

اصل دوم زیورانگاری اموال است با این توضیح که قرآن کریم، مال و فرزندان را «زیورِ زندگیِ دنیا» و گاه «مایه فتنه‌» انسان معرفی می‌کند. در سوره کهف آیه ۴۶ می‌فرماید: «الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا» یعنی مال و فرزندان، آرایش و زیور زندگی دنیا هستند، ولی اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ امید داشتن به آنها نیکوتر است. توجه داشته باشیم «مصرف‌گراییِ افراطی»، این «زیور» را به «بت» تبدیل کرده و «فتنه» را به «بندگی دنیا» می‌کشاند.

اضطراب مصرف‌گرایی در واقع، اضطراب ناشی از «بندگی غیر خداوند» است و خدای سبحان در سوره آل عمران آیه ۱۴ می‌فرماید: «زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»

اصل سوم از اصول اخلاقی حاکم بر مصرف به‌نظرم شیطان‌انگاری اسراف‌کار است، خداوند در قرآن اسراف‌کاران را برادران شیطان معرفی کرده و می‌فرماید: «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ کَفُورًا.» بی‌تردید اسراف‌کنندگان و ولخرجان، برادران شیاطین‌اند، و شیطان همواره نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است. بنابراین قرآن هرگونه مصرف و مال و دارایی زیاده‌خواهانه را به عنوان همکار و همتای شیطان و از مصادیق کفر نعمت معرفی می‌کند.

ملاحظه می‌کنید که نکوهش اسراف در فرهنگ قرآنی بسیار شدید است و از منظر فلسفه اخلاق نیز مسئله‌ تجمل‌گرایی و مدزدگی، در تضاد با اصول دینی همچون فضیلت، اعتدال و عدالت قرار می‌گیرد.

فیلسوفان اخلاق، از ارسطو تا متفکران اخلاق فضیلت‌گرا، بر اهمیتِ «اعتدال» به عنوان یکی از فضائل کلیدی تأکید کرده‌اند. تجمل‌گرایی، افراط در تمتع از مظاهر دنیوی است که اعتدال را بر هم می‌زند و فرد را از رسیدن به شکوفایی انسانی باز می‌دارد و خود این ویژگی، انسان را در اضطراب بی معنایی می‌کشاند.

اصل چهارم نیز مبتنی بر اصل تلازم ساده‌زیستی و سلامت روانی است با این توضیح که فیلسوفان اجتماعی و روان‌درمانگران قائلند هر چه کمتر وابسته باشی شادتری و زیست پرمعنا و کریمانه در داشتن سبک زندگی قانعانه است.

* توجه به آموزه‌های دینی و اخلاق مصرف مدنظر اسلام قطعاً ما را در پیش گرفتن سبک زندگی صحیح کمک خواهد کرد.

بله همینطور است. اصل پنجم از اصول حاکم بر مصرف، مقدس‌انگاری صرفه‌جویی و بهینه‌سازی مصرف است که در شرایط کنونی جامعه باید نسبت به تبیین و ترویج بیش از پیش این اصل همت کنیم. در شرایط محاصره جنگی که دشمن جنایتکار و کافرکیش ایران عزیز اسلامی را تحریم و محاصره کرده و بنا دارد با ضربه زدن به اقتصاد و سفره‌های مردم و ممانعت از ورود کالاهای زندگی آستانه تحمل و تاب‌آوری را پایین بیاورد، همدلی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی، رعایت حق‌الناس، قناعت و تنظیم الگوهای مصرف در شرایط کنونی متناسب با فضای عمومی حاکم بر اقتصاد جامعه اگر با نیت تقویت جبهه توحید و حریم امنیت ایران عزیز صورت گیرد، مصداق مجاهده در راه خدا بوده و ثواب میدان‌داری و خیابان‌پیمایی و پرچم‌گردانی را دارد و حفظ امنیت کشور را مضاعف و کامل می‌کند. موضوعی که بنده عنوان جهاد در خانه و آشپزخانه برای آن برگزیدم.

