تحلیلی بر سه‌گانه دفاع، انسجام و مذاکره مقتدرانه در جنگ تحمیلی سوم

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس تاکید کرد: اگر مذاکره از موضع ضعف، آشفتگی یا نیاز مفرط انجام شود، نه تنها اعتلا نمی‌آفریند، بلکه می‌تواند به تحمیل هزینه‌های پایدار منجر شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، بابک نگاهداری رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در مطلبی در خصوص با تاکید بر پیام رهبر معظم انقلاب به مثابه یک «راهبرد حکومتی»، عنوان کرد که اعتلای کشور در میدان جنگ صرفاً به معنای پاسخ نظامی نیست؛ بلکه به معنای حفظ ظرفیت ملی برای ایستادگی بدون فروپاشی درونی است.

متن این پیام به شرح زیر است؛

بیانات و پیام‌های رهبر معظم انقلاب را هرگز نمی‌توان صرفاً در چارچوب «تشریفات سیاسی» یا «تعارف‌های نهادی» تفسیر کرد. به ویژه زمانی که ایشان از فردی به دلیل «تلاش برای اعتلای کشور» تشکر می‌کنند، این پیام بیش از آنکه یک قدردانی شخصی باشد، یک «ارزیابی راهبردی از عملکرد یک الگوی مدیریتی» در شرایط حساس و خطیر ملی است. به عبارت دیگر، تشکر رهبری، نقش‌آفرینی آن فرد را در یک مقطع دشوار تاریخی تأیید می‌کند و آن را به عنوان یک «تجربه موفق» به دستگاه حکمرانی معرفی می‌نماید.

در این چارچوب، پیام اخیر رهبر انقلاب و تشکر ایشان از محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، را باید در بستر فضای کنونی کشور و پس از پیروزی در جنگ تحمیلی سوم تحلیل کرد. جنگی که ماهیت آن با هشت سال دفاع مقدس تفاوت بنیادین داشت. در این جنگ جدید، دشمن همزمان از اهرم‌های ترور مقامات ارشد کشور، بمباران گسترده، تحریم و محاصره، عملیات سایبری، خرابکاری‌های هسته‌ای، جنگ رسانه‌ای و فشارهای دیپلماتیک استفاده کرد تا ایران را در سه جبهه به زانو درآورد: «امنیت، اقتصاد و اراده ملی».

سؤال اصلی این است: در چنین شرایطی، «اعتلای کشور» به چه معناست؟ قطعاً اعتلا در وضعیت جنگی و بحرانی را نمی‌توان به شعارهای کلی درباره پیشرفت و توسعه تقلیل داد. اعتلای کشور در شرایط تجاوز خارجی، معنایی کاملاً عملیاتی و حتی بقامحور پیدا می‌کند. در چنین وضعیتی، یک مدیر یا فرمانده زمانی در مسیر اعتلا گام برمی‌دارد که بتواند «سه مسئله راهبردی» را به صورت همزمان مدیریت کند:

• دفاع مؤثر و بازدارنده در برابر تجاوز، بدون فروپاشی روحیه ملی؛

• ایجاد و حفظ انسجام درونی میان نهادها و مسئولین، برای جلوگیری از تبدیل فشار خارجی به گسست داخلی؛

• پیشبرد مذاکره از موضع قدرت و عزت، به گونه‌ای که دیپلماسی نه به ابزار عقب‌نشینی، بلکه به تکمیل‌کننده میدان نبرد تبدیل شود.

سؤال اینجاست که قالیباف، با توجه به سابقه فرماندهی در جنگ تحمیلی هشت ساله، فرماندهی پلیس، شهرداری تهران و اکنون ریاست مجلس، آیا در اوج جنگ ترکیبی توانسته است در این سه سطح نقش‌آفرینی کند؟ و آیا الگوی مدیریتی او توانسته است سه کارویژه دفاع، انسجام و مذاکره عزتمندانه را به صورت هماهنگ پیش ببرد؟

تحلیل زیر تلاش می‌کند تا با رد شعارزدگی و ورود به لایه‌های ساختاری و تصمیم‌سازی، نشان دهد که چرا رهبر انقلاب، تشکر خود را معطوف به «تلاش برای اعتلای کشور» کرده‌اند و نه صرفاً عملکرد اداری یا قانونی ایشان در جایگاه رئیس مجلس. این تمایز دقیقاً همان نکته تحلیلی کلیدی است: تشکر رهبری از یک «الگوی مدیریتی» فراتر از یک قوه، و در نسبت با منافع ملی در جنگ تحمیلی سوم است.

