بازگشت ترامپ از چین با دستان خالی

بازگشت ترامپ از چین بدون دستاورد ملموس، بیش از هر چیز نشانه بن‌بست راهبردی آمریکاست. رئیس‌جمهور آمریکا امیدوار بود پکن بتواند قفل بحران ایران را باز کند، اما تهران از شروط خود عقب ننشست.

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: سفر دونالد ترامپ به پکن، برخلاف تبلیغات اولیه کاخ سفید هیچ گرهی از بحران پیچیده جنگ با ایران باز نکرد. رئیس‌جمهور آمریکا در شرایطی راهی چین شد که بیش از هر زمان دیگری به یک موفقیت فوری در سیاست خارجی نیاز دارد. جنگ چهل‌روزه با ایران برخلاف پیش‌بینی‌های اولیه واشنگتن، به جای یک پیروزی سریع و کم‌هزینه، به بحرانی فرسایشی برای آمریکا تبدیل شده است؛ بحرانی که حالا هم اقتصاد داخلی آمریکا را تحت فشار قرار داده و هم اعتبار سیاسی ترامپ را در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای تهدید می‌کند. در چنین فضایی، ترامپ امیدوار بود چین بتواند راه خروجی برای او از این بن‌بست فراهم کند؛ اما سفر پکن نشان داد حتی دومین اقتصاد جهان نیز حاضر نیست هزینه نجات آمریکا از باتلاق ایران را بپردازد.

اهداف ترامپ از سفر

ترامپ با چند هدف مشخص وارد پکن شد. مهم‌ترین هدف او، جلب همکاری چین برای اعمال فشار بر تهران بود؛ فشاری که بتواند یا به باز شدن تنگه هرمز منجر شود یا ایران را به عقب‌نشینی از مواضعش در مذاکرات وادار کند. بسته ماندن تنگه هرمز به یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌های واشنگتن تبدیل شده است. افزایش بهای نفت و گاز، جهش قیمت سوخت در آمریکا و نگرانی بازارهای جهانی، فشار شدیدی بر دولت ترامپ وارد کرده است. خود مقامات آمریکایی اعتراف کرده‌اند که قیمت بنزین به یکی از عوامل اصلی افت محبوبیت ترامپ تبدیل شده و جمهوری‌خواهان نگران‌اند ادامه این وضعیت در انتخابات آینده برایشان هزینه‌ساز شود.

کاخ سفید تصور می‌کرد چین به‌عنوان بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران و کشوری که روابط اقتصادی عمیقی با تهران دارد، می‌تواند اهرم مؤثری برای تغییر رفتار ایران باشد. ترامپ حتی در اظهاراتش تلاش کرد چنین القا کند که شی جین‌پینگ با او درباره باز بودن تنگه هرمز و جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران هم‌نظر است. اما واقعیت این بود که پکن هیچ تعهد عملی مشخصی در این زمینه نداد. مواضعی که ترامپ بعد از دیدار مطرح کرد، همان حرف‌های کلی و تکراری قبلی چین بود؛ بدون هیچ نشانه‌ای از همکاری واقعی علیه تهران.

دلیل این مسئله روشن است. چین در حال حاضر ایران را صرفا یک شریک منطقه‌ای نمی‌بیند، بلکه تهران بخشی از موازنه بزرگ‌تر پکن در برابر واشنگتن است. رهبران چین به‌خوبی می‌دانند هرچه آمریکا بیشتر در خاورمیانه درگیر و فرسوده شود، تمرکز و توان کمتری برای مهار چین در شرق آسیا خواهد داشت. از نگاه پکن، جنگ فرسایشی آمریکا با ایران بخشی از فرسایش تدریجی قدرت رقیب اصلی چین است. به همین دلیل، برخلاف امید ترامپ، شی جین‌پینگ انگیزه‌ای ندارد که یک پیروزی ژئوپلیتیک آسان در اختیار کاخ سفید قرار دهد.

سفر به پکن در سایه شکست راهبردی در جنگ ۴۰ روزه

ترامپ در شرایطی به چین رفت که عملا نشانه‌های شکست راهبرد آمریکا در جنگ چهل‌روزه آشکار شده است. دولت آمریکا تصور می‌کرد ترکیب حملات نظامی، فشار اقتصادی و تهدیدهای سنگین می‌تواند تهران را ظرف چند هفته وادار به پذیرش شروط واشنگتن کند. حتی در هفته‌های نخست، برخی چهره‌های نزدیک به ترامپ از «تسلیم بی‌قیدوشرط» یا تغییر رفتار اساسی ایران سخن می‌گفتند. اما اکنون نه‌تنها چنین اهدافی محقق نشده، بلکه خود مقام‌های آمریکایی به بن‌بست موجود اذعان می‌کنند.