هر اقدام کمک‌کننده در این عرصه که جنگ به رودررویی قدرت تاب‌آوری در دو اردوگاه تبدیل شده است، حتماً نزد خداوند علاوه بر پاداش قناعت و بهره‌مندی از حیات طیبه از قداست جهاد در راه خدا و برخاک مذلت نشاندن فراعنه و یزیدیان زمان نیز نصیب خواهد برد. قرآن کریم، در وصفِ مؤمنانِ حقیقی می‌فرماید: «و آنان که چون انفاق کنند، نه اسراف کنند و نه تنگ گیرند، و میانِ این دو، روشی معتدل را اختیار کنند.» (فرقان، ۶۷).

آثار اقتصادی در ابعاد فردی و اجتماعی، خواص بهداشتی و پزشکی، خواص زیست‌محیطی و اکولوژیکی، آثار روان‌شناختی و آثار ادراکی در معرفت‌شناختی همه و همه از دیگر برکات و مزایای سبک زندگی ساده‌زیستانه است که برای تفصیل هر کدام مجال جداگانه‌ای نیاز است.

* بر طبق توضیحات شما قاعدتاً اگر بتوانیم موانع ذهنی شکل‌گیری سبک زندگی نادرست را هر چه بیشتر برطرف کنیم در داشتن یک زندگی مبتنی بر اخلاق مصرف موفق‌تر خواهیم بود. این موانع از دیدگاه شما کدامند؟

بله همینطور است. اولین مانع ناظر بر اعتقاد نادرست افراد به وابستگی موهوم بین شادزیستی و مصرف‌گرایی است. اغلب افراد پندار باطلی دارند و فکر می‌کنند بین بهره‌مندی‌های مالی و رفاهی و احساس رضایت و شادی عمیق رابطه تنگاتنگی وجود دارد. در حالی‌که به گفته محققان اصلاً چنین چیزی نیست یعنی اگر بیرون زندگی زیبا و پر امکانات شد، ضرورتاً درون فرد هم زیبا و شاد نمی‌شود.

اینکه بگوییم یکی از عوامل زمینه‌ساز شادی بهره‌مندی از امکانات ضروری زندگی است و اینکه هر چقدر درآمد و خرج بیشتر شود حتماً زندگی کیفیت بالاتری پیدا می‌کند، ابداً فرض صحیح و معتبری نیست. جوامع مصرف‌گرای مدرن غربی نیز امروزه به این نتیجه رسیده‌اند که آرامش و رضایت خاطر از زندگی در سبک‌باری و کاهش ابزارآلات غیرضروری در زندگی است. لذا نه تنها نباید ساده‌زیستی را عقب‌افتادگی و گونه‌ای ناتوانی تلقی کنیم بلکه زیبایی زندگی در سادگی و فضیلت قناعت است و همانطور که عرض کردم این اصل از حیث علمی نیز با تحقیقات میدانی ثابت شده است.

دومین مانع اعتقاد به احساس هم‌هویتی فرد با دارایی‌هایش است.

از خصایص فرهنگی جوامع مدرن و حتی در کشور ما که مصادیق دنباله‌روی از سبک زندگی غربی در آن مشاهده می‌شود این است که هویت فرد را با معیار دارایی‌هایش ارزش‌گذاری و داوری کنیم یعنی هر کس پول و دارایی بیشتری داشته باشد و مصرف‌گراتر باشد گویا انسان‌تر و پیشرفته‌تر است در حالی‌که داشته‌های ما هیچ دخالتی در هویت انسانی ما ندارد.