الگوی مدیریتی «اعتلای کشور»

۱) دفاع از کشور و مقاومت در برابر تجاوز

نخستین و بدیهی‌ترین سطح اعتلای کشور در وضعیت جنگی، حفاظت از تمامیت، امنیت و ظرفیت بقای کشور است. هیچ سخنی از اعتلا نمی‌تواند معتبر باشد اگر کشور در برابر تجاوز، بی‌دفاع، غافلگیر یا فرسوده شود.

در این سطح، نقش یک الگوی فرماندهی-میدانی را می‌توان در چند محور توضیح داد:

• سازمان‌دهی دفاع مؤثر و جلوگیری از فروپاشی خطوط تصمیم و عمل؛

• حفظ روحیه مقاومت در برابر تجاوز خارجی؛

• کاهش هزینه‌های بی‌نظمی و آشفتگی در میدان؛

• و تبدیل فشار دشمن به عاملی برای تقویت تاب‌آوری ملی

از این منظر، اعتلای کشور در میدان جنگ صرفاً به معنای پاسخ نظامی نیست؛ بلکه به معنای حفظ ظرفیت ملی برای ایستادگی بدون فروپاشی درونی است. هرجا دفاع از کشور با انضباط، ابتکار و مقاومت مؤثر همراه شود، می‌توان از سهم آن در اعتلا سخن گفت.

قالیباف در این سطح، دقیقاً همان الگوی فرماندهی میدانی را بازتولید کرده است که در دفاع مقدس تجربه کرده بود. او در جنگ تحمیلی سوم، با تأکید بر تقویت بازدارندگی موشکی و پهپادی به عنوان تنها زبان قابل فهم برای دشمن، از فروپاشی خطوط تصمیم و عمل جلوگیری کرد. همچنین با روایت‌گری مستمر از «قدرت پنهان ایران» و عدم بزرگ‌نمایی ضعف‌ها، مانع از شکل‌گیری فضای یأس و التماس در افکار عمومی شد. به عبارت روشنتر، قالیباف به عنوان یک الگوی مدیریتی، فشار خارجی را نه به عاملی برای فرسایش، بلکه به انضباط دفاعی و تاب‌آوری ملی تبدیل کرد.

۲) ایجاد انسجام درونی و هماهنگی مدیران برای اداره بهتر کشور

کشورها فقط در خط مقدم جنگ دچار چالش نمی‌شوند؛ بخش مهمی از مسئله در «پشت جبهه حکمرانی» رخ می‌دهد. در شرایط بحران، اگر میان مدیران، نهادها و مسئولان شکاف، تعارض و ناهماهنگی شکل بگیرد، حتی موفقیت‌های میدانی نیز به دستاورد پایدار تبدیل نمی‌شود. در اینجا دومین کارویژه یک الگوی فرماندهی- مدیریتی روشن می‌شود: تولید انسجام درونی برای اداره کشور. این انسجام چند لایه دارد:

• هماهنگی میان سطوح سیاسی، اجرایی و عملیاتی؛

• کاهش اصطکاک و تعارض میان نهادهای مسئول؛

• تقویت همدلی و تمرکز مدیران بر اولویت‌های واقعی؛

• و تبدیل شرایط جنگی به انضباط بیشتر در تصمیم‌گیری؛

اعتلای کشور فقط در دفع دشمن بیرونی خلاصه نمی‌شود. اگر یک مدیر بتواند در شرایط جنگ، نوعی هم‌افزایی در اداره امور ایجاد کند، در واقع از فرسایش داخلی جلوگیری کرده و ظرفیت ملی را بالا برده است. به بیان دیگر، کشور زمانی در مسیر اعتلا قرار می‌گیرد که جنگ فقط در سنگرها مدیریت نشود، بلکه در ساختار اداره کشور نیز با عقلانیت، هماهنگی و اولویت‌بندی پاسخ بگیرد.

قالیباف در این سطح، دقیقاً همان کارویژه «تولید انسجام درونی» را به نمایش گذاشت. او در شرایطی که دشمن روی شکاف‌افکنی میان قوا و جناح‌ها سرمایه‌گذاری کرده بود، مجلس را از یک نهاد دعوا و کشمکش به یک قرارگاه هماهنگی عملیاتی تبدیل کرد. قالیباف به عنوان یک الگوی مدیریتی، با اتخاذ راهبرد «اولویت‌دهی به اجماع حداکثری»، اصطکاک میان نهادها را کاهش داد. به عبارت روشنتر، او در پشت جبهه حکمرانی، هزینه‌های بی‌نظمی و تعارض را به حداقل رساند و جنگ را نه فقط در سنگرها، بلکه در ساختار اداره کشور نیز با عقلانیت و هماهنگی پاسخ گفت.

