پنجره ها را نبندید؛ بازسازی «ما» در عصر الیگارشی فناوری

۱. گفتمان موشک؛ روایت خودباوری در دل محدودیت

موشک ایرانی فقط یک ابزار نظامی نیست؛ موضوع یک گفتمان است. روایتی که می‌گوید: «ما در شرایط تحریم و محدودیت نیز می‌توانیم از پسِ فناوری‌های پیچیده برآییم.» این گفتمان برای نسل‌های مختلف ایرانی یک پیام روان‌شناختی عمیق داشت: «ما می‌توانیم.» در جنگ نامتقارن، قدرت سخت تنها بخشی از معادله است. اما اگر این روایت فقط در حوزه موشک و نظامی‌گری باقی بماند و به اقتصاد دیجیتال، رسانه و زیرساخت‌های شناختی جامعه گسترش نیابد، به تدریج به شعار تکراری و بی‌اثر تبدیل خواهد شد.

۲. عصر الیگارشی فناوری؛ وقتی الگوریتم‌ها افکار عمومی را مهندسی می‌کنند

جهان وارد عصر الیگارشی فناوری یا به تعبیر آمریکاییها “برولیگارشی” شده است؛ وضعیتی که در آن چند میلیاردر فناوری با الگوریتم‌های هوش مصنوعی و پلتفرم‌های دیجیتال، تعیین می‌کنند چه روایتی دیده شود و چه روایتی دفن گردد. بخش قابل توجهی ازاقتصاد امروز، اقتصاد “توجه” است. اسرائیل سال‌هاست در جنگ شناختی سرمایه‌گذاری کلانی می‌کند – از توسعه نظام استارتاپی تا آموزش اینفلوئنسرها تا ساخت مدل‌های روایت‌پرداز هوشمند برآمده از حمایت صهیونیسم آمریکایی. ایران در این میدان عقب افتاد و بخش قابل توجهی از مردم (در داخل و دیاسپورا) در پروپاگاندای غرب استحاله شدند. نتیجه: فرسایش اعتماد به روایت داخلی و دوپاره شدن تصویر ذهنی از واقعیت.

۳. جنگ شناختی؛ فروپاشی «حس واقعیت» مشترک

روان‌شناسی اجتماعی می‌گوید: برای حفظ انسجام، یک جامعه نیاز به تصویر مشترکی از واقعیت دارد. وقتی الگوریتم‌ها به هر کاربر یک «واقعیت» شخصی‌شده نشان می‌دهند، گروه‌های اجتماعی دیگر نمی‌توانند بر سر یک چیز توافق کنند. این وضعیت، بی‌هنجاری (Anomie) نام دارد: هنجارها سست می‌شوند، اعتماد افقی فرو می‌ریزد و هر کس دیگری را فریب‌خورده یا خائن می‌بیند. این دقیقاً همان چیزی است که امروز در جامعه ایران می‌بینیم.بخصوص که شخصی سازی واقعیت برای کاربران فضای مجازی بر اساس الگوریتم های بایاس شده و سامانه های یادگیری شده جهت دار و فیک نیوز ها شکل گرفته اند.

۴.”ما”ی تکه‌تکه؛ فرسایش تعلق جمعی

امروز در ایران حداقل سه روایت از «ما» داریم: “ماِ” ی حاکمیت (ما که از انقلاب و استقلال دفاع می‌کنیم)، “ماِ”ی معترض داخلی (مردم سرخورده و بی‌اعتماد)، و “ماِ”ِی دیاسپورا (ایرانیان خارج که گاهی تصویری ایده‌آل‌زده یا سیاه‌نمایانه از داخل دارند). هر کدام دیگری را برچسب می‌زند. این تکه‌تکه شدن سرمایه و اعتماد اجتماعی را تخریب می‌کند. پژوهش‌های روان‌شناسی اجتماعی نشان می‌دهد که فرسایش تعلق جمعی با تنهایی مزمن، قطبی‌شدن خصمانه و اضطراب فراگیر همراه است. بازسازی «ما» نیازمند روایت مشترکی است که تفاوت‌ها را نفی نکند، بلکه توان مدیریت اختلاف‌ها در یک چارچوب ملی منعطف را داشته باشد.

۵. از محدودسازی به توانمندسازی؛ بازسازی اعتماد

تجربه دهه اخیر نشان داده است: فیلتر گسترده شبکه‌های اجتماعی و قطع اینترنت نه تنها جلوی نفوذ دشمن را نمی‌گیرد، بلکه خشم را شعله‌ور می‌کند، به کسب‌وکارهای خرد ضربه می‌زند، و مهم‌تر از همه اعتماد عمودی را کاملاً منهدم می‌سازد. کسانی که پول و رانت دارند به راحتی فیلترشکن حرفه‌ای می‌خرند؛ قشر ضعیف و عادی جامعه است که از فرصت‌های آموزشی و اقتصادی محروم می‌شود و شکافهای اجتماعی و اقتصادی عمیق تر می گردد. در مقابل، رویکرد توانمندسازی شامل: دسترسی عادلانه و ارزان به اینترنت برای همه(از ارکان کاهش شکاف دیجیتال تحت عنوان استطاعت پذیری دیجیتال)، حمایت جدی از استارتاپ‌های بومی (به جای شعار)، و آموزش سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی از مدرسه تا دانشگاه. اعتماد با اجبار ساخته نمی‌شود؛ با احترام به توانایی قضاوت مردم ساخته می‌شود.

۶. بازتعریف «ما می‌توانیم» برای عصر جدید

اگر گفتمان گذشته بر غلبه بر محدودیت فیزیکی (موشک، صنعت، تحریم) تأکید داشت، گفتمان امروز باید بر غلبه بر محدودیت شناختی و روایتی متمرکز شود. قدرت آینده فقط موشک و نفت نیست؛ قدرت آینده سرمایه شناختی ملی است: توان جامعه برای فهم پیچیدگی، تشخیص اطلاعات معتبر از جعلی، حفظ همبستگی در میان تکثر روایت‌ها، و بازسازی اعتماد پس از هر شوک. این یعنی همان روحیه «ما می‌توانیم» را از آزمایشگاه موشکی به آزمایشگاه رسانه، داده و هوش مصنوعی ببریم.

نتیجه: بازسازی «ما»، سپر واقعی در برابر بحران‌ها

در عصرالیگارشی فناوری، بستن پنجره‌ها نه تنها بی‌نتیجه، بلکه معکوس نتیجه داده است. راه پیشگیری از بحران‌های امنیتی، اقناع کل منسجم ایران است: با روایت‌های صادقانه (حتی اگر تلخ باشند)، با احترام به کرامت و عقلانیت شهروندان، و با باز کردن فضای گفتگو میان همه «ما»ها. بازسازی «ما»ی تکه‌تکه، مهم‌ترین پروژه ملی امروز است. اگر در آن موفق نشویم، هیچ موشکی نمی‌تواند از فرسایش درونی و استحاله شناختی جلوگیری کند. اما اگر موفق شویم، آن وقت است که هم در جنگ شناختی پیروز خواهیم شد و هم انسجامی خواهیم ساخت که دشمن نتواند آن را با هیچ الگوریتمی یا هیچ پلتفرمی بشکند.

1717