سومین مانع را رقابت‌های مسموم می‌دانم و قائلم از جدی‌ترین موانع شکل‌گیری زیست قانعانه رقابت‌های ناجوانمردانه و ناموجه خانوارها در خرید و بهره‌گیری از ابزارآلات و لوازم زندگی است. این همان بحثی است که تحت عنوان چشم و هم‌چشمی از آن یاد می‌شود و از آن به عنوان بزرگ‌ترین قربانگاه آرامش زندگی در دنیای جدید و روزگار ما می‌توان نام برد.

چهارمین مانع، درآمیختن «نیاز» با «خواسته یا خواهش نفس» است. در این خصوص عرض کنم نخستین چراغ راه مصرف‌کننده این است که آیا این خرید که می‌خواهم انجام دهم، یک «نیاز» واقعی است یا «وسوسه‌ای» است که از بیرون بر ما تحمیل شده؟ فیلسوفان رواقی و پیروان مکتب کلبی بر «سادگی» و «خودکفایی» تأکید داشتند و تمتع بیش از حد از ظواهر دنیوی را مانع رسیدن به «آرامش درونی» می‌دانستند. اراده‌ قوی، قدرت «نه گفتن» به خواسته‌های نفسانی زودگذر و تمرکز بر نیازهای حقیقی را به ما ارزانی می‌دارد.

مانع پنجم، سعادت‌انگاری ثروتمندی است و سعادت‌انگاری ثروت نه یک پدیده‌ صرفاً اقتصادی، بلکه یک جهان‌بینی کاذب است که اذهان را مسموم کرده و معیار ارزش انسان را به «کیف پولش» فروکاسته است. پول کافی در حد رفع ضرورت‌ها از اجزای سعادت هست اما تمام اجزا نیست.

عامل ششم، پرستیژانگاری ناشکری است یعنی افراد برای کسبِ اعتبار و منزلت و روشنفکرنمایی شروع به شمارش و نالیدن از کاستی‌ها و بعضاً سیاه‌نمایی می‌کنند تا خود را چهره موجهی معرفی کنند.، «پرستیژانگاری ناشکری» پدیده‌ای چندوجهی و نکوهیده در انسان معاصر است؛ جایی که نمایش ظاهری «نعمت‌ها» و «کامیابی‌ها»، نه از سر شکرگزاری درونی، بلکه برای کسب «پرستیژ» و «منزلت اجتماعی» صورت می‌گیرد. این رویکرد، در بطن خود نوعی «ناشکری پنهان» را نهفته دارد، زیرا اصالت نعمت را فدای «نمایشِ نعمت» می‌کند.

* به نظر می‌رسد رسانه‌ها نیز در ترویج سبک غلط زندگی نادرست با محوریت مصرف‌گرایی بدون توجه به اصول حاکم بر مصرف، نقش مهمی داشته‌اند.

بله دقیقاً و بر این اساس، مانع هفتم را همین مرجع انگاری رسانه‌ها می‌دانم چرا که رسانه‌های جمعی و تبلیغات معطوف بر فرهنگ غالب مصرف‌گرا، نقش عمده‌ای در ترویج این الگوهای رفتاری ایفا می‌کنند. آن‌ها با ایجادِ «نیازهای کاذب و القای این پیام که «شادی» و «کمال» در گرو داشتن کالاهای بیشتر است، افراد را به سمت چرخه‌ بی‌پایان خرید سوق می‌دهند. این همان «ذهنیتِ مصرف‌کننده» است که به جای «بودن»، بر «داشتن» تأکید دارد.

مانع هشتم را سیطره کمیت یا کمیت‌گرایی می‌دانم و معتقدم یکی دیگر از علل مصرف‌زدگی در روزگار ما این است که در روزگاری که «بیشتر» به جای «بهتر» نشسته است، کمّیت‌گرایی صرفاً یک گرایش آماری نیست بلکه شوربختانه تبدیل به یک جهان‌بینی شده است؛ جهان‌بینی‌ای که ارزش را با رقم می‌سنجد، کامیابی را با شمارش می‌سنجد و هویت را با انباشت می‌سنجد.