۳) مذاکره با متجاوز از موضع قدرت و عزت ملی

سومین بعد مهم، مسئله مذاکره است. در بسیاری از بحران‌ها، نبرد فقط در میدان تعیین تکلیف نمی‌شود؛ بخشی از آن در عرصه سیاسی و دیپلماتیک تعیین می‌شود. اما مذاکره، اگر از موضع ضعف، آشفتگی یا نیاز مفرط انجام شود، نه‌تنها اعتلا نمی‌آفریند، بلکه می‌تواند به تحمیل هزینه‌های پایدار منجر شود. در مقابل، مذاکره زمانی در خدمت اعتلای کشور قرار می‌گیرد که بر سه پایه استوار باشد:

• قدرت: طرف مقابل بداند که فشار و تجاوز بی‌هزینه نخواهد بود؛

• عزت: چارچوب مذاکره متضمن حفظ شأن و استقلال کشور و پاسداری از آرمانهای انقلاب و نظام باشد؛

• مصلحت: هدف مذاکره، کاهش هزینه‌های ملی و تثبیت منافع واقعی کشور باشد، نه صرف نمایش یا تسلیم.

بر این اساس، هر الگوی مدیریتی که بتواند میان میدان و مذاکره پیوند برقرار کند، در واقع یک کارویژه کلیدی برای اعتلای کشور ایفا کرده است: یعنی تبدیل توان مقاومت به دستاورد سیاسی.

قالیباف در این سطح، دقیقاً همان الگوی «مذاکره از موضع قدرت» را پیاده کرد. او در اوج فشارهای دیپلماتیک، با تأکید بر اینکه موشک‌ها پشت میز مذاکره می‌نشینند، توازن قوا را به نفع ایران بازتعریف کرد. قالیباف به عنوان یک الگوی مدیریتی، در بزنگاه‌هایی که برخی بر «هر توافقی بهتر از جنگ» تأکید می‌کردند، خط قرمز روشنی ترسیم کرد: «تا اطمینان پیدا نکنیم که حقوق ملت ایران را گرفته‌ایم، هیچ توافقی را تأیید نخواهیم کرد.».

اگر بخواهیم نقش قالیباف در «اعتلای کشور» را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت: «او در سخت‌ترین ساعات جنگ تحمیلی سوم، ستون فقرات یک نظام مدیریت بحران یکپارچه بود؛ سیستمی که در آن، همه نهادهای کشور به عنوان پشتیبان دفاع ملی وارد میدان شدند و مذاکره از یک نقطه ضعف به یک ابزار عزتمندانه برای نقد کردن امتیازات میدان به نفع ملت ایران تبدیل شد.»

اما این نقش‌آفرینی محوری، بی‌هزینه نبود. «قالیباف در اوج جنگ، جان خود را در کف دست گذاشت» و بارها تا مرز ترور و شهادت پیش رفت. همچنین هنگامیکه به عنوان نماینده نظام و در قامت رئیس تیم مذاکره کننده ایرانی، از موضع قدرت، به مذاکره با دشمن رفت، آبروی خود را در طبق اخلاص نهاد؛ از یک سو دشمن خارجی برایش روایت‌سازی دروغین انجام می‌داد و آبرو و اعتبار او را هدف تخریب قرار داده بود، و از سوی دیگر برخی مخالفان و رقبای داخلی نیز از همین منظر به او حمله می‌کردند. افزون بر این، او در «روایت‌سازی جنگ» نیز نقشی فعال و بی بدیل ایفا نمود. پیام ها و گفتگوهای تلویزیونی او در این ایام، که همزمان وحدت بخش و امیدآفرین بود، به عنوان برگ زرینی از خاطرات این جنگ تحمیلی در حافظه ملت ایران برای همیشه ثبت خواهد شد. این روایت سازی رسانه ای در برابر موج رسانه‌ای دشمن (به ویژه کارزار رسانه‌ای ترامپ)، تأثیرگذاری اساسی در عرصه رسانه داشت.

تشکر رهبر معظم انقلاب، در واقع تأیید این واقعیت عینی است که این الگوی مدیریتی با این هزینه‌های سنگین شخصی کار کرده است. نه به این معنا که ایران بدون هزینه از بحران عبور کرد، بلکه به این معنا که «هزینه‌ها به فروپاشی، تسلیم یا از دست دادن عزت ملی منجر نشد». و این، دقیقاً همان معنای «اعتلای کشور در شرایط جنگی» است: عبور از بحران با حفظ مبانی قدرت، انسجام و حیثیت ملی. قالیباف در این مسیر، نقشی محوری و ماندگار ایفا کرد و مقام معظم رهبری با پیام خود، این نقش را برای تاریخ حکمرانی انقلاب اسلامی ثبت نمود.