اظهارات اخیر تمی داک‌ورث، سناتور دموکرات آمریکایی، بازتاب همین وضعیت است. او با انتقاد از تغییر مداوم اهداف جنگ گفت ترامپ ابتدا از تغییر حکومت و نابودی زیرساخت‌های ایران حرف می‌زد، اما حالا هدف جنگ را بازگشایی تنگه هرمز معرفی می‌کند؛ در حالی که این تنگه پیش از آغاز جنگ باز بود. این انتقاد فقط موضع یک سناتور دموکرات نیست، بلکه بازتاب شکاف عمیق‌تری در فضای سیاسی آمریکاست. بسیاری در واشنگتن معتقدند دولت ترامپ هر بار که در تحقق یک هدف ناکام می‌شود، هدف جدیدی تعریف می‌کند تا شکست قبلی را پنهان سازد.

در چنین شرایطی، سفر به پکن بیشتر شبیه تلاشی برای یافتن یک راه نجات بود تا نمایش قدرت. ترامپ به‌خوبی می‌داند ادامه جنگ بدون دستاورد مشخص، هم اقتصاد آمریکا را فرسوده‌تر می‌کند و هم موقعیت سیاسی او را تضعیف خواهد کرد. به همین دلیل، او امیدوار بود چین دست‌کم در پرونده هرمز یا مذاکرات هسته‌ای به واشنگتن کمک کند. اما پکن نشان داد حاضر نیست وارد بازی آمریکا شود.

حتی در موضوع تایوان نیز نشانه‌هایی دیده شد که نشان می‌داد چین تلاش می‌کند از نیاز ترامپ به همکاری، برای گرفتن امتیاز استفاده کند. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که ترامپ در گفت‌وگوها درباره فروش سلاح به تایوان انعطاف نشان داده و حاضر شده برخی سیاست‌های پیشین واشنگتن را بازنگری کند. این مسئله نگرانی متحدان آمریکا در شرق آسیا را افزایش داده است؛ زیرا آنها بیم دارند ترامپ برای خروج از بحران ایران، بخشی از منافع راهبردی آمریکا در آسیا را قربانی کند.

بازگشت با دستان خالی

در حوزه اقتصادی نیز دستاوردهای سفر بسیار محدود بود. ترامپ از خرید ۲۰۰ هواپیمای بوئینگ توسط چین سخن گفت، اما این رقم بسیار پایین‌تر از انتظارات بازار بود و حتی از سوی پکن نیز به‌طور رسمی تأیید نشد. وعده‌های مربوط به خرید محصولات کشاورزی آمریکا هم مبهم باقی ماند. در واقع، نه در تجارت و نه در سیاست، ترامپ نتوانست توافقی ارائه کند که بتوان آن را یک موفقیت واقعی نامید.

از سوی دیگر، چین در تمام مدت تلاش کرد خود را در جایگاه قدرتی آرام و حسابگر نشان دهد. برخلاف واشنگتن که با عجله به دنبال حل بحران است، پکن با حوصله و بدون ورود مستقیم به درگیری، از وضعیت موجود بهره می‌برد. چین نمی‌خواهد جنگ منطقه‌ای گسترده‌ای شکل بگیرد یا تنگه هرمز برای مدت طولانی بسته بماند، زیرا اقتصاد این کشور نیز به انرژی خلیج فارس وابسته است. اما در عین حال، پکن تمایلی ندارد آمریکا به‌سادگی از بحران فعلی خارج شود.

واقعیت این است که ترامپ در پکن با همان مشکلی روبه‌رو شد که در خاورمیانه با آن مواجه است: محدود شدن قدرت اجبار آمریکا. واشنگتن دیگر مانند دهه‌های گذشته نمی‌تواند صرفا با فشار نظامی و اقتصادی، بازیگران مهم را وادار به تبعیت کند. ایران نشان داده در برابر فشار مستقیم عقب‌نشینی نمی‌کند و چین نیز حاضر نیست منافع بلندمدت خود را برای کمک به آمریکا قربانی کند.

به همین دلیل، بازگشت ترامپ از چین بدون دستاورد ملموس، بیش از هر چیز نشانه بن‌بست راهبردی آمریکاست. رئیس‌جمهور آمریکا امیدوار بود پکن بتواند قفل بحران ایران را باز کند، اما نه تنگه هرمز باز شد، نه مذاکرات پیشرفتی کرد و نه تهران از شروط خود عقب نشست.